هرچند فیلم 12 مرد خشمگین، امروزه به کارهای بسیار ماندگار و تحسین شده ی سینما تبدیل شده اما درزمان انتشار، لزوما جزو کارهای پرفروش نبود.
این فیلم با وجود اینکه فیلمی کم هزینه، تک لوکیشن و دیالوگ محوره اما توی حافظه ی فرهنگی خیلی ها جا افتاده. دهه ی 50، پدیده های به مراتب معروفتری داشت که امروزه دیگه چندان اسمی ازشون برده نمیشه حتی با اینکه بعضا موفق به کسب جوایز دهن پرکن و فروشهای قابل توجه شدن.

آشنایی فرهنگی همیشه از مسیر تجربه ی انسانی، ترجمه پذیری و نزدیکی روانی میگذره و لزوما ارتباطی به عظمت تولید نداره و 12 مرد خشمگین از جمله کارهایی هست که تونسته این مرزها رو پشت سر بذاره.
این فیلم یک موضوع جهانی و قابل لمس داره و شامل بحث و جدال، عدالت و موضوع تعصب هست که در یک اتاق بسته اتفاق میوفته و این اتمسفر، به شکلی هست که همه میتونن باهاش ارتباط بگیرن. این اثر یه کار دیالوگ محور به حساب میاد اما لزوما هر اثر دیالوگ محوری به همچین اقبالی نمیرسه و میشه گفت از اون پدیده هایی هست که بازتولیدش میتونه دشوار باشه.

12 مرد خشمگین در زمان اکران خودش فروش چندان چشمگیری نداشت و حتی میشه گفت از نظر تجاری، ناموفق بود. فیلم با بودجه ای نسبتا پایین ساخته شد و در زمان اکران، مخاطب ها بیشتر جذب فیلم های رنگی، پرزرق و برق و حماسی بودن. این کار به خاطر سیاه و سفید بودن، فضای بسته و تمرکز روی دیالوگ، نتونست با رقبای تصویری خودش رقابت کنه و با وجود تحسین منتقدها، برنده ی هیچ جایزه ی اسکاری نشد.
با گذشت زمان، فیلم تبدیل شد به نماد عدالت، لزوم گفت و گو و نقد اجتماعی و در دانشگاه ها، کلاس های حقوق و محافل فلسفی، بارها تحلیل شد و حالا در لیست 100 فیلم برتر IMDb قرار داره و به عنوان یکی از بهترین درام های دادگاهی تاریخ شناخته میشه.