بادومی جون ظهر خواب سه تا اسب سیاه رو دیدم
یکیشون خیلییییییییی بزرگ بود، سیاه سیاه سیاه
اون اسب متوسط پشتش بود، یه اسب کوچیکتر هم پشت اون اسب متوسطه بود که انگار مریض بود
ولی اسب بزرگه خیلی سرحال و سالم و زیبا بود
( سه تا اسب رو هم رو هم بودن)
همش نگران بودم داداشم بره سمتش بهش لگد بزنه
یه آقایی با کراوات قرمز بود که انگار پسرعموم بود (فقط تو خواب، در واقعیت همچین کسی رو نمی‌شناسم) گویا خیلی هم پولدار بود و با یه حالت فخرفروشی باهام حرف میزد
اون اسب ها خیلی توجهمو جلب کردن
بنظرت معنیش چیه؟

تعبیر:
معمولا خواب‌هایی درمورد اسب، مرتبط با مفهوم نجابت و رفتار جنتلمنانه در جامعه هستن، اما وقتی به‌صورت منفی ظاهر میشن، می‌تونن هشداری درمورد یه جور سوءتفاهم درمورد این رفتارا باشن.
مثلا آدمی رو فرض کنید که خیلی مودبانه، به افرادی خدمت میکنه که لزوما قدردانش نیستن یا از نیروی کار و رفتار خوبش سواستفاده میکنن.
رنگ قرمز، در اینجا با یه فرد منفی ظاهر شده و در عین حال خود کراوات و ظاهر اون فرد، درمورد یه وضعیت به ظاهر نجیب اما در باطن نابهنجار صحبت میکنه. رنگ قرمز، همچنین مرتبط با حس تعلقه.
اسب ها هم در اینجا، ظاهرشون اسبه اما یه وایب منفی و نابهنجار دارن و شما میدونید که میتونن خطرناک باشن.
ممکنه در حال حاضر، در اطرافیان یا جامعه، رفتارها یا افکاری رو ببینید که در ظاهر نجیب و جنتلمن هستن اما ناخودآگاه، نابهنجاری درونشون رو احساس می‌کنید.
برادرتون در اینجا میتونه نماد اون بخش از شخصیتتون باشه که ناخودآگاه میدونید آسیب پذیرتره و باید مراقبش بود. صرفا لازمه این آگاهی ناخودآگاه رو جدی بگیرید و اگه یه طرز فکر یا رفتار به ظاهر خوب اما در باطن نابهنجار رو می‌بینید، ازش ساده نگذرید. گاهی یه ظاهر خوب، باعث میشه آدم بدی های یه گروه یا فرد یا طرز فکر خاص رو نادیده بگیره.

اون طرز قرار گرفتن اسب‌ها و طرز قرار گیریشون هم مجددا در خدمت پنهان کردنه و خود رنگ سیاه، نماد رمز و راز، تلاش برای پنهان بودن و چیزیه که کشفش ممکنه کمی دشوار باشه.