نقد و بررسی مجموعه فیلم Hangover| خماری
14 تیر · · خواندن 5 دقیقه
خماری در زمان خودش تونست محبوبیت زیادی به عنوان یه کمدی آمریکایی به دست بیاره و همینم تضمینی شد بر تبدیل شدنش به یک مجموعه فیلم. هرچند که قسمتای دوم و سومش لزوما خلاقیت جدیدی نداشتن و از همون الگوهای داستان اول استفاده کردن. این مجموعه فیلم، در ترکیب با فیلمایی که تاد فیلیپس بهش معروف شده، خیلی سوررئال به نظر میرسه. تاد فیلیپس همون فردیه که توی سال های اخیر، مجموعه فیلم به شدت غم انگیز و انتقادی جوکر رو ساخت که اصلا قابل مقایسه با چیزی مثل خماری نیست. میشه حدس زد که با یکی از کارگردانای تنوع طلب طرفیم که دوست داره سراغ ایده های متفاوت و متهورانه بره.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
خماری، دقیقا فیلمی شد که این کارگردان آمریکایی رو در دهه ی انتشارش، به شهرت رسوند ولی به این رویه پایبند نبود و بعد از سگ های جنگی که مجددا یه کار کمدی هست، در سال 2019، با فیلم جوکر، به شکل متفاوتی خودنمایی کرد.
با وجود همه ی امتیازهای خوبی که نصیب خماری شده، این سبک کمدی رو کار یه بار مصرفی میدونم که مخصوصا توی دهه ی حاضر، قرار نیست چندان جالب و خنده دار باشه یا بیننده ی خودش رو هیجان زده کنه. تا امروز، قسمت اول این مجموعه فیلم تونسته امتیاز 7.7 رو با درصد مشارکت بالایی از سایت IMDb به دست بیاره و 86 درصد پسند مخاطبای گوگل رو داره.
این کمدی، مناسب بچه ها نیست و شوخی های جنسی گاها منزجر کننده ای میتونه داشته باشه. مارکتی ترین ویژگیش، حضور بردلی کوپره و بخش اکشن و حماقت آمیزش، به مراتب بهتر از نحوه ی طراحی دیالوگ ها هست.
هرچند که دردسرها از نقطه ای شروع میشه که شخصیت های کلیدی، مواد مخدر مصرف کردن و یه گندی بالا آوردن و دیگه هیچی از شب قبل یادشون نیست، اما داستان به سمتی میره که به جای پشیمون شدنشون از همچین کاری یا دادن بهایی متناسب با میزان حماقتی که از خودشون نشون دادن، بیشتر درگیر یه ماجراجویی جالب میشن که حتی میتونه توی بیننده، این حسو به وجود بیاره که کاش منم میتونستم توی همچین جمعی باشم و با دوستام، یه تجربه ی هیجان انگیز رو به دست بیارم.
شخصیت ها توی توهمات خودشون دست به یه سری کار خطرناک میزنن و در طول داستان، صرفا مشغول جمع کردن گند کاری خودشون هستن.
هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه بخشی از داستان فیلم رو لو بده.

داگ قراره عروسی کنه و طبق یه رسم نه چندان سنتی، با دوستانش به یه سفر مجردی میرن و فلسفه ی این سفر همینه که آخرین روزی که میتونه مجرد و فارغ از تعهدات عرف ازدواج باشه رو جشن بگیرن و هر کاری که دوست دارن انجام بدن. از دید مرد ها شاید رسم جالبی باشه ولی بیشتر شبیه دهن کجی به خوده سنت ازدواج و مسئولیت هایی هست که قراره به دنبال داشته باشه و برخورد افراطی مرد ها با این قضیه هم این حس رو منتقل میکنه که چندان هم مشتاق ازدواج نیستن.
فیل هرچند که یه معلم به حساب میاد اما می تونه متقلب و بیزار از سیستم آموزش باشه و صرفا بابت اینکه یه منبع درآمد داشته باشه، توی تایم مدرسه، نقش یه فرد مسئولیت پذیر رو بازی کنه و این مهمونی مجردی هم براش فرصتی هست تا فشاری که بابت کارش به عنوان یه معلم سر به راه داره رو به شکل افراطی تخلیه کنه؛ یعنی این اشتیاقی که برای سفر مجردی نشون میده و تقلبی که برای تامین هزینه هاش مرتکب میشه، به راحتی این حس رو ایجاد میکنه که از قوانین جامعه و بازی کردن نقش یه مرد سر به راه، اصلا راضی نیست.
منزجرکننده ترین دیالوگا رو ممکنه از زبون آلن بشنوید که تلاشش برای محبوب جلوه کردن، منجر به نخ نما ترین رفتارهای رایج میشه که بیننده باهاش آشنایی داره. دقیقا آلن هم هست که سبب ایجاد دردسر میشه و ایده ی ریختن مواد توی نوشیدنی هم به دست اون انجام شده.

شاید تنها فردی که ویژگی های یه شخص ضد اجتماع یا ناسازگار رو نشون نمیده، خوده داگ هست که عملا نقش خاصی نداره و استو که یه دندان پزشک و مرد زندگی به حساب میاد اما برخلاف دوستانش، هرچقدر هم سعی میکنه نقش خودش رو خوب بازی کنه و نسبت به عرف عمومی متعهد باشه، بیشتر هم متهم میشه و به شکل طعنه آمیزی، نمی تونه رضایت دوست دخترش رو داشته باشه. اون به راحتی، جذابیت دوستان نه چندان سر به راهش رو نداره. فانتزی ای که حتی در حین خماری دنبال میکنه هم سندی بر تبعیتش از عرف و سر به راه بودنه. اون یه شبه با زنی که نمیشناسه و یه بچه داره عروسی میکنه و ناخودآگاه، فکرش سمت همچین ایده ای میره. اونقدر هم رفتارش خوبه که جید همیشه ازش به خوبی یاد میکنه.
با این وجود، به سختی میشه گفت که نقدهای منفی پرتکراری که نسبت به این فیلم مطرح شده، چندان متوجه محتوای داستانش شده باشن. شاید نزدیک ترین نقد پرتکراری که نسبت به داستان وجود داره اینه که استفاده از کلیشه های فرهنگی برای افزایش کمدی فیلم، گاها برای برخی منزجر کننده بوده؛ بخصوص درمورد شخصیت آلن که معمولا شوخی های جنسی انجام میده.
جمع بندی
اینکه یه فیلم بیاد و از مواد مخدر و توهم و تاثیرش صحبت کنه، به خودی خود چیز نابهنجاری نیست. مواد مخدر یه بخشی از اتفاقات درون جامعه رو رقم میزنه و شما می تونید از هر چیز واقعی و غیر واقعی، توی فیلم و داستان صحبت کنید. چیزی که درمورد مجموعه فیلم خماری، میتونه نابهنجار جلوه کنه، نحوه ی استفاده از مواد مخدر و پیام غالب بر داستانه که نه تنها نگاهش به مواد مخدر، منفی یا خنثی نیست بلکه میتونه نوعی لذت یا اشتیاق به مصرف رو ایجاد کنه. شما زمانی می تونید بیزاری یا بی تفاوتی نسبت به مواد توهم زا رو ایجاد کنید که شخصیت ها بابت مصرف مواد، واقعا دچار یه تراژدی ملموس شن ولی هیجان و لذتی که شخصیت های این داستان تجربه میکنن، به مراتب خیلی بیشتر از تراژدی ای هست که بهش دچار میشن و در این مورد، میشه نوعی عدم تعادل بین بخش کمدی و درام رو مشاهده کرد.