نقد و بررسی فیلم The Maze Runner 2014
28 تیر · · خواندن 5 دقیقه نقد و بررسی فیلم The Maze Runner 2014| دوندگان هزارتو 2014
دوندگان مارپیچ یا دوندگان هزارتو، یه کار علمی تخیلی و اکشن با بازی دیلن اوبرایانه که با وجود امتیازات نهچندان چشمگیری که از سایتای نقد گرفته، میشه درک کرد که چرا تونسته تبدیل به یه مجموعه فیلم بشه.
اگه دنبال یه کار هیجانانگیز و اکشن هستید که اتمسفر تینیجری هم داشته باشه، تقریبا اغلب کارای دیلن اوبرایان و منجمله این فیلم، توی همین فضاست و میشه یه فیلم پاپکورنی خوب به حسابش آورد.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
منتقدا از ایدههای تکراری، زیاد خوششون نمیاد؛ ولی مخاطبا اینطوری نیستن و تکرارهای خوب، بهراحتی میتونه توی هر دورهای طرفدارای خودشو پیدا کنه. این کار هم مثل خیلی از داستانای علمی تخیلی اکشن، چالشهای خودشو با تقلیل دادن وضعیت یه جامعه و افزایش نیازهای بدویشون دست و پا کرده. این داستانا اونقدر زیاد هستن که همیشه حداقل یکی دوتاشون رو میشه توی لیست فیلمای جدید دید.
مزیتشون اینه که نوشتن داستانشون راحته و درصورتی که خوشساخت باشن، میتونن مخاطبای عادی رو راضی و سرگرم کنن. تصور و تخیل نیازها و تجاربی که فرد میتونه توی شرایط بدوی بقا داشته باشه، خیلی راحتتر از اینه که ما بیایم و شخصیتهایی رو تصور کنیم که دارن آینده رو تجربه میکنن. هرچند که علمی که درون این فیلم به کار گرفته شده، پیشرفته و عجیب به نظر میرسه اما بیشتر اتفاقات داره توی محیط هزارتو میوفته که شبیه یهجور بازی شبیهسازی شده با موضوع بقا هست.

سود این فیلم هم نسبت به هزینهای که صرف ساختش شده خیلی خیلی بیشتره و برای سازندههاش عملا موفقیت بهحساب میاد. حالا شما فکر کنید برای کارگردانایی که میتونن اینطوری پول خوبی در بیارن، نظر منفی منتقدای سختگیر، اهمیت خاصی داره؟
ساخت لحظات دلهرهآوری که لوس و اغراقآمیز بهنظر نرسه، هنر بسیار ارزندهای به حساب میاد که وجودش توی همچین کارایی یه برگ برنده است. یکی از دلایل محبوبیت عمومی فیلم دوندگان هزارتو رو همین لحظات هیجانانگیز و دلهرهآور متعددش میدونم. با وجود زمان نسبتا طولانی فیلم، چندان نمیشه حس کسالت و یکنواختی رو تجربه کرد و اوج و فرودهای بسیار خوبی داره.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان قسمت اول دوندگان هزارتو رو لو بده.
اما چیزی که درنهایت بهش جواب داده نمیشه اینه که دقیقا چه فرقی بین شخصیتهای درون هزارتو و مردم عادی هست؟ چون ما میبینیم که بازیکنا هم مثل مردم عادی، میتونن از ویروس تاثیر بپذیرن و برای درمان، نیاز به واکسن دارن.

مزیت خاص بازیکنا رو میشه در تواناییشون برای سازگاری و ساخت یه جامعهی صلح آمیز درنظر گرفت. همچنین شخصیت توماس، بهخوبی جامعه رو از حد و مرزاش فراتر برد و تیم رو مدیریت کرد تا بتونن وارد مرحلهی بعدی آزمایش بشن. یعنی این شخصیتها بهلحاظ ژنتیکی و فیزیکی، تفاوت خاصی ندارن بلکه طرز فکرشون خاص به نظر میرسه و از این بابت، میتونن شانس بقای بیشتری برای خودشون فراهم کنن.
شخصیتهای این فیلم، مدام با حقایقی که براشون آشکار میشه شوکه میشن و رفته رفته، واکنشهای ملایمتری رو نسبت به افشاگریهای جدید نشون میدن.
شوکهکنندهترین افشاگری رو شاید بشه دنیایی دید که بازیکنا بعد از خروج از هزارتو میبینن. این درحالیه که تلاش برای خروج از هزارتو به این امید بود که قراره به زندگی بهتری منتقل بشن و چیزای جالبی رو تجربه کنن. مسئولیتهایی که جامعهی کوچک درون هزارتو برای ساکنینش ایجاد میکرد، هرچند نیاز به کار یدی زیاد و مهارتهای ابتدایی بقا داشت اما چندان بزرگ و پیچیده نبود و آدما تقریبا میتونستن فردای خودشون رو پیشبینی کنن.
اما دنیای بیرون، یه دنیای بسیار آشفته و بیثبات بهنظر میرسه و باید دید که آیا این فیلم میتونه چرخههای علت و معلولی خودشو به شکل قانعکنندهای طراحی کنه یا صرفا قراره مجددا لحظات دلهره آور و هیجانانگیز دیگهای رو بدون قانع کردن بیننده در مورد منطق داستان، به تصویر بکشه.
یکی از بازخوردهای منفیای که در ارتباط با این مدل فیلما زیاد مطرح میشه، متوجه طیف سنی شخصیتها و چالشهایی هست که باهاش رو به رو میشن. فیلمای تینیجری، برای خیلیا تصویری از یهعده پسر و دختر جوون و خوشظاهره که حتی وسط جنگ و درگیری هم صورتشون سهتیغه است و مدل موی جذابی دارن و اندامشون هم باشگاهی باقی میمونه. همچنین قدرتها و قهرمانیهای افراطی و غیرمنطقی هست که این شخصیتای جوون و بعضا نوجوون میتونن بهش دست پیدا کنن.
کاری که بعضی از منتقدا با این مدل فیلما انجام میدن رو عملا نوعی تحقیر میدونم چون سینما هیچ تعهدی نداره که لزوما واقعیت رو به تصویر بکشه و سازنده آزاده که دنیاهای فانتزی و تخیلی رو خلق کنه که اتفاقا ژانرای محبوبی هم هستن. اگر یه فیلم بیاد و عمدا سعی کنه پیغام نابهنجاری رو به بینندهی خودش تلقین کنه بله، اون فیلم رو میشه حسابی زیر سوال برد و از سازندههاش توضیح خواست؛ ولی یه فیلمی که در مورد نوجووناست و براشون لحظههای هیجانانگیز و دلهرهآور خلق میکنه، به خودی خود چیز بدی نیست.
جمعبندی
این فیلما چنانچه با محتوای خوبی ساخته بشن، میتونن نوجوونا رو تشویق کنن که فراتر از عرفی که داره بهشون تحمیل میشه زندگی کنن و سعی کنن که نگاه جهانوطنیتری نسبت به جوامع مختلف داشته باشن. میتونه به نوجوونا کمک کنه تا مزیتهای وفاداری، همکاری و صداقت رو درک کنن و راهی برای پیاده کردن ویژگیهای اخلاقی خوبشون در دنیای پیچیدهی افراد بالغ، طراحی و خلق کنن.
فیلم دوندگان هزارتو هم در این زمینه، توی قسمت اول خودش عملکرد بدی نداشته و لزوما یه قهرمانایی رو خلق نکرده که ویژگیهای ژنتیکی و فیزیکی خاصی دارن بلکه میشه حس کرد که این شخصیتا دارن از ویژگیهای شخصیتی خوبشون بهره میبرن.