نقد و بررسی فیلم Out of the Blue 2022| خارج از آبی
 این فیلم آمریکایی، تا الان تونسته 61 درصد رضایت مخاطبای گوگل و امتیاز 4.4 رو با درصد مشارکت بسیار پایینی از سایت IMDb به دست بیاره. شما با یه فیلمی طرف هستید که چندان دیده نشده و اونایی هم که دیدنش، چندان ازش تعریفی نکردن. با این وجود، امتیاز پایین یک فیلم، لزوما به معنی بی‌ارزش بودنش نیست و به شخصه تا آخر این فیلمو دیدم و از دیدنش هم لذت بردم.

هشدار: محتوای این مطلب می‌تونه داستان فیلم رو لو بده.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

در ابتدا، بیننده قانع میشه که صرفا قراره با یه داستان عاشقانه که عشق بین یه پسر جوون و یه زن میانسال رو نشون میده طرف باشه اما معما، جنایت و تعلیق، دقیقا توی سکانس‌های پایانی فیلم، شروع به خودنمایی میکنه و ما می‌بینیم که تمام مدت، چطور در حال فریب خوردن از طرف شخصیت‌ها بودیم و اونا چه کارایی که ازشون ساخته نیست.
آدما به‌ظاهر، امن هستن و حتی می‌تونن تصویری شفقت‌آمیز و مظلوم از خودشون نشون بدن اما در نهایت، باید بپذیریم که اراده‌ی هر فرد قادره کمکش کنه تا در عین حق‌به‌جانب بودن، نقشی بسیار شرورانه رو ایفا کنه.
کانر و مریلین، هر دو افرادی بسیار ملایم به نظر میرسن و می‌تونن توی ذهن بیننده، تصویر یه رابطه ی زیبا که می‌تونه آینده‌ی روشنی داشته باشه رو منعکس کنن. این بخصوص در مورد کانر صدق میکنه؛ چرا که سعی میکنه تا حد ممکن، فرد امن، قابل اعتماد و سر به راهی به نظر برسه. اون مریلین رو بسیار دست کم میگیره و از داشتن رابطه با فردی که اینقدر بهش نیازمنده و در عین حال، سن و سالش به شکل قابل توجهی بیشتره، لذت میبره و حس رسیدن به بلوغ عاطفی رو تجربه میکنه.

افرادی مثل کانر، ممکنه خودشون رو برنده‌ی درام‌های عاشقانه بدونن و نزدیک شدن به افرادی مثل مریلین رو، نوعی برگ برنده برای رسیدن به یک رابطه‌ی امن، بالغانه و پرثبات در نظر بگیرن، اما حقیقت اینه که شاید امثال مریلین، ظاهر ملایمی داشته باشن یا خودشون رو عمدا، دست پایین ماجرا نشون بدن اما اتفاقا به سبب تجربه‌ای که در ارتباط برقرار کردن با آدما دارن و ماجرایی که برای پیدا کردن راه خودشون از درون یه جامعه‌ی مشکل‌دار از سر گذروندن، می‌تونن عملا شکارچی‌های بسیار ماهری هم باشن.

می‌تونم حدس بزنم که چرا سناریوی این فیلم، تا این اندازه توی ذوق بیننده‌ها و منتقدین زده و عملا نتونسته حس تحسین رو بیدار کنه. تعلیق و فریبی که درون نحوه‌ی روایت این داستان هست، به‌شدت شانس اینو داره که مخاطب رو فریب بده و بهش این حسو بده که چقدر سطحی‌نگرانه به رابطه‌ی این دو نفر نگاه میکرده.

در پایان، انگیزه‌ها و درونیات مریلین، ممکنه تا حد زیادی برای بیننده، مبهم و عجیب به نظر برسه اما این شیوه‌ی روایت، اتفاقا همپوشانی زیادی با تجربه‌ی واقعی ما از زندگی داره. درونیات آدما، تا حد زیادی شبیه به صندوق مهر و موم شده است. اونا در رقت انگیز‌ترین موقعیت‌های زندگی که نهایت قربانی بودن و فلاکت رو رقم میزنه هم میتونن راهی برای انتقام‌جویی، شرارت و آسیب زدن به بقیه پیدا کنن و در ادامه، خودشون رو بابت کار شرارت آمیزی که انجام میدن هم توجیه کنن.

جمع‌بندی
ما با وجود دیدن پیچیدگی‌های درونی خودمون، آدما رو دست کم میگیریم و هنوزم درگیر نگاه‌های ظاهر‌بینانه هستیم. بخش‌های زیادی از افکار و تمایلات‌مون رو انکار می کنیم و میذاریمش به حساب خاص و عجیب و غریب بودن خودمون، اما حقیقت اینه که انواع تضاد‌های فکری، میتونه توی ذهن بسیاری از آدما ظاهر بشه و هر فرد، به راحتی می‌تونه بین نقش مثبت و نقش شرورانه‌ی خودش، دست به انتخاب بزنه.

طعنه‌ای که مریلین به سطحی‌نگری آدما میزنه، بسیار توهین‌آمیز و منزجر کننده است. ما به سختی می‌تونیم تجسم کنیم که اون صرفا به خاطر علاقه‌اش به استرید، همچین ماجراجویی‌ای رو رقم زده و همچنان خونسرد، عاشق پیشه و حق به جانبه.