معرفی و بررسی سریال Cia
31 تیر · · خواندن 4 دقیقه
در نقد سریالهای جاسوسی با تم سیا یا به طور کلی سریال هایی که سازمان های اطلاعاتی غربی رو به تصویر میکشن، معمولا چند نقد ساختاری و محتوایی مطرح میشه که خیلی هاشون درمورد این سریال هم صدق میکنه.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
ووکیسم یا ایدئولوژی بیداری، بخش قابل توجهی از این سریال رو شامل میشه. خیلی از منتقدها عقیده دارن سریال های اخیر سیا یا سریال هایی مثل Homeland بیش از حد تحت تاثیر گفتمانهای سیاسی و اجتماعی چپگرایانه قرار گرفتن. این موضوع گاهی باعث میشه شخصیت های غیر قابل باور خلق بشن که اولویت شون درستی سیاسیه و اتفاقاتی که میبینیم، لزوما در همپوشانی با واقعیت نیست.
دیالوگ های شعارگونه، جای مسائل واقعی جاسوسی رو میگیره و تعلیق و ریسک پذیری حرفه ای فدای پیام رسانی ایدئولوژیک میشه.
همچین سریال هایی در ظاهر شعارهایی مثل دموکراسی، آزادی، حقوق بشر یا نجات جهان رو پوشش میدن اما در عمل، شخصیت اصلی از روش های غیر اخلاقی یا غیر حرفه ای استفاده میکنه. در این سناریوها بین ادعای حمایت از مردم محلی و رفتار استعماری و ابزاری با شخصیت های کشورهای دیگه، تضاد قابل توجهی وجود داره و در پایان، قهرمان داستان همون سیستمی رو تقویت میکنه که مدعی نقدش بوده.
این ناسازگاری نه فقط در سریال های سیا بلکه در بسیاری از آثار هالیوودی با تم نظامی و اطلاعاتی دیده میشه و ریشه در تلاش برای تطبیق روایت سرگرم کننده با پروپاگاندا و ایدئولوژی رسمی داره.
سریال سیا که در سال 2026 منتشر شده، معمولا بابت فیلمنامه ی افتضاح و کلیشه های تکراری بازخورد گرفته که حتی بازیگرهای خوب مثل تام الیس هم نمی تونن نجاتش بدن.
این سریال پر از صحنه هایی هست که شخصیت اصلی یه چیزی میگه که انگار قصد داره خیلی روانشناختی و پیچیده به نظر برسه، درحالیکه واقعا حرف بیخودیه و در واقعیت هیچ تاثیری روی ذهن آدمای معمولی هم نمیذاره چه برسه بخواد یه جنایتکار حرفه ای رو فریب بده و بعد توی سکانس های بعدی، همکارش کلی از این حرفا و حرکت دوستش تعریف میکنه و اونو در حد یه روانشناس نابغه بالا میبره.
دو نفر با گذشته های کاملا متضاد، یکی قانون مدار و یکی اهل دور زدن قانون، اول از هم متنفرن ولی بعد از نجات شهر، همدیگه رو قبول میکنن. این توصیفی هست که منتقدها ارائه دادن و عقیده دارن که این فرمول در نوع خودش کلیشه ایه و هیچ چیز جدیدی هم بهش اضافه نشده؛ عملا مخاطب همه چیز رو از قبل میدونه.
سریال سعی میکنه به زور به ما بفهمونه که شخصیت های اصلی آدم های خوبی هستن که این موضوع با شخصیت خسته کننده و حرکات غیر حرفه ای و احمقانه شون جور درنمیاد. بعضی از منتقدا عقیده دارن مامورها در جاهایی که باید مخفی باشن، کاملا بی احتیاطی میکنن و اصلا به عنوان یه سریال جاسوسی، کار باورپذیری نیست و هر نوع بیننده ای میتونه متوجه رفتارهای غیر حرفه ایشون بشه.
این نوع سریال ها عمدتا به عنوان غذای فست فودی شناخته میشن و مناسب زمانیه که آدم حوصله نداره فکر کنه و عملا محتوای به دردبخوری به حساب نمیاد.
نقل قول یک منتقد: "من با اینکه بگم این سریال رو هوش مصنوعی نوشته مخالفم چون خودم با چت جی پی تی، فن فیکشن هایی خوندم که بهتر از اینه."
سریال سیا به نظر یک کار سفارشی و مارکتی و تبلیغاتی برای سیستم امنیتی باشه. این سریال محصول آمریکاست و شبکه ی پخش کننده اش هم سی بی اسه که یکی از شبکه های اصلی تلویزیون آمریکا به حساب میاد. تهیه کننده های این سریال، خالق فرنچایزهای پلیسی بزرگی هستن و دیک ولف، به عنوان تهیه کننده ی اصلی، شرکت خودش رو داره عملا کارش ساختن همچین محصولاتی برای دستگاه امنیتی آمریکاست.
بازخوردهای این سریال هم عملا دچار دو دستگی شدن که بخشیش میتونه به تبلیغات برنامه ریزی شده برگرده. یک دسته به خاطر بازی تام الیس از سریال دفاع میکنن و دسته ی دیگه کاملا منتقدش هستن. سیا در حال حاضر امتیاز 6.3 رو در سایت IMDb به دست آورده و در متاکریتیک هم تقریبا در همین حدوده و نظراتش عموما مطلوب ولی با نمرات منفی تند ارزیابی شده.
این سریال مثل خیلی از کارهای مشابه هالیوود، آگاهانه یا ناآگاهانه در حال عادی سازی حضور و اقدامات دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا در داخل و خارج از کشوره.