شیلین وودلی با فیلمای اکشن و سرگرم کننده‌اش شناخته شده و گرمای کشنده، یکی از فیلمای کاملا ایده‌آل این بازیگره که به‌نظرم بازخوردهایی فراتر از اونچه که ازش انتظار میرفت رو به‌دست آورده. غیر قابل انکاره که داستان، پیچش و معمای جالبی داره اما اجرای ایده، چندان قابل قبول نیست و شانس زیادی برای ارتباط گرفتن با مخاطب خودش نداره.

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

کیفیت رابطه‌ی زناشویی شخصیت‌های اصلی، هرگز درست شرح داده نمیشه و شاید به امید ایجاد نوعی تعلیق، دیالوگ‌ها بیش از حد بدون هیچ احساسی بیان میشن. به این مدل فیلما میگم رمان تصویری، از این بابت که صرفا به اندازه‌ای براشون وقت گذاشته شده که می‌تونیم داستان اصلی رو بفهمیم و شاید برای ارتباط گرفتن با سناریو لازم باشه اتفاقات رو توی ذهن‌مون بازسازی کنیم و بازیگرا رو تغییر بدیم تا ایده‌ی اصلی نویسنده رو درک کنیم.

چرا میگم این فیلم بازخوردهایی فراتر از حد انتظار گرفته؟ تعداد مشارکت کننده‌هاش توی سایت IMDb حدود 11 هزار‌تاست که عدد خوبی برای کاریه که مدت زیادی از انتشارش نمی‌گذره اما به‌کرار فیلمایی رو دیدم که به‌مراتب، خوش‌ساخت‌تر از گرمای کشنده بودن اما حتی بعد از گذشت چندین سال هم نتونستن بازخورد چندانی دریافت کنن. این موضوع می‌تونه برگرده به لیست بازیگرای این سریال که میشه گفت حداقل 3 فرد سرشناس داره و همچنین تبلیغاتی که برای فیلم صورت گرفته.


امتیازاش تقریبا از تمام سایتا متوسطه البته اگر راتن تومیتو رو نادیده بگیریم که اتمسفر کمابیش متفاوت‌تری داره. نکته‌ی دیگه‌ای که شاید بد نباشه قبل از شروع نقد محتوا بدونید اینه که این فیلم بر‌اساس یه داستان واقعی ساخته نشده اما از یه اتفاق مشابه، الهامش گرفتن.
هشدار: ادامه‌ی این مطلب می‌تونه داستان فیلم رو لو بده.

نویسنده سعی کرده یه پیغام خیلی صریح و واضح که توصیف کننده‌ی نوعی از اخلاقیات هست رو توی نقطه‌عطف داستانش قرار بده و اون مساله‌ی آزاد گذاشتن معشوقه. ما آدمایی رو می‌بینیم که سعی می‌کنن روی شریک زندگی‌شون تسلط داشته باشن و اونو به‌زور نگه دارن اما لزوما با هم رابطه‌ی با‌کیفیتی ندارن و رضایت دو طرف، برآورده نشده.
فردی که دچار میل تسلط هست به خودش از این بابت حق میده که نوعی تعهد عاطفی بینشون بوده و قرار بوده که صادقانه در کنار همدیگه بمونن. وقتی شما بدون اطلاع دادن به طرف مقابل، شروع میکنید به قرار گذاشتن با یه نفر دیگه و از یه شخص دیگه به‌عنوان سوپاپ اطمینان استفاده می‌کنید، میتونید انتظار داشته باشید که با رفتارای سلطه‌گرانه رو‌به‌رو بشید چون اتفاقی که داره رخ میده یه خیانته.
نیک بالی در اینجا به‌عنوان مردی شناخته میشه که سعی کرده همسرشو کنترل کنه در حالی‌که همسرش داشته مدام خیانت میکرده و وقتی هم شوهرش سعی میکنه حقیقت رو بشنوه، حرفای مظلوم‌نمایانه و روشنفکرانه‌ای مثل اینکه چرا داری کنترلم میکنی؟ رو می‌شنوه. این چیزی غیر از نوعی خشونت منفعلانه نیست و اگر زنی مثل مونیک تصمیم می‌گیره که اینطوری خشونت بورزه، لزوما به‌خاطر طبع صلح‌طلب و معصومش نیست بلکه بابت اینه که نمی‌تونه به شکل دیگه‌ای خشونت نشون بده و قدرتش رو نداره. اما ظاهر این رابطه و نحوه‌ی روایت داستان باعث میشه تا نیک بالی به‌عنوان یه مرد سلطه‌گر و خودخواه شناخته بشه و مونیک، تا حد زیادی تبرعه بشه.

خیانت و ساده‌انگاری موضوع وفاداری، شاید آسیب فیزیکی خاصی ایجاد نکنه اما می‌تونه هویت و شخصیت آدما رو شدیدا هدف قرار بد‌ه و آسیب روانی جدی و طولانی مدتی رو ایجاد کنه. این کاریه که پنلوپی هم انجامش داده و آدمی نبوده که به شکل اخلاقی و منصفانه سعی کنه مشکلات زندگی خودش رو حل کنه. صرفا به شکل زنانه‌ای پیش رفته تا بتونه جنایت خودش رو با محدودیت‌هاش مطابقت بده. اما نحوه‌ی روایت فیلم، بیشتر به سمت‌و‌سوی افکار فمنیستی میره و سعی میکنه به زن‌ها بابت طرح ریختن همچین حیله‌هایی حق بده.
هیچکس همچین شخصیت‌هایی رو مجبور نکرده که وارد تعهدات ازدواج بشن و اینکه طرف مقابل‌شون یه مرده و قدرت فیزیکی و اجتماعی بیشتری داره هم تضمینی بر این نیست که به‌لحاظ روانی، افراد قوی‌تری باشن و در مقابل دروغ، خیانت و اخاذی، رنج خاصی رو احساس نکنن. این نهایت بی‌مسئولیتی یه زن رو می‌رسونه که برای حفظ بقا و بهبود کیفیت زندگی خودش، احساسات یه مرد رو به بازی بگیره یا ازش سواستفاده کنه.

جمع‌بندی
گرمای کشنده رو میشه از بسیاری جهات، فیلمی جانبدارانه به‌حساب آورد که اگر روایت صادقانه و باورپذیرتری رو براش طراحی می‌کردن، تاثیرش روی ذهن مخاطب، 180 درجه با روایت فعلی تفاوت پیدا می‌کرد. نقد کمک می‌کنه تا اونچه که سازنده‌ها سعی کردن پنهان کنن یا اهمیتی به نشون دادنش ندادن رو ببینیم و درک کنیم.