اخبار ابتدایی درمورد فیلم Brides
6 تیر · · خواندن 4 دقیقه
فیلم عروس ها داستان دخترای نوجوونی هست که از بریتانیا به سوریه سفر میکنن تا با اعضای گروه داعش ازدواج کنن. این فیلم سعی داره عمق احساسات، انگیزه ها و شرایط دشواری رو نشون بده که این دخترا که سن خیلی کمی دارن رو به لحاظ روانی، تبدیل به پدیده هایی قابل ادراک کنه. این درحالی هست که رسانه ها معمولا این موضوع رو از زاویه ی قضاوت های عجیب و بعضا با حرف های تحریک آمیز پوشش میدن، این اثر سعی داره با دقت و ظرافت، نگاه انسانی و همدلانه رو نسبت به این موضوع ایجاد کنه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
این فیلم داستان دو دوست به اسم دو و مونا هست که قصد دارن با جنگجوهای داعشی ازدواج کنن. فیلم بیشتر روی سفر و انگیزه ها تمرکز داره و مثل بقیه ی روایت های مشابه، تجربه ی واقعی و خشونت آمیز زندگی در همچین ازدواج هایی رو نشون نمیده. پایان فیلم هم نگاهی هشداردهنده درمورد تفاوت شدید بین واقعیت و وعده های شبکه های اجتماعی داره.
این فیلم از نظر منتقدها به عنوان یک درام قدرتمند و تاثیرگذار به کارگردانی نادیا فال شناخته شده و نویسنده اش فردی به اسم سهیلا البوشرا هست. این فیلم درتاریخ 25 سپتامبر 2025 اکران شده و جزو سینمای مستقل به حساب میاد.
کارگردان و نویسنده ی این فیلم، سابق بر این هم به موضوعات اجتماعی، مهاجرت و مسائل هویتی پرداختن و تمرکز این داستان هم روی شخصیت و روانشناسی نوجوانان هست.
انگیزه ی عروس ها در این فیلم، نه به عنوان تصمیمات سیاسی و ایدئولوژیک بلکه به عنوان واکنشی انسانی، احساسی و گاه کودکانه به شرایطی که درونش رشد کردن توصیف میشه. دو یک دختر خجالتی، درونگرا و متفکره و انگیزه اش بیشتر به این موضوع برمیگرده که دنبال معنا، تعلق و فرار از انزواست. اون به نظر میرسه که دنبال نوعی ایمان یا ساختار روانی هست که بتونه آشفتگی درونی خودش رو آروم کنه. سفرش به سوریه هم بیشتر شبیه یک آرمان گرایی خام هست تا اینکه بخواد یک تصمیم آگاهانه باشه.
مونا دختری پرخاشگر، جسور و ناآرام هست که انگیزه اش بیشتر مرتبط با اعتراض، هیجان طلبی و خشم نسبت به دنیای اطرافش هست. اون به نظر میرسه که میخواد دیده بشه، قدرت داشته باشه و از محدودیت های اجتماعی فرار کنه حتی اگر این فرار، به سمت تاریکی باشه.
هر دو دختر، تحت تاثیر تصاویری هستن که در فضای مجازی از زندگی در خلافت دیدن و این تصاویر، ترکیبی از وعده های عاشقانه، معنوی و قهرمانانه رو بهشون القا میکنه. فیلم نشون میده که چطور این وعده ها، با واقعیت خشن و بی رحم تضاد داره، مخصوصا در سکانس پایانی که حس فروپاشی رویای این دو دختر رو نشون میده.
رابطه ی بین دو و مونا هم بخشی از انگیزه شون به حساب میاد. اونها نوعی وابستگی نوجوانانه رو تجربه میکنن که کمک میکنه تصمیمات خطرناک رو راحت تر دنبال کنن.
در سال های اوج فعالیت داعش، گروه های وابسته به اونها در شبکه های اجتماعی، بخصوص تلگرام، توییتر و بعضا یوتیوب، تصاویری منتشر میکردن که هدفشون جذب جوانان، بخصوص زنان و دختران نوجوان بود. اما این تصاویر، واقعیت زندگی در خلاقت رو نشون نمیدادن بلکه نوعی تبلیغات آرمان گرایانه و فریبنده بودن.
این تصاویر سعی داشتن وعده ی زندگی خانوادگی آرام، ازدواج های عاشقانه، معنویت و قدرت و برادری جهانی رو بدن.
زن هایی با حجاب کامل در خانه هایی تمیز، در حال آشپزی یا مراقبت از بچه ها رو نشون میدادن و انگار خلافت، بهشت سنتی و امنی برای زنان بود. روایت هایی از دختران غربی که عشق واقعی رو در ازدواج با مجاهدان پیدا کردن با عکس هایی از حلقه، گل و لبخند و همچنین زنان در حال دعا، آموزش قرآن یا حتی آموزش نظامی با شعارهایی درباره ی افتخار خدمت در راه خدا نشون داده میشد.
این محتواها اغلب در فضاهای بسته و رمزگذاری شده منتشر میشدن و پلتفرم هایی مثل توییتر و یوتیوب، بعد از مدتی این محتواها رو حذف یا فیتلر کردن.
هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه پایان فیلم رو لو بده.
در پایان این فیلم، بعد از سفری پرتنش از بریتانیا به ترکیه، دو و مونا در فرودگاه استانبول رها شده و سردرگم میشن. وعده هایی که در ویدیوهای آنلاین دیده بودن مثل استقبال گرم، کاملا محو میشن و دو تصمیم میگیره خودشون رو با اتوبوس به مرز سوریه برسونه و فیلم به یک فیلم جاده ای پرریسک تبدیل میشه و اتفاقاتی مثل دعوا، دزدی و ترس از دستگیری رو تجربه میکنن. در سکانس پایانی، فیلم به جای نشون دادن ازدواج یا ورود به خلافت، فقط اشاره ای به ناامیدی و فروپاشی رویاها داره. هیچ تصویری از داعش یا خشونت مستقیم نیست اما حس فریب خوردگی و گم گشتگی، در چهره ی دخترها موج میزنه. فیلم عمدا پایان قطعی نمیده و اجازه میده که مخاطب خودش قضاوت کنه.
فیلم سعی داره نشون بده که این دخترها، قربانی های ساده لوح نیستن بلکه نوجوون هایی هستن که در جست و جوی معنا، تعلق و فرار از خشونت خانگی و نژادپرستی، به مسیری کشیده شدن که پایانش تاریکه اما لزوما با مرگ یا مجازات تموم نمیشه.