ماه سرکش، فرزند آتش که توی وب فارسی با تلفظ اصلی خودش یعنی ربل مون هم شناخته شده، فضای علمی تخیلی و حماسی خاصی رو به تصویر میکشه که به مراتب، می‌تونه جذاب‌تر از بعضی کارای مشابهش ظاهر بشه و بیننده رو تحت تاثیر قرار بده. منطق داستانی حماسه‌ی ربل مون، قابل تجسم و گیراست و از همون ابتدا، می‌تونیم درک کنیم که قلمرو‌های مختلف، به دنبال بقای خودشون با استفاده از خاک سیارات حاصلخیز هستن. نژاد‌پرستی و فاشیسم، به شکلی آینده‌نگرانه و در قالب یه جنگ کهکشانی، در فیلم ربل مون به تصویر کشیده میشه و از این بابت، پر از شخصیت‌پردازی‌های تخیلی از گونه‌های انسانی تکامل‌یافته یا با آناتومی‌های متفاوت و موجودات و ابزار آلات غیر این جهانی و پیشرفته است.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

این فیلم تا الان تونسته 71 درصد پسند مخاطبای گوگل و امتیاز 5.6 رو از سایت IMDb به دست بیاره؛ با این وجود، اگر طرفدار کارای علمی تخیلی هستید، این کارو حتی بیشتر از فیلمی مثل Dune پیشنهاد میکنم.
ما توی فیلم ربل مون، با چندین شخصیت کلیدی با پس‌زمینه‌ی داستانی کنجکاو‌کننده رو به رو هستیم و تصویری که از حرص و طمع انسان‌ها ارائه شده، الهام گرفته از همون موضوعیه که پیش از این هم بارها در تاریخ سیاره‌ی ما، سبب درگیری و جنگ شده. شخصیت‌های ربل مون، لزوما انتخاب نشدن و سرنوشت خودشون رو توی آسمون‌ها ندیدن؛ بلکه به صورت داوطلبانه و طی یه حرکت گروهی، تصمیم میگیرن تا برای آزادی خودشون تلاش کنن.

خواسته‌ها و نیاز‌های انسانی
تعریف حس تعلق و علت علاقه‌مند شدن یه ملت به ایجاد جنگ و درگیری، لزوما نیازی نیست که یه تراژدی عجیب یا ماورایی داشته باشه. نیازهای انسانی، مثل دسترسی به خاک حاصلخیز و تولید غذا، موضوع بسیار مهمیه و تاثیر زیادی توی شکل‌گیری جوامع مختلف داشته.


آدم‌ها هرچقدر هم که وانمود کنن دارای افکار گروه‌زده و نژاد‌پرستانه هستن، بعد از گذشته دوره‌های مختلفی از زندگی، دیگه نه به‌لحاظ فیزیکی و نه به‌لحاظ فکری، شباهت خاصی به اجداد خودشون ندارن. تعلقات ما رو جوامعی شکل میدن که باهاشون در یک رابطه‌ی معنا‌دار هستیم و هم این جوامع از تلاش و کار مفید ما منفعت میبرن و هم ما از طریق این جوامع، نیاز‌های مهم زندگی خودمون رو برطرف میکنیم.

نگاهی که ربل مون به مساله‌ی جنگ‌های بین‌المللی داره هم به همین شکله و رویکرد شخصیت اصلی نسبت به مفهوم تعلق، یه رویکرد جهان‌وطنی و انسانیه. اون خیلی وقته که از قبیله و گروه اولیه‌ی خودش جدا شده و توی سرزمین‌های مختلفی روزگار گذرونده و با فرهنگ‌های مختلفی آشنا شده. آزاد بودن از قید و بند‌های نژادی و افکار گروه‌زده، بهش اجازه داده تا نگاه واقع‌گرایانه‌تری به موضوع بقا و تعلق پیدا کنه و از این طریق، جناح خودشو بعد از گذشت مدتی، به شکلی آگاهانه انتخاب کرده.
رویکرد ربل مون به موضوع بقا، رویکردی هست که حداقل در قسمت اول این مجموعه فیلم، صلح‌طلبانه و انسانیه و مسیر بسیار تحسین برانگیزی رو طی میکنه.

طراحی جالب موجودات بیگانه
یکی از ایراداتی که توی فیلمای علمی-تخیلی، خیلی ممکنه توی ذوق بزنه، طراحی نه‌چندان گیرا یا بیش‌از‌حد فانتزی و فیک موجودات بیگانه‌ای هست که نمونه‌شون رو در دنیای واقعی نمی‌بینیم.
بسیاری از این طراحی‌ها، حتی اگر به لحاظ ظاهری خوب پیش رفته باشن، به لحاظ شخصیت‌پردازی، بسیار سطحی‌نگرانه هستن و هیچ حس همدلی و ادراکی رو درون بیننده ایجاد نمیکنن. این در حالیه که این گونه‌های انسانی با تفاوت‌های ظاهری، قادرن مکالمه داشته باشن و سطح تکاملیشون بعضا از ما انسان‌ها هم بیشتره.

این ناشی از شخصیت‌پردازی ضعیفه که ذهن بیننده رو به سمت ظاهر‌بینی سوق میده و از جلوه‌های ظاهری، صرفا برای ایجاد جذابیت بصری استفاده میکنه. توی داستان ربل مون، موجوداتی که تفاوت‌های ظاهری قابل توجهی با بشر زمینی دارن، همچنان که با چهره‌ی جالبی به تصویر کشیده شدن، همون نگاه خردمندانه و پر از آمال و آرزو و ترسی رو دارن که یه بشر زمینی میتونه داشته باشه و روی رفتار و بازی این کاراکتر‌ها هم به خوبی کار شده. این چیزی هست که به ندرت میشه توی کارای علمی-تخیلی دید و تحت تاثیرش قرار گرفت.

به دنبال افسانه‌ی صلح
صلح‌طلبی و ساخت ایده‌ی عدالت، چالش جدیدی در داستان‌های حماسی و درام نیست و هنر، به‌کرار سراغ شبیه‌سازی جهان‌ها یا جوامعی رفته که سعی میکنن صلحی که در دنیای واقعی وجود نداره رو به کمک کار فکری و کار یدی خودشون بسازن. میشه حدس زد که بسیاری از این ایده‌ها، بیشتر از اون که هدف اصلی خودشون رو محقق کنن، به تدریج درگیر جلوه‌های بازارپسند خودشون رفتن و به هیجان‌زده کردن بیننده‌ی خودشون پرداختن و آزمایش یا شبیه‌سازی هنری خودشون رو به سرانجام خاصی نرسوندن.
شروع ربل مون برای بررسی صلح و پتانسیل انسان‌ها برای طراحی ایده‌هایی که سطح عدالت و سازگاری رو درون جامعه افزایش بده، شروع خوبی به حساب میاد و باید دید که در ادامه به چه سمت و سویی میره.


جمع‌بندی
حتی اگر ایده‌ی داستانی ربل مون نتونه جذاب جلوه کنه، ما با اتمسفر‌سازی جالبی از دنیا‌ها و موجودات تکامل‌یافته رو به رو هستیم. طراحی اسلحه‌ها و موجودات فضایی، به رغم تنوع، از خلاقیت و باورپذیری مناسبی برخورداره و یکی از نقاط عطف این فیلم بود که تونست توجهمو به خودش جلب کنه.
نگاه ژرف و خردمندانه‌ی شخصیت‌های این فیلم، بخصوص شخصیت اصلی، به دنیا و انسانیت، نگاهی هست که خیلی از شخصیت‌ها دوست دارن به زندگی داشته باشن اما لزوما در مسیر پرداخت و ساخت این شخصیت‌ها، با خالقین مسئولیت‌پذیر و موفقی رو به رو نیستیم.