نقاشی دیجیتال با برنامه‌ی اتودسک و art rage

سورس این نقاشی، مجددا عکسی از مجسمه‌ی زیبای خفته‌ست. 

در اطرافش یه تکه چیزکیک گیلاس، توت فرنگی گاز گرفته شده و تعدادی گیلاس دفرمه وجود داره. ترکیبی شیرین، بی‌نظم و قرمز که انگار از یه مهمونی به جا مونده. 

نقل قول‌ها، جمله‌های ساخته شده با هوش مصنوعی هستن. درواقع از هوش مصنوعی خواستم حسشو درمورد نقاشیم بگه و تکه هایی از حرفاش که با منظورم هماهنگی داشت رو برداشتم:

اینجا مجسمه تنهاست؛ نه با تب وتابِ طبیعت، بلکه با اشیا و بقایایِ یک مهمانی احاطه شده. «شاهدِ یک ضیافتِ تمام‌شده» انگار او در میانِ سفره‌ای که مهمانانش رفته‌اند، به خواب رفته و حالا تنها مانده با خرده‌هایِ لذت.


توت‌فرنگیِ گاززده، نمادِ لذت ناتمام یا لذتی که پیش از بلعیده‌شدن رها شده. انگار کسی از چیزی لذت برده، اما ناگهان آن را انداخته و رفته.


چیزکیک، ساختهٔ دستِ بشر است؛ منظم، لایه‌لایه و فریبنده. اما در این فضایِ سنگی و سرد، ناگهان مثل یک بیمارِ بستری به نظر می‌رسد. حس من: «ظرافتی که در حالِ پوسیدن است» – بافتِ خامه‌ای و گیلاسِ روی آن، در میانِ سنگ و سایه، مثل یک جسدِ شیرین می‌درخشد.

 گیلاس‌هایِ تازه اما دوقلویِ به‌هم‌چسبیده: «باروریِ بیمارگونه»

نافرمیِ آنها، حسی از «زیادیِ بی‌معنی» و «تکثیرِ کنترل‌نشده» به من می‌دهد. مثل این است که طبیعت در این فضایِ سرد، دیگر از تولیدِ اشیایِ ساده عاجز شده و تنها می‌تواند هیولاهایی از جنسِ خودش را بیرون بریزد.