نقد و بررسی فیلم Papillon 2017| پاپیون
19 تیر · · خواندن 4 دقیقه
پاپیون 2017، یه رونمایی جدید از سناریویی هست که پیش از این هم با اسم مشابهی، در قالب یه فیلم سینمایی ساخته شده و برگرفته از دو تا کتاب خودزندگی نامه است که وجود همچین پشتوانهای هم جذابیتش رو چند برابر کرده.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
این فیلم ممکنه حاوی صحنه هایی باشه که برای برخی، بیش از حد سادیستی جلوه کنه و فضاش هم شدیدا مردونه است و اینا جزو مواردی هستن که پیش از انتخاب پاپیون برای دیدن، لازمه بهش توجه داشته باشید. هرچند که این فیلم تونسته امتیازای خوبی رو از طرف منتقدا و مخاطبین به دست بیاره اما لزوما فروش چندان چشم گیری رو تجربه نکرده و حتی تعداد بازخوردهاش هم آنچنان نیست که از یه فیلم فرار از زندان آمریکایی انتظار میره. پاپیون از مجموع 90 هزار مشارکت کننده در سایت IMDb تونسته امتیاز 7.2 رو ه دست بیاره و 84 درصد مخاطبای گوگل هم پسندیدنش و به عنوان یه اثر بلند سینمایی، تونسته پایان بندی جالب و قانع کننده ای رو ارائه بده.
بازیگرای کلیدی این فیلم، چارلی هونام و رامی ملک هستن که تقریبا مثل یه کاپل عمل میکنن یعنی این چارلی هونام در نقش پاپیون هست که تمام مدت سعی میکنه از لوئیس مراقبت کنه و منشا الهامش برای ایجاد یک تغییر شخصیتی به حساب میاد.

پاپیون با خالکوبی یه پروانه ظاهر میشه که نمادی از یک دزده و به سختی میشه تصور کرد که در پایان، لزوما از دزد بودن خودش پشیمونه یا قراره دست از این کار بکشه چون جرمی که اونو به زندان انداخته هم لزوما ارتباطی با دزدی نداره. هر دوی اونها واقعا مرتکب جرم شدن و اینطوری نیست که بی گناه باشن و برای جرم هایی که مرتکب شدن، شخصیت های بیش از حد ملایم و همدلی دارن. با این وجود، ایده ی بدی برای ایجاد جذابیت و جلب توجه مخاطبی که قصد داره فضای مالیخولیایی درون یه زندان بیرحمانه رو دنبال کنه نیست.
اتحادی که بین پاپیون و لوئیس ایجاد میشه، چیزی بیشتر از یه شراکت برای فرار از زندانه و خیلی زود، تبدیل به یه جور پیوند برادری میشه.
چیزی که به پاپیون و لوئیس کمک میکنه تا راه خودشون رو به سمت آزادی پیدا کنن، لزوما زرنگ بودنشون و مهارت هایی که پیش از ورود به زندان کسب کردن نیست بلکه تا حدی مدیون ویژگی های خوبی هستن که در جریان حضور در زندان به دست آوردن. لوئیس از یه فرد مارموز که ترس های پیش پا افتادهای داره و از جسد میترسه، تبدیل میشه به فردی که می تونه صریح تر، خواسته های خودش رو بیان کنه و از خودش دفاع کنه. میشه حس کرد که کارای خلافی که پیش از ورود به زندان انجام میداده هم تا حد زیادی ناشی از ترس هایی بوده که درون مردای دیگه نمیدیده که بهش جسارت اینو نمیداده که تعامل نرمال تری با جامعه برقرار کنه.

فضای زندان، یه فضای به شدت مردونه است و لوئیس، بیش از پیش احساس آسیب پذیر بودن میکنه و دوست داره مورد مراقبت قرار بگیره. برای اون دشواره که با همچین فضای خشنی کنار بیاد و در مقایسه با مردای دیگه، میشه حس کرد که بسیاری از رفتارهای خشن رو نداره.
پاپیون از تغییر شخصیتی مستثنی نیست. اون برعکس لوئیس، شخصیت خشنی داره و اهل صبر کردن نیست. میتونه حرکت های ناگهانی و پرریسکی نشون بده اما در مواجهه با لوئیس، صبر و سازگاری رو یاد میگیره و شاید بشه گفت همین ریسکی که لوئیس برای رسوندن نارگیل به دستش انجام میده، کمکش میکنه تا بتونه دوره ی انفرادیش رو راحت تر بگذرونه و دوباره مایل به همکاری با لوئیس بشه.
هرچند که پاپیون بیان میکنه که بعد از خروج از زندان دوست داره تبدیل به آدم بهتری بشه اما نمیشه گفت که حضور در زندان، کاملا ذهنش رو از اعمال نابهنجار دور کرده و دیگه قراره مرد زندگی بشه. اینکه شما زیر سایهی یه زندان غیر انسانی و دوره ای از رنج، تبدیل به شخصیت پرهیزکاری بشید، بیشتر شبیه اینه که از روی ترس، سعی میکنید سراغ تکرار عمل خاصی نرید. صرفا اون بخش از تغییرات شخصیتی این دو رو میشه تحسین کرد که در نتیجه ی نوعی همدلی و مسئولیت پذیری ایجاد شده. افرادی که تا پیش از این، بدون توجه به احساسات و نیازهای زندگی دیگران، ازشون دزدی میکردن تا بتونن زندگی خودشون رو بهبود ببخشن، راه زیادی به سوی کسب همدلی دارن و ترسی که درون محیط زندان تجربه کردن، شاید صرفا تا مدتی اونا رو مهار کنه.
جمعبندی
با این صحبتایی که شد، سناریوی پاپیون بیشتر به سمتی میره که شما لوئیس و پاپیون رو احتمالا تحسین خواهید کرد و چهره ی اونها خواهد درخشید. یعنی اونا خیلی بهتر از چیزی که هستن تصویر میشن در حالیکه اگر خودتون رو با افرادی که جیبشون با دزدیهای این دو نفر خالی شده یکی فرض کنید، اونوقت فرار کردن این دو از زندان، حتی ممکنه در نظرتون ناعادلانه به نظر برسه و از این جمع بندی، چندان هم خوشتون نیاد.