عنوان:
The trial and death of Socrates : being the Euthyphron, Apology, Crito, and Phaedo of Plato

نقل قول‌ها:
همچنین درست نیست که بگوییم او آتنی‌ها را «به چالش می‌کشد». او از آنها به صورت فردی و به عنوان یک ملت با ابراز محبت شدید صحبت می‌کند. او هموطنانش را به شدت دوست داشت. او به هیچ وجه با آنها اختلافی ندارد. او صادقانه از اشتباهات و خطاهای آنها متاسف است و با اشاره به دلایل اشتباهشان، هر کاری که از دستش بربیاید برای اصلاح آنها انجام می‌دهد. او آنها را به چالش نمی‌کشد. کاری که او انجام می‌دهد این است که قاطعانه و مطلقاً از اطاعت از آنها، صرف نظر از عواقب آن، خودداری می‌کند.
ما در اوتیفرون دیده‌ایم که او چگونه داستان‌های وحشتناک و غیراخلاقی درباره خدایان را که در اساطیر یونان وجود داشت، به شدت محکوم می‌کرد، و چگونه می‌ترسد که محکوم کردن آنها، او را نامحبوب کند. او مردی بسیار جدی و واقعاً مذهبی بود که از چنین داستان‌هایی خشمگین نشود یا دین رایج دولتی را به عنوان رضایت‌بخش نپذیرد. او با بی‌احتیاطی با اتهامی که در کیفرخواست او را به کفر به خدایان آتن متهم می‌کند، برخورد می‌کند. او در هیچ کجا خود را به رسمیت شناختن آنها متعهد نمی‌کند، اگرچه قاطعانه انکار می‌کند که خداناباور است. او در آخرین کلمات دفاعیه خود می‌گوید: «آتنی‌ها، من به خدایانی اعتقاد دارم که هیچ یک از متهمان من به آنها اعتقاد ندارند: و به شما و خدا می‌سپارم که پرونده‌ام به گونه‌ای که برای شما و من بهتر است، حل شود.» خدای او خدای افلاطون بود، کسی که «خیر است و علت همه خوبی‌ها و هرگز علت شر نیست: او «یگانه و در گفتار و کردار صادق است: او نه خود را تغییر می‌دهد و نه دیگران را فریب می‌دهد.»