نقد و بررسی فیلم Uncharted 2022| آنچارتد
1 مرداد · · خواندن 3 دقیقه
اگر از طرفدارای تام هالند هستید، آنچارتد یه کار بهشدت تام هالندیه و بهنظرم بیشتر از اینکه محبوبیت خودشو مدیون بازیش باشه، مدیون بازیگر محبوبی هست که بهکار گرفته.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
آنچارتد بیشتر از اونکه بتونه یه کار اکشن رو ارائه بده، حس ماجراجویی رو بهتصویر کشیده. ایده خیلی سادهاست. یهعده دنبال گنج هستن و از مهارتای تقلب و دزدی برای رسیدن به خواستهشون استفاده میکنن.
بعد از حدود سه سال از انتشار این فیلم، 67 درصد پسند مخاطبای گوگل و امتیاز 6.3 رو از منتقدای IMDb گرفته که نشون دهندهی یه کار معمولیه. این فیلم میتونه برای نوجوونا جذابتر واقع بشه و بهلحاظ داستانی و دیالوگها، ساده است و دغدغههای رایج دنیای نوجوونا رو بهخوبی پوشش داده.
ماجراجویی و پیدا کردن یه ثروت گمشده، بهکرار سوژهی کارای سینمایی قرار گرفته. خوشساخت بودن چنین فیلمهایی بهمراتب حتی بیشتر از ایدهی اولیه یا دیالوگها و بازی شخصیتا میتونه روی تجربهی بیننده تاثیر بذاره. در مورد آنچارتد، ما با جذابیتهای بصری محدودی نسبت به زمان اصلی فیلم طرفیم که شاید همینو بشه دلیل امتیازات متوسط روبه پایینش درنظر گرفت.
گنجها رازهای سربهمهری هستن که میتونن زندگی افرادی که موفق به پیدا کردنش میشن رو در یک لحظه، از اینرو به اونرو کنن. این نوع داستانها، خوراکی برای ذهنهایی هستن که منتظر یه شانس یا تغییر ناگهانی باقی موندن و برای بهبود زندگیشون، نیاز به نوعی معجزه دارن.

هرچند که اکشنهای این فیلم کم نیست اما گرههای داستان مبتنیبر حل مسئله و مواجهه با رمزوراز، تاثیر بیشتری در پیشبرد داستان دارن.
اشیای دستساخته و تک و خاصی که میتونن راه رسیدن به گنجی بسیار باارزش رو هموار کنن، جزء عناصر بصری این داستان بهحساب میان. این اشیا، حتی در دنیای واقعی هم قادرن چنین احساسی رو درون ما زنده کنن. کارای هنری تک و خاص، نویدبخش طی کردن مسیری هستن که هرکسی شانس پیمودنش رو نداره و درنهایت، چیزهای بکر و غیرمنتظرهای انتظارمون رو میکشن. میل انسان به ماجراجویی، در سطح فیزیکی، درقالب هنر، ظاهر میشه. شکل نهایی گنج درون این فیلم، بهرغم اینکه از متریال طلاست اما درواقع طلایی هست که بهشکل زیورآلات و آثار هنری دراومده و خاطرات دورههای تاریکی بسیار دور رو درون خودش داره.
نمود این احساسات، درسطح ذهنی و انتزاعات ما بهصورت احساسات و تجاربی ظاهر میشن که شاید حالت ملموسی ندارن اما بکر و ناب هستن و فکر کردن بهشون در لحظات دشوار زندگی، مثل یک ثروت روانی عمل میکنه و ما رو بهسمت جلو میکشونه.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم آنچارتد رو لو بده.

برای شخصیت اصلی این داستان، یاد و خاطرهی برادرش و احساساتی که نسبت بهش داره، بهعنوان یه انگیزه و گنج درونی عمل میکنه که درنتیجهی همدلی و عشق ایجاد شده. این ثروت درونی، به شخصیت اصلی کمک میکنه تا ردپای برادرش رو دنبال کنه و بهفکر رمزگشایی رمز و رازهای بکر، هنری و خاص برادرش بیوفته تا بتونه مسیر خودشو پیدا کنه.
بیشتر از پیدا کردن یک گنج فیزیکی، میشه حس کرد که شخصیت اصلی داستان، بهدنبال کشف رد پای بیشتری از برادرش و احساساتی که نسبت بهش داره هست و امید داره که درپایان، با چیزهای غیر منتظرهای روبهرو بشه.

باتوجه به نحوهی ناپدید شدن برادر شخصیت اصلی و نحوهی تموم شدن این قسمت، میشه انتظار داشت که در قسمتهای بعدی، برادر گمشده زنده باشه و بهعنوان یکی از شخصیتهای داستان، ظاهر بشه.
نباید فراموش کنیم که نیتن، یه شخصیت نابهنجار داشت و میتونست بهراحتی از بقیه دزدی کنه و دیگران رو بهشکل خودخواهانهای قضاوت کنه اما درنهایت، درگیر نوعی سخاوت شد و طلاهایی که تونست تجات بده رو بهراحتی در اختیار ویکتور گذاشت. این پیشرفت شخصیتی رو شاید بشه نقطهقوت این داستان درنظر گرفت.