نقد و بررسی فیلم Knox Goes Away 2023
5 تیر · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم Knox Goes Away 2023| ناکس میرود، خاطرات یک قاتل
ناکس میرود یا خاطرهی یک قاتل، اگر درست یادم باشه، سومین فیلم مرتبط با آدمکش بازنشسته است که از تولیدات 2023 دیدم. مایکل کیتون، نقش اول این فیلم، در "خاطرهی یک قاتل"، ترکیب جالبی از رفقای جنایتکار رو با آل پاچینوی افسانهای درست میکنه. این بازیگر، همچنین کارگردانی این فیلم رو بهعهده داره و بهعنوان کاری که حدودا یکسال از انتشارش میگذره، تا الان تونسته 75 درصد پسند مخاطبای گوگل و امتیاز 7 از 10 رو از سایت IMDb بهدست بیاره.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
اگه دنبال یه کار دلهرهآور جنایی هستید، یه انتخاب خوب پیش روتون هست که شاید داستانش قابل پیشبینی باشه اما تونسته اتمسفر خوبی رو خلق کنه.
هشدار: ادامهی مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.
هالیوود لیبرال، مشکل خاصی با موجه جلوه دادن برخی از انواع جنایت و قتل نداره و این روزا، فیلما پر شدن از افرادی که آدم میکشن و شهر رو به آشوب میکشن ولی مخاطبا دوستشون دارن و اونا رو درحد یه قهرمان قابل تحسین، بزرگ میکنن. این درمورد خاطرات یک قاتل هم صدق میکنه و تصویری که درنهایت از ناکس، تفاوت خاصی با یه قهرمان نداره. اون سعی میکنه جرم پسر قاتلش رو لاپوشونی کنه. پسری که داره توی یه جامعهی پیشرفته زندگی میکنه و فرصتشو داشت تا بهصورت قانونی و حسابشده، جرمی که معشوق دخترش انجام داده رو پیگیری کنه.

ارتباط با نوجوونای زیر سن قانونی، جرمی بود که حتی چنانچه نوهی ناکس بهطور توافقی بهش تن داده باشه، نمیشد ازش شونه خالی کرد. با این وجود، فیلم انتظار داره تا روزمرهی یه قاتل قراردادی رو درک کنیم و بپذیریم که این مدل اتفاقا، برای فردی مثل جان ناکس، عادی هستن و مثلا قراره چه واکنش دیگهای دربرابر اعتراف پسرش درمورد قتل نشون بده؟
بحث اینه که هالیوود بهکرار سعی کرده قاتلا رو افرادی مثل کارمندای اتوکشیده نشون بده که وفادارانه به خونوادهشون خدمت میکنن. بعضا میزان مرام و معرفتی که برای اطرافیانشون میذارن از یه کارمند وفادار هم بیشتره. بهطور مثال، جان ناکس با اطلاع پیدا کردن از بیماریش تصمیم میگیره تا اموال خودشو به همسر و فرزندش منتقل کنه و بهشکل سخاوتمندانهای، حتی قصد داره بخشی از این ثروت رو در اختیار زن غریبهای قرار بده که صرفا شریک تختخوابش بوده.

مشکل اینطور داستانا اینه که یه تصویر فانتزی از موضوع قتل و شرارت نشون میدن و شخصیتهای ایدهآل بازار اما دور از عقلی رو میسازن که صرفا قراره ما رو درگیر یه ماجرای سرگرمکننده کنن.
زندگی فردی مثل مایلز، پسر جان ناکس، حتی به اندازهی یک فصل هم برای مخاطب چنین فیلمی قابل تحمل نیست، چون میشه حدس زد که مایلز بهسختی ممکنه درگیر رفتارای خارج از عرف بشه و روزمرهاش اصلا قابل مقایسه با پدر قاتلش نیست.

اون فرد شدیدا کلافهایه که با دستپاچگی، تا زمان نامعلومی قراره با فرهنگ عمومی درگیر باشه و تا کسی چشمش به دخترش میوفته، اعصابش بههم بریزه و درعینحال، سعی کنه تا دست و پای خودشو گم نکنه و روش پدرش رو درپیش نگیره.
خشم و نفرت در مایلز، خیلی ملموسه؛ درحالی که پدر قاتلش مجبور نیست در مقابل افرادی که ناامن بهنظر میرسن، چنین خشمی رو تجربه کنه. برای پیرمرد، به قتل رسوندن دیگران، تبدیل به یه انتخاب سرراست شده و مدتهاست که به همین روش سعی میکنه خودشو از عرف جامعه جدا کنه.

امثال مایلز میدونن جامعهای که درونش زندگی میکنن یه ایرادی داره ولی همچنان سرشون به زندگی خودشونه و مگر اینکه فردی از اعضای خونوادهی خودشون بهخطر بیوفته که کمی از کوره در برن و تعصب نشون بدن وگرنه، هیچوقت سعی نمیکنن درمقابل چیزی که میدونن نابهنجار و ناامنه، یه مبارزهی مدنی انجام بدن.
درنظر مایلز، پدرش بهعنوان یه قاتل قراردادی، بهمراتب شرافتمندتر از فردیه که با دختر زیر سن قانونیش رابطهی جنسی برقرار میکنه چون هرچی نباشه جان ناکس، پدر خونی مایلز بهحساب میاد و حتی اگر یه قلب سنگی داشته باشه، میشه روی حمایتی که قراره از خونوادهاش کنه حساب باز کرد.
جمعبندی
مشکل دقیقا همینجاست که چنین سناریوهایی سعی نمیکنن گروهزدگی و وفاداری کاتولیکی که همیشه خونواده رو به وضعیت جامعه ارجحیت میده زیر سوال ببره و برعکس، ارزش وفاداری به خونواده رو پررنگ میکنه و از فردی که بهخاطر رفاه خونوادهاش حاضره خودخواهانهترین رفتار رو با دنیا داشته باشه، یه قهرمان میسازه.
شما صرفا در همزادپنداری با مایلز یا دخترش هست که ممکنه از عملکرد جان لذت ببرید و تحسینش کنید اما چنانچه یکی از افراد به قتل رسیدهی این فیلم یا افرادی بودید که مجبور بودید زیر سایهی ترس از افرادی مثل جان ناکس، تن به کارایی بدید که بهتون تحمیل شده، احتمالا زیاد هم از اسطورهی پدر وفادار کاتولیک خوشتون نمیاومد.