نقد و بررسی فیلم The House of No Man 2023| خانه‌ی هیچکس

فیلم The House of No Man که توی وب فارسی با اسم خانه‌ی هیچکس هم شناخته شده، یه کار ویتنامی هست و چنانچه به دیدن فیلمای ویتنامی عادت ندارید بهتره بدونید که فضاش تا حد زیادی به فرهنگ کره‌ی جنوبی نزدیکه. این فیلم از داستان‌پردازی خوبی برخورداره و با ایده های ساده اما خلاقانه سعی کرده که تاثیر دراماتیک فیلم رو افزایش بده.

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

هرچند که مشارکت کننده‌های کمی در جریان نقد و امتیاز دادن به این فیلم نقش داشتن اما میشه گفت که تونسته تا حد خوبی رضایت دیگران رو جلب کنه. 91 درصد پسند مخاطبای گوگل رو داره و توی سایت IMDb هم تونسته با مجموع 531 مشارکت کننده، امتیاز 6.1 رو به دست بیاره.
هرچند که داستان سعی کرده یه فضای کمدی رو ایجاد کنه اما به مشکلات خانوادگی پرداخته و بعضی رویکردای مردستیزانه رو هم نقد کرده.
نویسنده‌های خلاق و منتقد می‌تونن توی هر جامعه‌ای پیدا بشن و اینطوریه که شما می تونید انتظار داشته باشید که از دل ناشناخته ترین کشورا هم گاهی فیلمای جالبی بیرون بیاد و بتونن بیننده ی خودشون رو در مورد ایده ای که ارائه دادن، تحریک به قضاوت کنن.

زیر سوال بردن افکار مرد ستیزانه در جریان این فیلم رو میشه تحسین کرد و خیلی خوب تونسته به نوعی جمع‌بندی برسه. یه خونواده ی مادر سالار، شان مرد رو به‌حدی پایین میاره که اونو حتی لایق احترام نمیدونه ولی چیزی که اجتناب ناپذیره، میل به عشق ورزیدن و مورد عشق قرار گرفتن آدماست. چیزی که حتی خوده مادر خونواده هم نمی تونه ازش اجتناب کنه.
هشدار: ادامه‌ی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.


تحلیل محتوای یک فیلم میتونه با سوالات خیلی ساده‌ای شروع بشه، مثل اینکه همراه شدن با این سناریو، میتونه چه انگیزه ای رو به مخاطبش منتقل کنه؟ در جریان این فیلم، مادر سالار از نوعی رفتار سادیستی میگذره و در نهایت، میتونه نوعی همدلی رو تجربه کنه. هرچند که کلمه ی سادیسم در فرهنگ عمومی، چندان شناخته شده نیست اما مفهوم این کلمه، میتونه توصیف کننده‌ی بسیاری از الگوهای رفتاری و فکری رایج در جامعه باشه.
ما در موقعیت‌ها و بنا به دلایل متفاوتی، می تونیم از رنج دادن دیگران و دیدن فشاری که تجربه میکنن، لذت ببریم. لذت بیمارگونه ای که کمکی هم به رشدمون نمیکنه اما گاها انگار که به این شکل از لذت بردن، اعتیاد پیدا میکنیم.
رفتارهای جنسیت‌زده که در اینجا در قالب یه زن مردستیز ظاهر میشه، نوعی از سادیسم رو آشکار میکنه. مادر خونواده سعی میکنه تا این قبیل رفتارهای خودش رو به لحاظ اخلاقی توجیه کنه. توجیهش هم اینه که سعی داره از خودش و بچه‌هاش مراقبت کنه اما در نهایت، نمی تونه تاثیر واقعی و منطقی رفتارش رو توجیه کنه و میبینه که این ذهنیت، چطور زندگی خونوادگیشون رو آشفته تر میکنه.

اگر به رفتارهای جنسیت زده‌ی رایج در جامعه هم نگاه کنید، اغلب افرادی که این افکار رو دارن، سعی میکنن توجیهات سفت و سختی رو برای خودشون دست و پا کنن و بگن که زندگی کردن با همچین ذهنیتی، میتونه ازشون در مقابل ناامنی‌ای که یه جنسیت خاص داره، محافظت کنه اما در پیش گرفتن همچین افکاری، صرفا مساوی میشه با اینکه شما عملا نیمی از یه جامعه رو دشمن فرضی خودتون بدونید و نوعی پارانویای بیمارگونه رو تجربه کنید. چه حسی داره که فکر کنی نیمی از مردم جامعه ناامن هستن و هر آن ممکنه بر علیهت کار کنن؟ یا اینکه همیشه مطمئن باشی که لازمه از نیمی از مردم جامعه دوری کنی و نذاری که نیازات به خدماتی که میتونن عرضه کنن گره بخوره؟
زندگی جمعی ما، برپایه ی نیازهایی که میتونیم از همدیگه رفع کنیم بنا شده. فراتر از دشمن پنداری و پارانویا، افکار جنسیت زده میتونه باعث بشه تا به خودمون اجازه بدیم که نیمی از مردم جامعه رو به‌راحتی رنج بدیم و اخلاقیات خاصی رو درموردشون رعایت نکنیم. صرفا عنصر ترس هست که ممکنه ما رو مهار کنه وگرنه وقتی که نفرت، درون یه فرد زیاد بشه، اگر در توانش باشه ممکنه حتی علاقه داشته باشه که خیلی از آدم ها رو بکشه. زندگی کردن با همچین ذهنیتی چه احساسی میتونه داشته باشه؟ مخصوصا وقتی که نفرت، بر پایه ی افکاری شکل گرفته باشه که پشتوانه ی منطقی روشنی ندارن و نمی‌تونن کمکی به بهبود کیفیت زندگی کنن.
شاید هیچکس به اندازه ی افراد جنسیت زده، از پذیرفتن تراژیک بودن جهانبینیش و پیامد های منفی داشتن همچین ذهنیتی طفره نمیره اما این فیلم، خیلی خوب تونسته پیامد منفی حمل کردن این ذهنیت و زندگی کردن چنین ایده های سادیستی و بیمارگونه‌ای رو نشون بده.
خونواده شاید تونسته باشه که بدون کمک آقایون، به بقای خودش ادامه بده و خوراک خودش رو تامین کنه اما نتونسته همدلی لازم بین افرادی که اتفاقا همجنس همدیگه هستن رو تامین کنه. مادر سالار، اینقدر به آزار دادن دیگران ادامه داده که عملا تبدیل به عادت روزمره‌اش شده و قادر نیست از تعلقی که بین خودش و دخترش هست استفاده کنه تا بچه شو پیش خودش نگه داره و اونو از یه تصمیم مخرب، منصرف کنه.

جمع‌بندی
این فیلم در ظاهر، خیلی معمولی و شاید با ضعف ها و ناشی‌گری‌های زیادی همراه باشه اما به لحاظ داستانی، روایت منطقی و جالبی از زندگی واقعی انسان‌ها داره. چالشی که شخصیت های این داستان تجربه میکنن، می‌تونه توی هر فرهنگی ظاهر بشه. ممکنه به لحاظ جزئیات، تفاوت هایی با کیفیت زندگی این خونواده داشته باشه اما سادیسم بیمارگونه، موضوع بسیار رایجی در همه جای دنیاست و ما به‌کرار می تونیم توی زندگی روزمره مون، نمونه های این رفتارای بیمارگونه رو پیدا کنیم.