معرفی و بررسی سریال Celebrity| سلبریتی کرهای
12 تیر · · خواندن 7 دقیقه
همچین سریالایی مجددا یادآور میشن که چرا عاشقانه ی غلیظ کره ای میتونه بهترین محصولشون باشه. هرچند این سریال هم مایه های عاشقانه داره اما مطمئنا با محوریت مسائل رمانتیک ساخته نشده و نوعی نقد درمورد فرهنگ کره ای ها در ارتباط با افراد معروفه که اتفاقا نقدهای خوبی هم مطرح کرده.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
این محصول از کامیونیتی طرفدارای محصولات کره ای فراتر نرفته و توی معرفی ها هم در دسته ی سریالای آبکی به حساب میاد. در سایت IMDb از مجموع 6 هزار مشارکت کننده، امتیاز 7.4 رو گرفته که مشخصا همون کامیونیتی کره ای پسند بهش واکنش نشون دادن و چنانچه دست منتقدای خارج از این کامیتونیتی بهش بخوره، امتیازاتشو با خاک یکسان میکنن. ولی اینجا خبری از این حرفا نیست و نه عاشق کارای کره ای ام که بیخودی ازشون تعریف کنم و نه بددل و روشنفکر و وزین پسند که از دیدن همچین سریالی عارم بیاد. سلبریتی در مقایسه با مارکتی که درونش منتشر شده، کار با کیفیتیه و در رقابت با سریالای مشابهش، اتفاقا دست آورد ها و بازخوردهای خیلی خوبی داشته. موضوعی هم که دست گذاشته روش، اهمیت زیادی داره هرچند که کمابیش با فرهنگ کره ای نوعی رودروایسی هم داره و به ریشه ی خیلی از رفتارهای نابهنجار، حتی نزدیک هم نشده.
چیزی که از فرهنگ کره در فیلم و سریالاشون نشون داده میشه، در ظاهر میتونه رویایی و لوکس باشه ولی غیر قابل انکاره که مردم خیلی سطحی نگر و بلانسبت شما خیلی بی فرهنگن و به راحتی میشه احساساتشون رو در مسیر های بسیار نابهنجاری تحریک کرد.
در جریان این سریال هم خیلی از الگوها و اهدافی که سلبریتیا دنبال میکنن رو اصلا زیر سوال نمیبره و صرفا یه سری مشکلات و رفتارهایی که آشکارا موذیانه و نابهنجار هستن رو مرور کرده.
هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه بخش هایی از داستان سریال رو لو بده.

سوآری در ابتدا با بی میلی در کنار سلبریتی ها قرار میگیره. ورودش به این دایره ی معاشرت های جدید رو میشه تا حد زیادی، وابسته به شانس و خوش اقبالی دونست. هرچند که این سریال سعی میکنه دنیای سلبریتی ها رو دنیایی متشکل از آدمای خوش شانس تعریف کنه که یا به طور اتفاقی توی یه خونواده ی پولدار متولد شدن یا شانس ارتباط پیدا کردن با افراد قدرتمند رو داشتن اما دقیقا به همین دلیل محافظ کار بودنه که یه فرد از طبقات پایین تر، نمی تونه به همین راحتی وارد دایره ی روابط افراد سرشناس بشه و از راز ها و جزئیات زندگی روزمره شون اطلاع پیدا کنه. اتفاقا در بسیاری از مواقع میشه نوعی احتیاط شدید رو دید که سعی داره از راز های شخصی افراد مشهور، مراقبت کنه و ممکنه تا پایان زندگی اون شخص هم خیلی از راز های بزرگ، اصلا فاش نشن. اما سوآوری به شکلی که فانتزی خیلی از بیننده های بالقوه ی چنین سریالی محسوب میشه، جوری به زندگی سلبریتی های نزدیک میشه که انگار یه فرد بسیار خلاق، نابغه و منحصر به فرده و دنیای سرگرمی، اونو به سمت خودش فرامیخونه. اما سوآوری، هرچند رویکردهای انتقادی خودشو جسورانه مطرح میکنه اما ایده ی جدیدی نداره و وارد همون امتحان های سطح پایین و نابهنجاری میشه که سلبریتی هایی مثل خودش هم درگیرش هستن.

قرار گرفتن در معرض قضاوت و زیر نظر گرفته شدن جزئی ترین رفتارها و حرف ها به دست یه فرهنگ عمومی نه چندان تکامل یافته، به خودی خود می تونه فشار روانی زیادی داشته باشه و موضوعی که حتی توی این سریال هم بهش پرداخته نمیشه، انرژی و وقتی هست که افراد مشهور، برای حفظ وجهه ی اجتماعیشون صرف میکنن تا بتونن تجارت خودشون رو ادامه بدن. این تلاش ها، چه نابهنجار باشن و چه از طریق ایده های سالمی به انجام برسن، نتیجه ی مصرف کردن نیروی کار هستن و کار کردن قراره که با نوعی درآمد همراه باشه اما تصویری که از سلبریتی ها در جریان این سریال هم ارائه میشه، افرادی هستن که زحمت خاصی نمیکشن و می تونن پول زیادی هم به دست بیارن.
اگر پول درآوردن از طریق فضای مجازی اینقدر راحت بود مطمئن باشید هم اینقدر آدمای فقیر و ناراضی از درآمد زیاد نبودن و نه اینقدر فلوئنسرهای ناکام و ناراضی که نمی تونن حتی با ساخت پست های روزانه و صرف هزینه برای جذابیت بخشیدن به ویدیوهاشون، توجه مردم رو جلب کنن.
آدمایی که خودشون رو در معرض قضاوت قرار نمیدن و صرفا مصرف کننده ی اطلاعات درون اینترنت هستن، تصوری از فشار روانی ارائه ی محتوا یا تولیدش ندارن و فکر میکنن که وضعیت فیزیکی ایستای افرادی که با اعداد و ارقام صفحات مجازی سر و کار دارن یا ژست خوبی رو برای دوربین میگیرن، تصویری از اینه که دارن راحت پول درمیارن و زحمتی برای چیزی که امروز هستن نکشیدن. حتی اگه فرض کنید که طرف برای مشهور شدن، تن به خفت داده و خودشو به افراد قدرتمند چسبونده، باز هم میشه گفت اون شخص، زحمت زیادی کشیده. صرفا چیزی که لازمه زیر سوال بره، اخلاقیاتی هست که آدما برای رسیدن به پول، دنبال میکنن و تاثیر منفی چنین تصمیماتی روی فرهنگ جامعه، مورد بررسی قرار بگیره.
در این مورد، سریال سلبریتی اگر میخواست واقعا جدی باشه، انتقاداش دامنگیر چهره هایی میشد که درون خوده سریال حضور دارن و نقش های کلیدی مثبت و منفی رو بر عهده گرفتن.
هرچند که در این سریال و سریال های مشابه کره ای، سعی میشه انتقاداتی نسبت به فرهنگ عمومی و زشتی حسادت و چشم و هم چشمی یا زیبایی صداقت و کمک به انسان ها مطرح بشه اما غیر قابل انکاره که سطح این انقادات، هرگز از حد خاصی فراتر نمیره و در حد گزاره هایی که حتی برای بچه ها هم قابل درکه، باقی میمونه. پیچش های داستانی، به لحاظ مکانیکی افزایش پیدا میکنن اما از عمق خاصی برخوردار نیستن و اصطلاحا خیلی خاله زنکی میشن.
شخصیت های سرشناس جامعه می تونن شامل افرادی باشن که علاوه بر داشتن ایده های خلاقانه یا سرگرم کننده، واقعا نگاهی انتقادی به اتمسفر غالب بر جامعه دارن. خلاقیت و سرشناسی اجتماعی، زمانی از حالت فرمالیته خارج میشه و از طریق مشروع قابل کسبه که شخص، آدما رو قانع کنه که می تونه الهام بخش و کاریزماتیک جلوه کنه و ایده هایی داره که میتونن منبع الهام مخاطبینش قرار بگیرن. در غیر این صورت، جامعه از طریق پرورش سلبریتی های فرمالیته و فرمانبردار، سعی میکنه این فقدان رو برطرف کنه. آدما نیاز دارن که سرگرم بشن و ایجاد آواتار های شخصیتی جذاب، منبع بسیار خوبی برای کسب درآمده.
الگوی ساخت شخصیت های کاریزماتیک، تفاوت زیادی با شخصیت های سرشناس فرمالیته داره و میشه گفت که از بسیاری جهات، کاملا در تضاد با همدیگه هستن. در سریالی مثل سلبریتی، نه تنها خوده شخصیت های داستانی بلکه خوده بازیگرهای سرشناسی که حضور دارن هم شهرتشون در دنیای واقعی رو مدیون الگوهای فرمالیته هستن و نمیشه بهشون به چشم افراد خلاق و خودساخته نگاه کرد.
جمع بندی
در دوره ای که هوش مصنوعی میتونه حتی بهتر از هنرمندا، بازیگری و خوانندگی رو انجام بده، وجه خاص سلبریتی ها، بیش از پیش خودنمایی میکنه. آدم ها عاشق داستان شخصیت های سرشناس میشن و دوست دارن نحوه ی زندگی کردنشون رو دنبال کنن. این داستان واقعی، نمیتونه پس زمینه ی یک هوش مصنوعی قرار بگیره که هرگز قادر به همزاد پنداری با یک انسان و تجربه ی کمبود ها و رنج های معمولش نیست. یک هوش مصنوعی، حتی اگر صاحب یک بدن روباتی به شدت انسان نما بشه و در کنار ما انسان ها زندگی کنه، نمی تونه ادعا کنه که انسان بودن رو درک کرده. انسان به عنوان موجودی به مراتب آسیب پذیر تر و مستعد تجربه ی رنج، نیاز به انگیزه ها و اهداف بسیار متفاوت و متنوع تری جهت حفظ بقای خودش هست و گویا آدم ها در دنیا کردن داستان زندگی همدیگه، گاها دوست دارن همین تکینک های خلاقانه ی بقا و حفظ انگیزه رو پیدا کنن.
هر آدمی که داستان جالبی برای شنیدن داره و قادره به شکل خلاقانه ای زندگی کنه، پتانسیل تبدیل شدن به یک سلبریتی، اینفلوئنسر یا هنرمند رو داره. هرگز معیار تشخصی یک هنرمند، صرفا داشتن یک صدای خوب، بازی کردن زیبای یک سکانس یا نواختن یک موسیقی خوب نیست. چهره ی سرشناس اجتماعی، چیزی بیشتر از این حرفاست و از خلاقیت و اشتیاقی که یک انسان برای تداوم و تنوع بخشیدن به تجارب زندگیش به کار میبنده، نشات میگیره.