نقد و بررسی فیلم Birds of Prey 2020
16 تیر · · خواندن 4 دقیقه نقد و بررسی فیلم Birds of Prey 2020| پرندگان شکاری
نحوهی حضور هارلی کوئین در قسمت اول فیلم جوخهی انتحار، باعث شد تا با اشتیاق زیادی بهسراغ دیدن فیلم پرندگان شکاری برم اما ترکیب افراطی داستان این فیلم با موضوعات فمنیستی و همچنین زندگیای که هارلی کوئین درگیرش هست، بهراحتی تصوراتم درمورد فیلمی که منتظرش بودم رو تغییر داد.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
پرندگان شکاری رو بهتره بهعنوان یه کار مستقل از مجموعه فیلم جوخهی انتحار دید چراکه با اتمسفر کاملا متفاوتی ساخته شده. کارگردان این دو اثر، متفاوت هست و همونطور که انتظار میره، کارگردانی پرندگان شکاری با زنی به اسم کتی یان بوده.
میزان فروش این فیلم نسبت به هزینهای که براش انجام شده قابل توجهه، اما امتیازاتی که از منتقدین و بینندهها گرفته چندان چنگی به دل نمیزنه. با اینوجود چنانچه دنبال یه کار سرگرمکننده و اکشن هستید، پرندگان شکاری از اون فیلمایی هست که حتی شانس اینو داره که چندین بار شما رو راغب به دیدنش کنه و بهلحاظ ظاهری، کار بسیار حرفهای و خوشرنگ و لعابیه.
محدودهای که داستان پرندگان شکاری، در درونش مشغول اتفاق افتادنه، محیطی هست که درمورد مافیابازی و کارهای غیرقانونی، درگیر نوعی فضای رقابتی شده. سیستم قانون هم بهنوبهی خودش تلاش میکنه تا نظم این منطقه رو حفظ کنه اما افراد مجرم، دست بالا رو دارن و از این طریق، چرخهی اقتصادی رو مدیریت میکنن.

هارلی کوئین بخش زیادی از جذابیت خودشو مدیون اینه که یه شخصیت ضداجتماع هست. فارغ از اینکه منافع مادی خاصی رو دنبال میکنه یا نه، میشه حس کرد که بهدنبال کسب تجربه و لذت بردن از زندگیه. نوعی جنون اونو درکنار جوکر نگه داشت و در پرندگان شکاری هم با اتکا به همین جنون، راه خودشو پیدا میکنه.
حمایت از بچهها و جلوگیری از آسیب دیدنشون، تصویری از آموزههای کاتولیکی هست که الگوهای مشابهش رو توی جوخهی انتحار هم میشه دید. برای محافظت از یه بچه، شما میتونید چیزایی مثل قتلو هم توجیه کنید چرا که عرف این جامعه، همچین شکلی داره و میتونه یهعده خلافکار که همیشه به اموال عمومی آسیب میزنن یا سعی میکنن با تقلب و دزدی به اهداف خودشون برسن رو برای حفظ جون یه بچه بسیج کنه.
نکتهای که درجریان چنین داستان هیجانانگیزی نادیده گرفته میشه همینه که اگر چنین افراد ضد اجتماع و قانونشکنی وجود نداشتن و به جای ایجاد نابهنجاری و ناامنی، سعی کنن نقش اجتماعی مفیدتری رو بازی کنن، اصلا بچههای بیپناهی وجود نداشتن که برای تامین زندگی خودشون دست به دزدی بزنن یا یه مافیا اینقدر قدرت بگیره که جون یه بچه رو تهدید کنه.

تصویری که از موضوع اخلاقیات، در این فیلم ارائه میشه، درست مثل مجموعه فیلم جوخهی انتحار، یه وضعیت آشفته و غیر منطقی داره و نمیشه منشا الهام چندان قابل اعتماد و مثبتی در نظرش گرفت.
دلسوزی و شفقت بهحال بچهها، جزو گرههای داستانی جوخهی انتحار 2 هم هست و این درحالیه که از همون سکانسهای ابتدایی، ما شاهد مرگ و خشونت خیلی زیادی هستیم که برای افراد بزرگسال اتفاق میوفته.
با اینوجود، پرندگان شکاری، نهتنها بابت رویکردی که نسبت به بچهها داره بلکه بهعنوان یه فیلم فمنیستی هم مورد تشویق و تحسین قرار گرفته. این درحالیه که خودنمایی یک زن، حتی در قامت یه فرد ضد اجتماع یا سادیست هم مورد تحسین سینما قرار میگیره و اینو یه پیشرفت، نسبت به گذشته درنظر میگیرن.
برخی این وضعیت رو تصویری از پیروزی نئولیبرالیسم میدونن که دستآورد خودشو صرفا آزادی میدونه حتی اگر با نوعی آزادی خودخواهانه طرف باشیم. تحسین کردن چنین ایدههایی رو به سختی میشه پدیدهای اخلاقی درنظر گرفت و تجسم اینکه چنین رویکردهایی قراره به بهبود و رشد جامعه کمک کنن، بسیار دشواره.
موجه جلوه دادن نابهنجاری و رفتارهای ضد اجتماع، به بهانهی حمایت از یک جنسیت یا گروه خاص، نمیتونه به بهبود و رشد جامعه کمک کنه بلکه نوعی عقبگرد بهحساب میاد که متاسفانه این روزا تبدیل به یه ایدهی سودآور در سینما شده.

جمعبندی
این داستان، هرچند که لزوما روی شخصیت هارلی کوئین زوم نبود اما مجددا بیشتر از همه، جذابیت خودشو مدیون حضور این شخصیته. ویژگی محبوب هارلی، جنون و بیحد و مرز بودنش در زمینهی لذت بردن از زندگیه. اون ذهن چندان حسابگری نداره و میشه حس کرد که در نوعی سردرگمی و روانپریشی، دنبال پیدا کردن مسیر زندگی خودش هست. به همین دلیل هم باوجود رفتارای بد زیادی که نشون میده، بهسختی ممکنه بهاندازهی بقیهی شخصیتهای ضد اجتماع و شرور، مورد نفرت بیننده قرار بگیره.