نقد و بررسی انیمیشن Tom and Jerry: Robin Hood and His Merry Mouse 2012| تام و جری و رابینهود

تام و جری 2012 یه انیمیشن نسبتا کوتاه با پالت رنگی کودکانه است که دنیای تام و جری و داستان رابینهود رو به هم وصل کرده و میشه گفت که تام و جری، در اینجا نقش فرعی به حساب میان.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

جری در نقش همراه وفادار رابین هود ظاهر میشه و تام به عنوان گربه ی مزدور کلانتر ناتینگهام، مامور میشه تا جری رو گیر بندازه. این انیمیشن، طراحی قرون وسطایی داره و بسیاری از اتفاقاتش در جنگل شروود رخ میده و به ارل کرس، نویسنده ی قدیمی انیمیشن تقدیم شده که کمی قبل از انتشار این اثر، فوت کرد.
نقد کردن یک داستان، حتی اگر ساده یا کودکانه باشه، میتونه تمرینی باشه برای دیدن لایه هایی که در حالت عادی، به راحتی از کنارشون میگذریم. در حین نقد، آدم متوجه میشه که چطور ساختار، روایت و شخصیت ها و پیام، در کنار هم قرار گرفتن و ممکنه هر داستان به ظاهر ساده ای، چیزی رو درون یک مخاطب بیدار کنه که ارزش بازخوانی داشته باشه.

هرچند که پالت رنگی و ظواهر این انیمیشن کودکانه است اما فضاش به شکلیه که ممکنه افراد بزرگسال هم بهش کمابیش علاقه پیدا کنن یا اگر بخوام به زبان ساده بگم، داستانش چندان کودکانه نیست و اتمسفرش در ظاهر ساده اما متمرکز روی مسائل بزرگسالانه است.
داستان رابینهود، درباره ی عدالت اجتماعی، فساد، قدرت و مقاومت مردمی هست و تام و جری در اینجا صرفا دنبال شکار یا اذیت کردن همدیگه نیستن و درگیر ماموریت، وفاداری و عشق خودشون به دیگران میشن.


جری به عنوان حامل پیام های مخفی، نقش یک جاسوس وفادار رو بازی میکنه و دیگه لزوما یه موش فراری نیست. شخصیت هایی مثل شاه جان و کلانتر ناتینگهام، نماد قدرت و خودخواهی سیاسی هستن و دیالوگ هایی مثل: فقرا چون نمیخوان، چون فقیرن!، نوعی طنز سیاه رو درون خودش داره.
فضای این کار بیشتر به فیلم های تاریخی نزدیکه تا یه انیمیشن صرفا کودکانه. استفاده از کاراکترهای همه پسندی مثل تام و جری باعث میشه افسانه ی رابین هود برای نسل جدید هم ملموس جلوه کنه و روایت به جای اینکه صرفا تحسینی از قهرمان باشه، سعی میکنه پیام خودش رو در قالبی سرگرم کننده، ارائه بده.

فکر میکنم نقد این داستان بدون رجوع به ایده و الگوی اصلی داستان های تام و جری، کمی دشوار باشه. تام و جری پیش از این هم پیش اومده که با هم متحد شن، به سازگاری برسن یا به حال همدیگه ترحم کنن و این الگویی که تام در این داستان نشون میده، لزوما چیز جدیدی نیست.


در آثار کلاسیک، بارها دیدیم که این دو شخصیت، از دشمنی به دوستی میرسن و گاهی حتی با هم علیه دشمن مشترکشون متحد میشن. تفاوت این نسخه، استفاده از یک افسانه ی کلاسیک هست و الگوی تام و جری، نقش نمادهای اخلاقی در قصه ی عدالت محور رابین هود رو دارن.
فلسفه ی داستانی لزوما در کشف انگیزه های آگاهانه نیست. ممکنه زیاد درمورد حتی تئوری های توطئه ای که برای همچین داستانایی ساختن شنیده باشید اما بعضا با سوال های ساده تری میشه تاثیر روانی یک داستان و میزان نابهنجار بودن پیاماشو درک کرد. داستانی درمورد درگیری یه موش با یه گربه ی نه چندان زیرک، چه احساسی رو درون ما آدما زنده میکنه و چرا اینقدر برامون جذابه؟
داستان هایی مثل تام و جری در عین سادگی، تصویری از روبه رو شدن قدرت و هوش و داستان بقا هست. موش، کوچک و ضعیف اما باهوش و حیله گره. گربه قوی تر هست ولی گاها کندذهن و ساده لوحه. این تضاد، حس رضایت روانی میده وقتی که ضعیف تر با زیرکی به پیروزی میرسه. جری مدام خودش رو با محیط تطبیق میده و برای بقا میجنگه.
پذیرش خاکستری بودن رفتارها به معنی اخلاقی جلوه دادن رفتارها نیست. زیستن با تناقض، خیلی فرق داره با پذیرش اینکه خوبی و بدی باید در کنار هم باشن. اتفاقا داستانی که دعوت میکنه تا قضاوت نکنیم و خوبی و بدی رو در کنار هم بپذیریم، میتونه الگوی نابهنجاری رو ترویج بده و مخاطب رو نسبت به نقد کردن، بی تفاوت کنه.

پذیرش پیچیدگی انسانی یعنی بفهمیم چرا کسی اشتباه میکنه نه اینکه اون اشتباه رو توجیه کنیم. داستان هایی که ما رو از قضاوت دور میکنن، ممکنه به جای دعوت به تامل، ما رو به بی تفاوتی اخلاقی سوق بدن.

جمع بندی
تام ممکنه گاها دوست داشتنی و مظلوم جلوه کنه اما شخصیت شکارچیش و مزاحمت هایی که مدام برای جری درست میکنه، با توجه به سطح هوشی که این کاراکترها دارن، اخلاقی نیست. داستان، این کاراکترها رو موجه جلوه میده؟ بله. ما درگیر پویایی و سرگرم کننده بودن کشمکش بین این دو شخصیت میشیم.
داستان تام و جری، تا حدی به سمت اخلاقی سازی مزاحمت میره. با تکرار الگوی تعقیب و گریز، مخاطب به نوعی عدالت روانی به خشونت و آزار میرسه. مزاحمت هایی که تام بی دلیل و صرفا از روی سادیسم کارتونی انجام میده، با کمدی و جلوه های اغراق آمیز همراه میشه و به جای محکوم شدن، تبدیل به یک نمایش جذاب میشه.