نقد و بررسی فیلم The Devil's Advocate
25 تیر · · خواندن 5 دقیقه نقد و بررسی فیلم The Devil's Advocate | وکیل مدافع شیطان
وقتی صحبت از فیلم وکیل مدافع شیطان میشه، خیلیا نیازی به بخش معرفیش ندارن و ممکنه بارها نقدهای مختلفی هم راجبش شنیده باشن. این فیلم حدود 26 سال پیش ساخته شده و دو تا بازیگر درخشان، یعنی آل پاچینو و کیانو ریوز، توی این فیلم نقش آفرینی کردن.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
وکیل مدافع شیطان، پر از نمادهای مسیحی هست و از کتاب مقدس این دین، برای به تصویر کشیدن یه جدال ماورایی بین خیر و شر، استفاده کرده. این چیزیه که بعضا مورد تحسین قرار گرفته اما اتفاقا همون بخشی هست که میشه نسبت بهش، انتقادات زیادی رو مطرح کرد.
ممکنه توی ژانرای این فیلم آمریکایی، کلمهی ترسناک رو مشاهده کنید، اما بهتره بدونید که سطح ترسناک بودنش خیلی خیلی پایینه. بخصوص توی سال 2024، این قبیل صحنههای ترسناک، قرار نیست که بیننده رو چندان تحت تاثیر قرار بده.
جذابیت این فیلم رو میشه در بازی جالب آل پاچینو دید. این یه واقعیته که آل پاچینو هر چقدر هم سلبریتی پرحاشیه و ناخوشآیندی باشه، یکی از بهترین بازیگرای دهههای اخیر بوده و توی این فیلم هم میشه دید که چطور با فریک صورت و نحوهی ادای کلمات، بیننده رو به تردید میندازه و در عین حال، شدیدا تحریکمون میکنه تا شخصیتش رو مورد قضاوت قرار بدیم.

آل پاچینو در نقش جان میلتون، در حالی یه دیالوگ رو میگه که بهسختی میشه درست یا غلط بودن حسی که ابراز میکنه رو درک کرد، با این وجود، دیدن منظور واقعیش هم ساده نیست و حالت صورتش، هزار احتمال رو به ذهن آدم میاره.
این فیلم تا الان تونسته 87 درصد پسند مخاطبای گوگل و امتیاز 7.5 رو از سایت IMDb به دست بیاره. وکیل مدافع شیطان رو میشه از اون فیلمهایی دونست که بیشتر از اقبال اجتماعی، مورد توجه منتقدا قرار گرفته، هرچند که در زمان خودش، فروش بسیار خوبی رو به دست آورد.
میشه درک کرد که چرا این فیلم میتونه توی جوامعی که اغلب مردمش به مسیحیت باور دارن، مورد استقبال قرار بگیره اما دقیقا برای نقد کردنش و دیدن نقاط ضعفش، بهتره از زاویهی فردی که باوری به مسیحیت نداره بهش نگاه کرد. مشخصا وقتی مسیحیت، روش و امید یک شخص، برای رسیدن به سعادت باشه، دیدن همچین سناریوهایی میتونه خوشایند تلقی بشه.

استفاده از خط و مشی مسیحیت برای به تصویر کشیدن خیر و شر، بهراحتی میتونه سبب ایجاد سوتفاهم بشه چون هیچ اعتباری نیست که مثلا کلیسای کاتولیک، در تشخیص خیر از شر، موفق عمل کرده باشه.
بازی کیانو ریوز و آل پاچینو در این فیلم، جالب و تحسین برانگیز هست و شاید بشه گفت که اگه شخصی مثل آل پاچینو این نقش رو بازی نمیکرد، احتمالا این فیلم اصلا نمیتونست تا این اندازه مورد توجه قرار بگیره؛ اما بحث اینه که فارغ از بازی خوب این بازیگرا، ما با محتوای خوبی هم طرف هستیم؟
پیامی که این فیلم سعی داره منتقل کنه، بههیچ عنوان بیطرفانه نیست و نگاه بعضا لوسی به موضوع خیر و شر، از دیدگاه مسیحیت داره و بهراحتی هم میشه درک کرد که بسیاری از قضاوتها و استدلالهای جان میلتون، در سخنرانیهای آتشینش، منطقی نیست و بهراحتی میتونه رد بشه.
دامن زدن به باورهای مسیحی برای نشون دادن خیر و شر، توی جوامعی که مسیحیت، یه باور همهگیره، میتونه یه انتخاب همیشه برنده باشه، چراکه بخش غیر منطقی و نابهنجار محتوا، به سختی ممکنه مورد نقد قرار بگیره.
شاید بگید که خب این فیلم، لزوما پیرو باورهای مسیحی نیست و آل پاچینو دقیقا همین باورا رو مورد نقد قرار میده اما بهتره بگیم که آل پاچینو، اونچه که در مسیحیت به عنوان گناه شناخته میشه رو سعی داره خوب جلوه بده تا قربانی خودش رو جلب کنه و مشکلی هم نداره که با درگیر کردن ذهن قربانی، اونو به منتهای جنون برسونه. این فیلم، هیچ خیانت یا نقد خاصی به باورای مسیحی نکرده.
تاثیر بد این سیستم تشخیص خوب از بد رو میشه با یه سری سوال ساده فهمید. به طور مثال، درک غلط از خیر و شر، ممکنه چه تاثیر روانیای داشته باشه؟
برای همسر کوین یعنی مری، گناه در قالب مجازاتی مثل توهم و ناباروری ظاهر میشه و اون دلبستن خودش به طمع و ثروت نامشروع کوین رو دلیل محکوم شدنش به تحمل یه زندگی منزویانه و ترس از خیانت دیدن میدونه.
درحالی که حتی به فرض گناهکار بودن کوین، این اتفاقات، دخل خاصی به مری نداره و اون چندان شریک جرم تلقی نمیشه و میتونست به محض رسیدن به شهر، شروع جدیدی داشته باشه و نقش اجتماعی مثبت خودشو بازی کنه.
در مورد کوین، اون دفاعیات خودشو در ابتدا با استناد به مدارکی ارائه میده که توسط دادگاه، مورد قبول قرار میگیره و هیچ کار غیر قانونیای این وسط صورت نمیگیره. این اخلاقیترین کاری هست که یه وکیل میتونه انجام بده و وظیفهاش اینه که تمام اسناد و مدارکی که میتونه در جریان قضاوت موکلش مورد استفاده قرار بگیره رو در دادگاه حاضر کنه.
شر در فیلم وکیل مدافع شیطان، بیشتر از اینکه یه عمل ملموس و واقعی باشه، یه سری سمبل نهچندان مهم هست؛ مثل کاری که جادوگر سیاه پوست، با زبون یه حیوون انجام میده تا زبون یه موکل رو ببنده.
اصرار مادر کوین به موندنشون توی یه محیط کوچیک و عدم مراجعه به شهر، با نقل قولهای وقت و بیوقتش از کتاب مقدس، از جمله پیام بازرگانیهای نه چندان جالب این فیلمه. بودن توی یه شهر بزرگ، لزوما قرار نیست که شخصیت یه فرد رو به فساد بکشونه و مانع از رشدش بشه، به همون دلیلی که بودن توی یه محیط کوچیک یا روستایی نمیتونه جلوی فاسد شدن انسان رو بگیره.
جمعبندی
تشخیص ماهیت خیر و شر یا به عبارتی، تمایز قائل شدن بین نابهنجاری و سلامتی، از جمله مراحل مهم تکامل روانیه که استدلالها و انتخابهای پیچیدهای رو پیش روی ما قرار میده. در مورد فیلمی مثل وکیل مدافع شیطان میشه گفت که مثل اغلب سناریوهایی که به این موضوع پرداختن، نتونسته موفق عمل کنه و متوسل به استدلالهای بسیار غیر منطقیای شده.