نقد و بررسی انیمیشن Hotel Transylvania 2015
14 تیر · · خواندن 3 دقیقه نقد و بررسی انیمیشن Hotel Transylvania 2015| هتل ترانسیلوانیا 2
در قسمت دوم، ماویس و جانی ازدواج کردن و صاحب پسری به اسم دنیس شدن. مشکل اینجاست که دنیس هنوز هیچ نشونه ای از خون آشام بودن نشون نداده و این موضوع، دراکولا رو نگران کرده.
پدربزرگ، برای اینکه بفهمه نوه اش واقعا یه هیولاست، وقتی که ماویس و جانی به دیدن خانواده ی انسانی جانی در کالیفرنیا میرن، یک ماموریت مخفیانه ی تربیتی برای دنیس راه میندازه.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
دراکولا و دوستای هیولاش سعی میکنن تا دنیس رو با ترسوندن، تمرین پرواز و آموزش های هیولایی، به قدرت های پنهانش برسونن.
وقتی که پدربزرگ بزرگتر، ولاد، وارد ماجرا میشه، همه چیز به هم میرسه. ولاد دیدگاه های سنتی و ضدانسانی ای داره و تازه متوجه شده که نوه اش با یک انسان ازدواج کرده.
این انیمیشن در ظاهر سعی داره تا پیام های اخلاقی ساده ای مثل پذیرش تفاوت های بین نسلی و نژادی و شکست کلیشه های پدرسالارانه و قدرت عشق و دوستی رو منتقل کنه اما در اینجا قصد داریم وارد لایه های پیچیده تر داستان بشیم و ببینیم که آیا الگوی نابهنجاری درونش هست یا نه.
هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه داستان انیمیشن رو لو بده.
ولاد در اینجا نقش پدربزرگ سنت گرا، بدبین و ضدانسان رو بازی میکنه. پدر دراکولا خون آشام قدیمی، بداخلاق و محافظه کاری به حساب میاد و با انسان ها دشمنی داره و باور داره که هیولاها نباید با انسان ها رابطه داشته باشن. ولاد برای تولد دنیس به هتل دعوت میشه و دراکولا از ترس اینکه پدرش بفهمه نوه اش نیمه انسانه و با انسانها در ارتباطه، سعی میکنه هویت جاناتان و خونواده اش رو پنهان کنه. اما در نهایت، هویت این افراد لو میره و درگیری شدیدی بین ولاد و خانواده ی جانی درست میکنه. خدمتکار ولاد، به دنیس و دوستش وینی حمله میکنه و این حمله باعث میشه که دنیس برای نجات دوستش، قدرت خون آشامی خودش رو بیدار کنه.

سازش ها در جریان این انیمیشن، خیلی ساده اتفاق میوفتن. هرچند در اینجا درمورد سنت های کلیسایی صحبت نمیشه اما تاکید زیادی که روی خونواده و استثنا قائل شدن برای اعضای خانواده وجود داره، بخشی از سنت های کلیسائی به حساب میاد.
چنانچه پیوند خونوادگی خاصی بین خون آشام ها و انسان ها شکل نمیگرفت و این دو، بچه دار نمیشدن، احتمالا هیچ وقت ذهنیت کنت و ولاد تغییر خاصی نمیکرد. یعنی انیمیشن، اصلا ادبیاتی برای تحت تاثیر قرار دادن همچین ذهنیت هایی نداره و با ایجاد نوعی پیوند خانوادگی، این افراد رو مجبور به پذیرش میکنه.
ایراد نشون دادن همچین الگویی به عنوان راه حل سازش اینه که دست مخاطب برای نحوه ی مقابله با تفاوت ها رو خالی میذاره و ما رو ترغیب میکنه که از تحریک های حسی شدیدی که لزوما بهنجار هم نیستن، برای رسیدن به هدفمون استفاده کنیم. یعنی از ابزارهای نابهنجار، برای رسیدن به یک هدف بهنجار استفاده کنیم.
انیمیشن ظاهرا از ادبیات مذهبی استفاده نمیکنه اما منطق پنهان پذیرش مشروط، خیلی نزدیک به سنت های مسیحیه. رحمت، اول برای اعضای خانواده و قومه. نجات از طریق نسبت خونی با اتصال خانوادگی انجام میشه. پذیرش "دیگری" نه به عنوان سوژه ی مستقل بلکه وقتی ممکنه که اون فرد، عضوی از خاندان باشه.

در این مدل، حتی ترنسفورماتیوترین لحظه ها مثل آشکار شدن قدرت دنیس یا تسلیم شدن ولاد، وابسته به پیوندهای خونی هست و ربطی به اقناع عقلی یا تعامل اخلاقی نداره.
جمع بندی
در عمل، ما نه تحول فکری ولاد رو میبینیم و نه گفت و گوی معنی دار و اخلاقی ای که بخواد منجر به تغییر بشه. تنها ابزار تاثیرگذار، شوک عاطفی شدید هست یعنی وقتی که ولاد میبینه نوه اش هم قدرت های خون آشامی داره. این نوع روایت، مخاطب رو از توان تعامل با تفاوت بی واسطه، خلع سلاح میکنه و مسیر مواجهه رو محدود به رابطه ی شخصی، خونی یا خونوادگی میکنه.
این سازش، ارتباط به درک دیگران نداره و نتیجه ی منافع خویشاوندیه. پذیرش دیگری در این داستان، فقط وقتی اتفاق میوفته که فرد درک میکنه که طرف مقابلش شبیه خودشه و متعلق به خودش هست.