من دیشب خواب دیدم که عروسی برگزار شده بود تو فامیل و من دائم دنبال خرید لباس و آرایش مو اینا بودم ولی خب خوشگلم نمیشدم خیلی دهه ۶۰ی وار میشدم، یهو مامانم زنگ زد که حال بچه خواهرم بد شده و باید بیای و من به زور خودمو با سرعت رسوندم اونجا دیدم دروغ گفتن که من برسم، دیگه بررسی تیپ زشتمو رها کردم و شروع کردم رقصیدن و بعدشم شام خوردیم...
به نظرت تعبیرش چیه

تعبیر: 
عروسی یک نوع تعهد دادن رسمی و عمومیه و خیلی وقتا ارتباطی به مسائل رمانتیک نداره بلکه میتونه حتی درمورد درس یا شغل باشه. 
این خواب درمورد چنین موقعیتی هست که دیگران ممکنه شما رو درموردش به عجله بندازن. لزوما مادرتون دلیل این مشکل نیست. مادر میتونه نماد افکاری باشه که از جامعه به ارث بردیم. مثلا فرض کنید دوست داریم پروژه ای جدید رو شروع کنیم و برامون مهمه خوب شروع شه و براش آماده بشیم ولی نگرانی برای آبرو و وجهه ی اجتماعی، باعث بشه عجله کنیم و اونطور که دوست داریم سراغ نقش جدیدمون نریم.

چالش آرایش و لباس یعنی هنوز نیاز دارید که برای قدم بعدیتون فکر کنید و اجازه ندید فشارهای روانی باعث بشه تا تصمیم عجولانه ای بگیرید که باب میلتون نیست. همونطور که در دنیای خواب، هیچ بچه ای مریض نشده بود، در واقعیت هم تعلل شما برای برداشتن قدم بعدی و تصمیم گیری درمورد برخی مسائل مهمی که این روزا ذهنتون رو مشغول کرده ایرادی نداره و ضرری ایجاد نمیکنه. مهم ترین چیز اینه که شما خوب فکراتونو کنید و با آمادگی سراغ هدف بعدیتون برید.