نقد و بررسی فیلم Out of My Mind 2024
18 تیر · · خواندن 5 دقیقه نقد و بررسی فیلم Out of My Mind 2024| خارج از ذهن من
خارج از ذهن من، مناسب وقتایی هست که هوس دیدن یه فیلم انگیزشی بهتون دست میده و دوست دارید داستان زندگی فردی رو ببینید که برای آزادی تلاش میکنه و از محدودیت های خودش فراتر میره.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
این سناریوها عموما قابل پیش بینی هستن و قرار نیست که چیز عجیب و خارج از چهارچوبی رو به تصویر بکشن. داستان درمورد یه دختر ویلچرنشین هست که قصد داره برای اولین بار وارد محیط یه مدرسه ی کاملا معمولی بشه و در کنار افرادی که مشکل جسمی خاصی ندارن، درس بخونه.
کار براش دشواره چون نه تنها به لحاظ جسمی ناتوانه بلکه قادر به حرف زدن هم نیست. خونواده ی حامی ای داره و همگی کاملا آگاه هستن که ورود به مدرسه، میتونه باعث ایجاد تراژدی بشه، ولی اینکه ملودی چطور با مشکلاتش کنار میاد و در نهایت، چجور تحولی رو تجربه میکنه، موضوع اصلی فیلمه.
هرچند که خارج از ذهن من کار چندان پرطرفداری نیست و تا الان صرفا تونسته 2هزار مشارکت کننده رو در سایت IMDb جذب کنه اما همین تعداد هم بهش امتیاز خیلی خوب 7.4 رو دادن.
وقتی از یه نمای کلی به محتوای فیلم خارج از ذهن من نگاه میکنید، چیز چندان حساسیت برانگیزی به چشم نمیخوره و خیلی هم پاستوریزه ساخته شده یعنی به راحتی میتونید توی محیط خونوادگی تماشا کنید و حتی مناسب بچه ها و نوجوونا هم هست اما در جریان نقد، ما شانس اینو داریم که جسم محتوا رو کالبد شکافی کنیم و یا بهتره بگیم که میتونیم به محتوا، یه نگاه غیر مستقیم بندازیم و ببینیم که از چه اجزایی تشکل شده.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.
اینقدر در جریان نقد فیلمای نترپلی از کلمه ی لیبرالا و دموکراتا استفاده کردم که حس میکنم واقعا خز شده اما واقعا نمیشه منکر غلبه ی افکار چنین افرادی بر فضای هالیوود شد. آزادی به هر شکل و به هر قیمتی، شاید در چهارچوب های سفارشی بتونه جذاب و انگیزه بخش جلوه کنه اما گاها حتی نمیشه توی یه جامعهی کوچک هم به صورت کوتاه مدت عملیش کرد. دختر این داستان، در طوفانی ترین سخنرانی خودش میگه که این مشکل خودتونه که نمی تونید با من کنار بیاید و با وجود تمام انتقاداتی که به من دارید، میخوام به درس خوندن توی این مدرسه ادامه بدم و آرزوهای خودمو دارم.

این در حالیه که یه مدرسه ی مخصوص برای افرادی مثل ملودی وجود داره و واقعا هم محیط های بدی نیستن و حمایتای اجتماعی و خونوادگی خوبی هم ازش به عمل میاد.
چیزی که ملودی توی مدرسه ی جدیدش ازش رنج برد هم لزوما شامل مسائلی نیست که دامنگیر خودش بشه. کدوم فیلم یا سریال مرتبط با دبیرستان و مدرسه هست که درونش قلدری یا تحقیر کردن ندیده باشیم؟ اما این فیلم میاد و تجربه ی ملودی رو جوری نشون میده که فقط اونه که مجبوره حقارت رو تحمل کنه و این اتفاقا میوفته چون اون معلوله.
فشار روانی درون یه مدرسه ی شلوغ، گاها غیر قابل توصیفه و این فشار، حتی میتونه شامل افرادی باشه که به عنوان قلدر شناخته میشن. حتی وقتی که مدیریت منصفانه ای صورت بگیره یا قوانین خوبی برای برخورد با افراد قلدر طراحی بشه، باز هم شما نمی تونید انتظار داشته باشید که دانش آموزا رفتار خوبی نشون بدن و این نیاز به نوعی همدلی جمعی داره. اگر فردی مثل ملودی، با ورود به مدرسه ی آدمای نرمال، حقارت رو تحمل میکنه، لزوما بابت این نیست که عرف عمومی علاقه ای نداره که از افراد معلول حمایت کنه بلکه نشات گرفته از این موضوعه که داره توی یه جامعه که پر از آدمای خودخواه هست زندگی میکنه و این رفتارها میتونه شامل خودش هم بشه.
اون گاها سعی میکنه با این عرف همراه بشه و تحت تاثیرش قرار میگیره اما در نهایت با ناامیدی رو به رو میشه، یعنی میبینه هرچقدر هم تلاش کنه، دستش برای به قولا شاخ به نظر رسیدن خالیه.
فیلم میاد و میگه که کسی نمیذاره ملودی حرفشو بزنه و از حقش دفاع کنه و این درحالیه که بعد از اینکه خونواده اونو تحت فشار قرار میدن تا به تیم ملحق بشه، ملودی حداقل یک روز تموم وقت داشت که به خونواده اش درمورد دلیل عدم علاقه اش برای ملحق شدن به تیم توضیح بده. به علاوه، خوده فضای این رقابت هم چه با حضور ملودی و چه بدون حضورش، لزوما فضای سالمی نداره و فشار روانی زیادی رو به بچه هایی تحمیل میکنه که توی سال های ابتدایی زندگی هستن و شکست، میتونه براشون خیلی سنگین تموم شه.
هرچند که فرهنگ عمومی سعی میکنه ما رو در مقابل همدیگه قرار بده ولی یه حساب و کتاب ساده نیازه تا آدم متوجه بشه که بسیاری از امتحانات و چالش هایی که سر راهمون قرار میگیره، چقدر غیر منصفانه هستن و تن دادن بهشون، از شرافت به دوره. این چیزیه که اتفاقا ملودی، به جهت موضوعاتی که ناخواسته باهاشون درگیر بود، خیلی بهتر از بقیه درک میکرد.
برای فردی مثل ملودی، خیلی راحت تره که خودشو برای چنین چالشی آماده کنه. اون مجبور نیست که حتی کارای شخصیش رو انجام بده و وقت آزاد زیادی داره و یه کامپیوتر هم دم دستشه و میتونه مدام برای افزایش اطلاعات عمومیش تلاش کنه. شاید موندن توی مدرسه ای که مخصوص افراد خاصی مثل اون طراحی شده، به مراتب منصفانه تر بود و هزینه ی کمتریو هم به دیگران تحمیل میکرد.
جمعبندی
جامعه ای که ما توی این فیلم میبینیم، حمایت خیلی خوبی از افراد معلول و کم توان به عمل میاره و میشه حدس زد که سناریو نویس، نسبت به خوده عرف غالب، انتقاد داره اما نتونسته در جریان داستان خودش، انتقاد رو به خوبی مطرح کنه و مجددا رفته سراغ ساختارها و شخصیت های رندوم و انتقاد خودش رو به شکلی مطرح کرده که چندان هم منطقی به نظر نمیرسه.