عنوان:
The trial and death of Socrates : being the Euthyphron, Apology, Crito, and Phaedo of Plato

نقل قول‌ها:
اما باید همیشه به خاطر داشت که اولاً، بازجویی سقراطی در ابتدا خطاب به مردانی بود که نمی‌دانستند تعریف به چه معناست: اینکه این یک مرحله ضروری در توسعه تفکر بشر بود؛ و ثانیاً، حتی برای ما، از اهمیت بالایی برخوردار است که گاهی اوقات «به خودمان برگردیم» و از خودمان معنای دقیق افکار و عبارات رایج خود را بپرسیم. اکنون می‌توانیم به گفتگوهای خود، اوتیفرون، آپولوژی، کریتو و فادو، که محاکمه، حبس و مرگ سقراط را توصیف می‌کنند، بپردازیم.

اکنون به محاکمه و دفاع از سقراط می‌رسیم. او در سال ۳۹۹ پیش از میلاد در برابر یک دادگاه جنایی معمولی آتن به دلیل عدم اعتقاد به خدایان آتن و فاسد کردن مردان جوان متهم شد. اگر قرار است اصلاً بفهمیم که سقراط در چه نوع دادگاهی محاکمه شده است، باید ذهن خود را از هرگونه تصوری از یک محاکمه جنایی انگلیسی پاک کنیم. این دادگاه احتمالاً از ۵۰۱ عضو هیئت منصفه تشکیل شده بود که مخاطبان بسیار پرشوری بودند و عادت داشتند آشکارا موافقت یا مخالفت خود را با استدلال‌های مطرح شده ابراز کنند. آریستوفان آنها را در یکی از نمایشنامه‌های خود به صورت فریاد زدن بر سر یک سخنران نامحبوب، معادل یونانی «بنشین! بنشین!» نشان می‌دهد. درخواست‌های سقراط برای یک جلسه دادرسی آرام، خطاب به آنهاست، نه خطاب به عموم مردم.

در بخش اول، سه متهم سخنرانی‌های خود را ایراد کردند: ما به این موضوع کاری نداریم. بخش دوم به سخنرانی‌های متهم (و گاهی اوقات دوستانش) اختصاص داشت، یعنی به بیست و چهار فصل اول دفاعیه. سپس قضات رأی دادند و حکم خود را صادر کردند. بخش سوم با سخنرانی دادستان آغاز شد که از مجازاتی که در این پرونده پیشنهاد کرده بود، یعنی مرگ، حمایت می‌کرد.