ممکنه بارها درمورد تاثیر گذر زمان در فراموش کردن یک موضوع ناراحت کننده یا حتی خاک گرفتن احساسات و خاطرات خوب شنیده باشید. این مهارت، درمورد تاثیر روانی زمان صحبت میکنه، به شکلی که انگار گذر زمان، مثل برف، روی ذهن آدما میشینه و رفتارها، عادت‌ها یا خاطراتی رو پنهان میکنه. 

با این وجود، پنهان شدن لزوما به معنی مرگ پدیده نیست. گاهی گذر زمان باعث میشه تا آدم، یک استعداد یا علاقه‌ی خاص رو فراموش کنه و فکر کنه این بخش از وجودش مرده و مجددا خود گذر زمان، به نوعی رستاخیز برسه و اونچه که فکر میکردیم از بین رفته رو دوباره زنده کنه. درک ماهیت زمان و تاثیر روانیش، در عین کمک به تلاش آگاهانه برای زنده کردن علایق و استعدادهای فراموش شده، میتونه کمک کنه تا آدم در فواصل زمانی مختلف، مجددا قربانی ضعف های خودش نشه. 

گاهی گذر زمان، باعث میشه تا آدم یادش بره قبلا از کدوم ضعف ها یا کمبودهاش سواستفاده شده و در عین برطرف نکردن این ضعف ها، زمان میگذره و حتی وجودشون فراموش میشه. در این حالت، فرد مستعد اینه که دوباره بابت این ضعف های قدیمی، آسیب ببینه یا مورد استفاده قرار بگیره. شاید آدم نتونه فورا ضعف ها و آسیب های روانی خودش رو برطرف کنه و این موضوع کاملا طبیعیه اما آگاهی درمورد وجود این نقاط آسیب پذیر، می‌تونه به فرد کمک کنه تا بیشتر مراقب باشه و تا جای ممکن، خودش رو در موقعیت‌هایی که براش پرریسک و خطرناک قلمداد میشن قرار نده. 

این مهارت، نگاهی انتزاعی و روانشناختی به مفهوم زمان و تاثیرش بر ذهن انسان داره.