نقد و بررسی فیلم Venom 3 The last Dance 2024| ونوم 3

ونوم شبیه همون پسریه که بعضی ها دوست دارن برای همه بدجنس باشه و فقط به معشوقش رحم کنه با این تفاوت که اینجا صرفا برای تام هاردی مهربونه. قسمت سوم ونوم، کاملا شبیه الگوهایی هست که توی کارای جدید ابرانسانی میشه دید. ایده ی اولیه جالب ولی درام خیلی ضعیف و آدمایی که الگو گرفته از رندوم ترین شهروندای دنیای مدرن هستن. فروش فیلم هرچند که از هزینه ای که براش صورت گرفته بیشتر به نظر میرسه اما سازنده ها رو اصلا راضی نکرده و بیشتر از اینا بهش امید بسته بودن. خب چرا از داستانی که برای جذابیت بخشیدن بهش، خلاقیت زیادی به خرج ندادین و صرفا روی جلوه های ویژه اش کار شده انتظار دارین که بتونه نظر بقیه رو جلب کنه؟

 

بقیه در ادامه‌ی مطلب⁦。.゚+ ⟵(。・ω・)⁩

ونوم برای سرگرم شدن و یکبار دیدن خوبه و شانس زیادی هم برای جذب مخاطب بزرگسال نداره. حتی تام هاردی محبوب قلب ها هم اینجا فرصت زیادی برای خودنمایی نداره و همه چیز افتاده دست یه سری موجود فضایی و درگیری هایی که بینشون هست.
ادی براک و ونوم بعد از انتقال به زمین 616 به دست دکتر استرنج، در یک بار مکزیکی مشغول نوشیدن هستن. دکتر استرنج، صرفا توی اولین اقتباسش خوش درخشید و توی مجموعه فیلم اصلیش، اینقدر زود زوال پیدا کرد و شخصیت کاریزماتیک خودش رو از دست داد که حتی حضورش توی اقتباسای دیگه رو هم لوس کرد. حالا سرنوشت ونوم افتاده دست دکتر استرنج. این شخصیت دکتر، هرچند در ابتدا برای رسیدن به قدرت هاش خیلی زحمت کشید ولی در ادامه، اختیاراتی که به دست آورد خیلی بیشتر از سختی هایی بود که کشید. بماند که این سختی ها کاملا کنار رفتن و دوباره همون دکتر سطحی نگر و خودشیفته خودنمایی کرد.
اعمال اراده اش نسبت به ونوم هم این شخصیت فضایی و سرنوشتش رو کمابیش احمقانه جلوه میده و اینو در گفت و گو و ابراز دردمندی تام هاردی هم میشه دید.

هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.

تام هاردی با گارسون حرف میزنه و زمانی که درمورد تانوس و سنگ ها میشنوه، به زمین 688 برمیگردن. این برگشت، در حالیکه از مبارزه با کارنیج فرار میکنن و اتهام قتل رو یدک میکشن، به سمت نیویورک میکشونه به امید اینکه بتونن اسم خودشون رو پاک کنن. اما دردسرهای خاص ونوم، وارد داستان میشه و سعی میکنه نوعی پیچش و قلاب زورکی رو ایجاد کنه. چی بهتر از اینکه بیای به شخصیت کلیدی داستان، یه قدرت یا مزیت بادآورده بدی تا بتونه در مرکز توجه قرار بگیره و تبدیل بشه به بمب دردسر و مشکل.
زنوفیج به عنوان یه موجود غیر این جهانی، دنبال کدکسی هست که صرفا ونوم ازش برخورداره و میشه ازش برای آزاد کردن یه موجود قدرتمندتر، استفاده کرد.
موجود قدرتمند، خالی سیمبیوت ها، گونه های مشابه ونوم هستن که لزوما مزیت خاص ونوم رو ندارن. با این وجود، کانول به عنوان خالق همنوعان ونوم، توی قسمت پایانی این فیلم خودنمایی میکنه و مثل خیلی از فیلمایی که به امید ساختن دنباله های جدید، یه نیمچه قلاب ایجاد میکنن ولی هیچ وقت هم دنباله ای براشون ساخته نمیشه، به مخاطب این پیغامو میده که اگه از سیمبیوت ها خوشت اومده، اونا هنوزم داستانی برای تعریف کردن دارن.
هرچند که برخی ممکنه سعی کنن ضعف های این فیلم رو به ناشی بودن کارگردان نسبت بدن اما اتفاقا، الگوهایی که در گسترش داستانش به کار رفته، چیزیه که حتی برخی افرادی که توی کارای مارکتی، تجربه ی زیادی دارن، هنوز به کار میگیرن ولی لزوما همیشه قرار نیست که جواب بده.


در ونوم 3، صرفا خوده ونوم به عنوان یه موجود فضایی نیست که قراره بازنشسته بشه بلکه مشخصا یک پایان، برای شخصیت تام هاردی به عنوان یه مرد پا به سن گذاشته و خسته است. این فیلم هرچند بازخوردای قابل توجهی رو به واسطه ی نوع مارکتش دریافت کرده اما تا امروز، امتیازهای نسبتا متوسطی از طرف منتقدا داشته و صرفا مخاطبای عمومی که طرفدار کارای اکشن و شخصیت ونوم بودن، عموما بهش امتیازای خوبی دادن.

ونوم برای شرارت ساخته شده و هدف خالقش این بوده که گونه ای برای گسترش هرج و مرج ایجاد کنه. این موضوعی هست که در جریان قسمت سوم، خیلی بیشتر هم خودنمایی میکنه. همنوعان این موجود، به مراتب می تونن موجب خشونت و هرج و مرج زیادی بشن اما به عنوان پدیده هایی صاحب اختیار، برخیشون سعی میکنن از چهارچوب های تعریف شده خارج بشن که ونوم هم یکی از این موجوداته. ولی در کنار انسان ها، خوده ونوم یکی از هرج و مرج طلب ترین موجوداتیه که میشه دید. صرفا چیزی که باعث میشه بیننده چندان ازش بیزار نشه اینه که از این قدرت، برای نابود کردن افرادی بهره میبره که مایه ی دردسرن یا شخصیت های خلافکاری به حساب میان.
خیلی وقته که ابرقهرمانایی که خودشون رو در آن واحد، قاضی و وکیل و جلاد میدونن، محبوب هستن و خوراک مخاطبی ان که ادارک روشنی نسبت به خیر و شر و شیوه های نرمال مبارزه ی مدنی نداره. ابرقهرمان هایی که مارول به جامعه پیشنهاد میده، آچار فرانسه هایی هستن که ایده آل های فرهنگ عمومی رو برآورده میکنن و نقطه ضعفاشون، میتونه به سرعت برای یک بیننده ی منتقد، خودنمایی کنه.
سرنوشتی که این قبیل محصولات پیدا میکنن، با تاکید بیشتری، مرز باریک بین دنیای منتقدها و مخاطبین عام سینما رو تعیین میکنه و مجددا یادآور میشه که قدرت در دست مخاطب عامه. اگه فرهنگ عمومی یه اثر رو بپسنده، اصلا اهمیت چندانی نداره که منتقدا چی میگن یا حداقل میشه گفت که نظر منتقدا، چندان روی بازخوردای عمومی، تاثیر نمیذاره.
هرچند که ونوم 3 نتونست توقعات سازنده هاش رو در هنگام فروش برآورده کنه اما به شخصه فکر میکنم این مقدار فروش، حتی از سرش هم زیاده و مدیون اقتباس و حضور افراد محبوبی مثل تام هاردی هست. بماند که حالا مخاطبا دوست داشتن ببینن فیلمی که تام هاردی یه دستی در نوشتنش داشته قراره چی از آب در بیاد.
ونوم به هیچ عنوان نمیتونه یه الهام بخش مثبت باشه و نابهنجارترین و نخ نما ترین ویژگی های ابرانسان های مارول رو بروز میده. البته که محبوبیت همچین محصولاتی در فرهنگ عمومی، مایه ی تاسفه و نشون دهنده ی نوعی بد ذائقی هست. مخاطبای چنین محصولاتی، می تونن نوجوونایی باشن که دنبال منابع الهام خودشون میگردن و ویژگی هایی که این فیلم قصد داره به عنوان نقاط مثبت شخصیت ونوم و تام هاردی نشون بده، در اغلب مواقع، اصلا هم ویژگی های خوبی به حساب نمیان و قرار نیست که به عنوان یک شابلون، بتونن در دنیای واقعی، پیامد های خوبی رو ایجاد کنن.
ولی با وجود این حرفا، نمیشه صرفا خوده فرهنگ عمومی رو مقصر دونست. منتقدا فرصت زیادی برای تزریق طرز فکر خودشون به جامعه دارن اما عموما یا خیلی جانبدارانه رفتار میکنن یا سعی میکنن چندان هم ساز مخالف نزنن و ایرادات محصولاتی که تماشا میکنن رو یادآور نشن. حتی بعضا منتقدهایی که به سختگیر بودن معروف هستن هم دست روی مسائل ایدئولوژیک یا تاثیرات روانشناختی فیلما نمیذارن و ایراد گیریشون رو روی مسائل سطحی نگرانه ای متمرکز میکنن.

جمع بندی
محصولاتی مثل مجموعه فیلم ونوم، از جمله کارایی هست که نیاز به نقدهای جدی داره و لزوما نمیشه گفت شایسته ی تحسین و تشویقی هست که داره به دست میاره. جابجا کردن مرز های بین خیر و شر و تحریک احساسات مخاطب برای پذیرفتن یه الگوی رفتاری نابهنجار به عنوان رویه ای سالم و منطقی، بیش از هر چیزی در محصولاتی که در مورد ابرانسان ها ساخته میشه خودنمایی میکنه.