نقد و بررسی فیلم Pirates of Caribbean 2017
19 تیر · · خواندن 9 دقیقه نقد و بررسی فیلم Pirates of Caribbean 2017| دزدان دریایی کارائیب 5
عنوان کامل این قسمت از مجموعه فیلم، دزدان دریایی کارائیب: مردگان حکایت نمیکنند هست و برخلاف امتیازاتی که از منتقدین گرفته، فیلم جذابی به حساب میاد. درواقع توقعات بیننده ها بابت کیفیت قسمت های قبلی این مجموعه فیلم، در سطح بالایی قرار داشت و انتشار این قسمت در سال 2017، نتونست بیننده ها رو راضی کنه. میشه گفت که بیننده ها انتظار داشتن که سازنده ها بتونن خلاقیت خیلی بیشتری به کار بگیرن.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
با این وجود، دزدان دریایی کارائیب، از جمله موفق ترین مجموعه فیلمای سینما به حساب میاد و عملا تبدیل به یه کار آیکونیک شده.
از مجموع 362 هزار مشارکت کننده در سایت IMDb که رقم خوبی به حساب میاد، این فیلم صرفا تونسته امتیاز 6.5 رو به دست بیاره ولی اقبال عمومیش خیلی بیشتره و تا امروز، 86 درصد مخاطبای گوگل پسندیدنش.
این فیلم اونقدر خوش شانس بوده که که بتونه به کمک یه مجموعه از نویسنده ها پیش بره و شاید بشه گفت که در قسمت جدید، به مراتب با جلوه های ویژه ی جذاب تری طرف هستیم.
چیزی که جاش خالیه، جزئیات کمدی و بعضا زیرکانه و همچنین موسیقی و هارمونی رفتاری جالبی هست که در قسمت های قبلی وجود داشتن. مردگان حکایت نمیکنند، بیشتر روی کیفیت و نحوه ی پیشبرد داستانش سرمایه گذاری کرده و در پایان، تونسته جمع بندی قانع کننده ای رو ارائه بده و حتی جا رو برای ساخت داستان های جدید جک اسپار باز گذاشته.
هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.

شاید پرتکرار ترین نقد منفی ای که نسبت به این قسمت مطرح شد، داستان تکراری و ضعیفش هست که توی ذوق مخاطبا زده. هرچند که این داستان، جزو کارای آیکونیک و جذاب هست اما یه داستان ضعیف، خود به خود این حسو به مخاطب میده که تولید کننده ها بیشتر با اهداف تجاری و بدون اینکه ذوق و خلاقیت خاصی در زمینه ی هنر داشته باشن، تصمیم گرفتن قسمت جدیدی رو تولید کنن.
این موضوع بسیار رایجی درمورد فیلمای چند قسمتی به حساب میاد و معمولا قسمت های جدید، نمی تونن جذابیت قسمت های قبلی رو برای مخاطب داشته باشن. اما آیا این نقد منفی، منطقی هست؟
اگر شما به صورت مستقل و بدون توقع خاصی سراغ دزدان دریایی 5 برید، میتونه براتون جذابیت زیادی داشته باشه و به خودی خود، چیزی کم از یه کار سینمایی سرگرم کننده ی خوب نداره.
نقد منفی پرتکرار دیگه ای که نسبت به این قسمت مطرح شده، شخصیت های سطحی درون داستان هستن. گاهی این سطحی بودن، به شخصیت هایی عارض شده که توی قسمت های قبلی، ذهن جذاب تری رو از خودشون نشون دادن اما توی این قسمت، درگیر یه داستان و یه سری دیالوگ های نه چندان جالب شدن. این درمورد برخی از شخصیت های جدید هم صدق میکنه.

معمولا این شخصیت های جدید، چندان معرفی نمیشن و مخاطب نمیدونه که پیش زمینه شون چیه و چرا باید این افراد رو دوست داشته باشه اما داستان میاد و از این شخصیت های ناشناس، افرادی رو به نمایش میذاره که قراره تاثیر زیادی در سرنوشت دیگران داشته باشن.
نقد منفی پرتکرار دیگه ای که به شخصه خیلی باهاش موافقم، تکیه ی بیش از حد فیلم به جلوه های ویژه است و گاهی پیش میاد که تا مدت ها، شما دیالوگ بخصوصی نمیشنوید و صرفا داریم صحنه های درگیری هیجان انگیز رو میبینیم. این برای داستانی که توی قسمت های قبلی خودش تونسته یه داستان پرجزئیات رو به تصویر بکشه، نوعی عقبگرد به حساب میاد. بماند که حتی اگر بدون توقع بخصوص و به طور مستقل، سراغ دیدن این فیلم برید، باز هم ممکنه پرداختن بیش از حد به صحنه های جنگ و جلوه های ویژه، توی ذوقتون بزنه.
و مثل همیشه، طولانی بودن زمان فیلم، مورد انتقاد قرار گرفته. خیلیا این مجموعه فیلم رو با تایم طولانی هر قسمتش میشناسن که البته چنین ویژگی ای به خودی خود بد نیست. زمان طولانی یک فیلم، زمانی ویژگی منفی به حساب میاد که با یه محتوای کسل کننده پر بشه و داستان چندان ظریف و جالبی، به مخاطبا ارائه نشه.
اما در کنار این نقدای منفی، نقدای مثبت پرتکراری هستن که در ادامه سراغشون میریم تا ببینیم چقدر منصفانه هستن.
بعضیا عقیده دارن که قسمت پنجم تونسته نوعی اصالت به نمایش بذاره و به همون ریشه هایی برگرده که توی قسمت ابتدایی، ما رو با شخصیت جک اسپارو و جهان دزدان دریایی کارائیب آشنا کرد. این بخصوص درمورد شخصیت جک اسپارو صدق میکنه که مجددا منشا تولید کمدی ترین بخش های داستان میشه و در ترکیب با بازی تحسین برانگیز جانی دپ، مخاطبا رو شیفته ی خودش میکنه.

در کنار افرادی که از جلوه های ویژه و بخشای اکشن این فیلم رو پوینت منفی در نظر گرفتن، عده ای هم بودن که از این ویژگی ها خوششون اومده. غیر قابل انکاره که کیفیت طراحی جلوه های ویژه در این قسمت، به میزان نسبتا قابل توجهی از قسمت های قبلی بیشتره. با این وجود برای مخاطبایی که به داستان های خلاقانه و دیالوگ های جذاب علاقه دارن، پرداختن زیاد به جلوه های ویژه و بخشای اکشن، نمی تونه جالب باشه.
جک اسپارو به عنوان شخصیت کلیدی این داستان، طبیعتا انتظار میره که همیشه به صورت کاریزماتیکی ظاهر بشه اما با وجود اینکه فیلم سعی کرده اونو یه شخصیت پیش بینی ناپذیر و تقریبا جنون زده توصیف کنه، خیلیا عقیده دارن که اتفاقا تبدیل به یه کاراکتر بسیار پیش بینی پذیر شده و جذابیت گذشته رو نداره. به شخصه چندان با این موضوع موافق نیستم و فکر میکنم این خاصیت داستان های طولانی و کارای چند قسمتیه که رفته رفته، الگوهای تکراری درون رفتار و طرز فکر شخصیت ها رو نشون میده و به مخاطب اجازه میده تا بتونن یه دیدگاه انتقادی عمیق تر پیدا کنن. کاملا قابل انتظاره که بعد از 4 قسمت بسیار طولانی، جک اسپارو تبدیل به شخصیتی قابل پیش بینی بشه ولی این موضوع، لزوما جذابیت این فیلم رو چندان کاهش نداده.
چیزی که بیش از همه در دنیای نقد هنرهای نمایشی دوست دارم، نقد هایی هست که متوجه محتوا و اخلاقیات درون داستان ها میشن. این نقدا می تونن اطلاعات جالبی درمورد فرهنگ ها و قشرهای مختلفی که جذب یه داستان شدن، در اختیارمون قرار بدن.
نقد منفی ای که نسبت به اخلاقیات درون این داستان میشه مطرح کرد، نشون دادن یه وجهه ی خوب از افرادیه که عملا شخصیت های شرور و غارت گر و متقلبی به حساب میان و اهمیتی نمیدن که کاراشون دقیقا چجوری داره روی تجربه ی آدما تاثیر منفی میذاره. این مجموعه فیلم، با موفقیت تونسته این شخصیت های شرور رو توی دل مخاطب خودش بگنجونه و با نشون دادن بخش های محدود اما مثبت این شخصیت ها، در واقع با فوکوس بیش از حد، روی این ویژگی های مثبت، مخاطب رو تحریک کنه تا این افراد رو ببخشه و شیفته شون بشه.
چنانچه اینو درنظر بگیرید که بسیاری از مخاطبای چنین فیلمی، بچه ها و افراد نوجوون هستن که شدیدا تاثیرپذیرن و دنبال الگوهای زندگیشون میگردن، دیگه نمیشه راحت از کنار چنین نقدی گذشت.
وجود نژاد پرستی پنهان
این موضوع، بیشتر توی موقعیت هایی دیده میشه که سعی دارن بگن فقط یه کمدی هستم و میتونه شامل تمسخر یا اشاره های کوتاهی در حین مکالمه باشه. تبعیضی که از این بابت، بین شخصیت ها و داستان زندگیشون مطرح میشه، جزو محتوای منفی این فیلم به حساب میان. میشه حس کرد که این نقد منفی، عموما از طرف منتقدای علاقه مند به هالیوود دموکرات مطرح میشه و احتمال جانبدارانه بودنش زیاده.
این کلیشه های نژاد پرستانه، ممکنه در این داستان ظاهر شده باشن اما لزوما شامل مسائلی نمیشن که مغایر با اتفاقات دنیای واقعی هستن. هالیوود دموکرات انتظار داره که شما لزوما واقعیت رو نشون ندید و توی تولیداتتون، چیزی رو به تصویر بکشید که ایده آله و یه جامعه ی سالم و در حال رشد رو نشون میده. به شخصه فکر میکنم دنیای واقعی ما، نه شامل جوامع سالمیه و نه در حال رشدیم و حتی فیلمی مثل دزدان دریایی کارائیب هم به مراتب، رویکرد خوشبینانه ای در غربال داستانش داره و چندان هم به تاریکی جوامع واقعی نیست.
تبعیض جنسی
این نقد منفی هم شامل نقد هایی هست که بیش از پیش، توسط منتقدای دموکرات مطرح شده و مشکلشون با اینکه که توی این فیلم، زیاد نمیشه زن های قوی و مستقل رو دید. فکر میکنم تکرار همین نقد هم باعث شد که کیفیت داستان قسمت پنجم اینقدر افت کنه و سعی کنن که زورکی، چند شخصیت زن جدید و نه چندان کاریزماتیک رو به داستان، اضافه کنن.
این وضعیت جنسیتی که توی قسمت های قبلی فیلم دزدان دریایی، بیشتر شاهدش هستیم که مغایرت چندانی با دنیای واقعی نداره و حالا چون ایده آل دموکراتا به سمت برابری جنسی میل میکنه، دلیل نمیشه که داستان ها، منطق خودشون رو بشکنن و درمورد دنیایی که درونش زن های قوی و تاثیرگذار و مرد هایی که به زن ها احترام میذارن، به کرار پیدا میشن رو خلق کنن. دنیا شامل همین جوامع نابهنجاری هست که میبینیم و هنرمند هم مجبور نیست که در کارهای خودش، این واقعیت رو سانسور کنه.
وجود پیام هایی که با هم در تضادن
این موضوع، شاید تا حد زیادی از کمدی بودن این فیلم و سرگرم کننده بودنش نشات بگیره. با این موافقم که پیام های اخلاقی ضد و نقیضی توی این فیلم وجود داره اما فکر میکنم موضوع کاملا طبیعیای در داستان های طولانی به حساب میاد. شما حتی در فیلم های کوتاه و تک قسمتی هم میتونید پیام های متضاد رو حس کنید اما چیزی که در نهایت می تونه تاثیر قوی ای داشته باشه، پیامی هست که بیشتر تکرار شده.
داستان دزدان دریایی هم این تعادل رو حفظ کرده یعنی اینکه پیام اصلیش، خیلی بیشتر از پیام های متضادش تکرار شده و الگوی خودش رو در تمام قسمت ها حفظ کرده. از این بابت، این نقد منفی، چندان منطقی به نظر نمیاد.
استفاده ی افراطی از جادو و مسائل خرافی
آخرین نقد منفی پرتکراری که در این مطلب بررسی میشه، ایرادی هست که منتقدا نسبت به وجود افراطی جادو و خرافات در این داستان گرفتن. حرف اغلب منتقدا اینه که استفاده از این موضوع، منجر به تاثیر منفی بر روی ذهن مخاطب میشه اما استفاده ی افراطی از جادو و خرافات، بیشتر باعث کاهش جذابیت خوده داستان شده و لزوما ایرادش این نیست که ممکنه روی ذهن مخاطب، تاثیر منفی بذاره.
این استفاده ی افراطی رو میشه توی داستان های تخیلی زیادی دید و زیادی بودنش، گاها باعث میشه که شخصیت های کلیدی، افراد بی اراده ای به نظر برسن که جبر زیادی رو تحمل میکنن. این الگو، به نظر میرسه که مغایر با الگوهای رایجی باشه که در زندگی واقعی تجربه میکنیم. هرچند که چیزای زیادی به ما تحمیل میشن اما در بسیاری از مسائل هم می تونیم با انتخاب های مورد علاقه ی خودمون پیش بریم و مجبور به طی کردن یه مسیر از پیش تعیین شده و تحمیل شده نیستیم.
جمع بندی
دزدان دریایی کارائیب، از اونجایی که یکی از محبوب ترین کارای سینمایی سرگرم کننده به حساب میاد، تصویری از سلیقه های بسیار رایج درون جامعه است و همین موضوع هم ترغیبم کرد که سراغ انتقادات رایجی که نسبت به این فیلم وجود داره برم.
برخی از این انتقادات، به نظر میرسه که چندان منطقی نیستن اما از باقی جهات، در نظر گرفتن برخیشون میتونه منجر به تولید آثار هنری با کیفیت تری بشه.