مهارت روانی احساس خطر درمورد پدیدهای بهظاهر ساده
27 تیر · · خواندن 2 دقیقه مهارت روانی احساس خطر درمورد پدیدهای بهظاهر ساده
ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه، اشارهی خوبی به این مهارت روانی داره. فرهنگ عمومی، با این مهارت روانی بیگانه نیست اما باز هم تراژدیهای فردی و اجتماعی زیادی درموردش وجود داره.
این مثل وقتیه که یه آدم با ظاهر و حرفای ساده رو میبینیم و پیش خودمون میگیم که محال ممکنه همچین فردی بتونه مشکلی برام ایجاد کنه یا بهم ضرری بزنه. بعضیا ممکنه در مواجهه با همچین آدمایی شروع کنن به مسخره کردن و سواستفاده ازشون یا تحقیر کردنشون، یا انواع آزار و اذیتهای دیگه.
این وضعیت، معمولا زمانی ایجاد میشه که توانایی های بالقوهی دیگران رو دست کم میگیریم یا درکمون از نحوهی آسیبهایی که میتونن بهمون برسونن خیلی محدوده. همه قرار نیست که در یک محدودهی مشخص و با روشهای رایج، به ما آزار برسونن یا آسیبی به ما بزنن. هر فردی با توجه به فرصتها و امکانات و استعدادهایی که داره، به روش های مختلفی ممکنه کارهای دیگران رو تلافی کنه یا بهشون آسیب بزنه.
لازم به ذکره که این مهارت روانی، لزوما درمورد موقعیتهای مرتبط با آزار و اذیت نیست و وجه خاصش، اهمیت احساس خطره. مثل وقتی که آدم از حضور در یک موقعیت احساس خطر میکنه چون نگرانه که بودنش در اون موقعیت خاص، تاثیر بدی روی ذهن دیگران بذاره و یا باعث بشه که مسئولیت اجتماعی خودش رو به خوبی انجام نده. به طور همزمان، ممکنه دیگران احساس خطر نکنن یا نگرانی خاصی از بودن در اون موقعیت نداشته باشن و بهمون بگن این موقعیت خیلی هم خوبه و ازش استفاده کن.
چیزی که میتونه کمک کنه تا آدم به اندازهی کافی و بهینه با این مهارت روانی کار کنه دقیقا اهمیت دادن به مسئولیت اجتماعیش هست. توجه به اینکه چه طرز برخوردی درسته و چه طرز برخوردی صرفا ناشی از خودخواهی یا هیجانزده بودنه.
خلاصهی کلام اینکه خیلی از تراژدیها به وجود میان چون پدیدهای که باهاش مواجه هستیم رو دست کم میگیریم و اهمیتی به توانایی های احتمالی و بالقوهاش نمیدیم. این مثل گوگولی فرض کردن یه قارچ که در ناکجا رشد کرده یا قضاوت یک میوهی کوچیک و براق سمی از روی ظاهرش هست. همهی توانایی های یک پدیده، قرار نیست در ظاهرش هم متجلی بشه.