نقد و بررسی فیلم Kingdom of Planet of the Ape
4 تیر · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم Kingdom of Planet of the Ape| پادشاهی سیارهی میمونها
حتی اگر قسمتهای قبلی و فرنچایزهای سیارهی میمونها رو ندیده باشید، باز هم قرار نیست که تجربهتون از دیدن پادشاهی سیارهی میمونها که چهارمین فرنچایز به حساب میاد، مختل بشه. چهارچوب داستانی این فیلم، اجازه میده تا بیننده، بدون هیچ پیشزمینهای به سراغش بره و از دیدنش لذت ببره.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
پادشاهی سیارهی میمونها بهعنوان کاری که مدت زیادی از انتشارش نمیگذره، تا الان تونسته امتیاز 7.2 رو با درصد مشارکت پایینی از سایت IMDb به دست بیاره که میشه انتظار داشت در طولانی مدت، این امتیاز، تاحدی تغییر کنه. اما از طرف مخاطبای گوگل، تونسته 88 درصد پسند به دست بیاره که امتیاز قابل توجهیه و نشون میده که ما با یه فیلم جالب و مردمپسند رو به رو هستیم.
فیلم قبلی پادشاهی سیارهی میمونها در سال 2017 منتشر شد و از جمله کارایی هست که قسمت جدیدش، محبوبیت بیشتری نسبت به قسمت قبلیش به دست آورده.
داستان سیارهی میمونها، به موضوعات بنیادی جوامع انسانی مثل صلح و برابری و نقد افکار نژادپرستانه پرداخته و رویکردهای عمدتا جالب و تحسین برانگیزی رو به دور از افکار شعارزده، به نمایش گذاشته.
سوالی که در حین مواجهه با چنین فیلمایی میشه مطرح کرد اینه که چقدر تونسته در بیان پیام اصلی خودش، موفق ظاهر بشه و آیا الگوهای ناسالمی رو میشه توی پیامای این فیلم دید؟
سیارهی میمونها ادبیات ساده و قابل فهمی در مورد نژادپرستی داره و شانس اینو داره که همدلی بینندهاش رو به دست بیاره. جهانبینی شخصیتها در جریان این داستان، دچار تحولات قابل توجهی میشه و عملا ما با نوعی سیر رشد، رو به رو هستیم. با این وجود، روی الگوهای بسیار بدوی که به نژادپرستی دامن میزنه در حرکت هستیم. پیچیدگی چالشی که این سیاره باهاش رو به رو هست، خیلی بیشتر از این حرفاست و وقتی که فیلم تموم میشه، ما بهمراتب، سایهی سنگینتری رو روی دوام و بقای ساکنای سیاره حس میکنیم.

این فیلم در نقد الگوهای بدوی مرتبط با نژادپرستی، موفقیت خوبی به دست آورده اما لزوما چنین الگوهایی توی دنیای امروز، نمیتونن الهامبخش و راهگشا باشن. در واقع مشکل افراد نژادپرست این نیست که مفهوم برابری و انسانیت رو درک نمیکنن؛ مشکل اینه که اغلبشون ظاهرا نمیدونن که چطور بدون داشتن افکار گروهزده و نژادپرستانه، منافع خودشون رو تامین کنن.
تامین بقا توی جامعهای که رو به ازدیاده و میل زیادی برای تکثیر وجود داره، میتونه به راحتی، باعث ایجاد اختلاف و خونریزی بشه.
مشکلی که ما امروزه باهاش رو به رو هستیم همینه که دنیا برامون جای کوچیکیه و حس میکنیم که جای همدیگه رو تنگ کردیم. ما نمیتونیم در حالی که سرعت تکثیرمون زیاده، در کنار هم رشد کنیم و رفاه زندگیمون رو گسترش بدیم. جامعهی میمونهای این سریال هم الگوهای بسیار بدوی بقا رو دنبال میکنن. اونا افرادی هستن که از همون ابتدا، پتانسیل نابودی رو داشتن و عملا قربانی جهل خودشون شدن و دوباره هم این اتفاق ممکنه براشون بیوفته.
دورهی زمانیای که سیاره رو به همچین مرحلهای رسونده باعث شده تا موجودات، نقطهعطف تحولات سیاره رو فراموش کنن و از نابهنجاریای که سایهاش روی سرشون سنگینی میکنه، غافل بشن.
میمونها به عقیدهی انسانها در نتیجهی یک ویروس، دچار تحول شدن و قدرت تعقل زیادی رو به دست آوردن. درحالی که بهسختی میشه گفت چیزی که باعث تحول میمونها شده، یه ویروسه. اونها بهشکلی تغییر کردن که قدرت ذهنی انسان گونهای به دست آوردن و مسلما تعلیمپذیر هستن اما انسانها که علاقهای به همزیستی با این موجودات و تقسیم کردن سیارهشون با این موجودات هوشمند جدید نداشتن، بهراحتی وارد جنگ شدن و سیاره رو به میمونها باختن.
این اشتباهیه که انسان انجام داده و تاوانش رو تمام گونههای هوشمند روی سیاره دارن پس میدن. انسانی که این همه تکنولوژیهای مختلف به دست آورده و در زمینهی علمی و پزشکی پیشرفت کرده، در تدبیر موضوعاتی که در مورد انسانیت و هوش انسانگونه است، دست بسیار پایینی داره و حتی میشه دید که میمونها، در این زمینه دارن ازشون جلو میزنن.
جمعبندی
ایجاد صلح، یک علمه که بدون جنگ و خونریزی میتونه زمینهی همزیستی و تکامل موجودات رو فراهم کنه. این علمی هست که توی فیلمایی مثل سیارهی میمونها مورد بررسی و نقد قرار میگیره و از این بابت میتونه برای بینندهی خودش، الهامبخش واقع بشه.