نقد و بررسی فیلم Where the Crawdads Sign 2022
3 مرداد 09:56 · · خواندن 6 دقیقه نقد و بررسی فیلم Where the Crawdads Sign 2022| جایی که خرچنگها آواز می خوانند
فیلم جایی که خرچنگها آواز میخوانند تونسته درام و تعلیق زیبایی رو خلق کنه و ریتم ملایمش، اونو بیشازپیش شبیه به یه رمان تصویری کرده.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
این فیلم با تکیه به یه رمان ساخته شده و تا الان تونسته 77 درصد پسند مخاطبای گوگل و امتیاز 7.2 رو از طرف مخاطبای IMDb به دست بیاره. خوشساخت بودن و معمای پیچیدهی جالبی که مطرح میشه، میتونه تا آخرین لحظات، بیننده رو بهتردید بندازه.
قتلی در یه محیط کوچیک اتفاق میوفته و جستوجو برای پیدا کردن قاتل اصلی، باعث میشه تا مردم بتونن کایای منزوی رو بعد از هرگز ببینن.
وضعیت سوررئال خانوادهی کایا، تماما تاثیرپذیر از شخصیت یه پدر شدیدا بدبین و جامعهگریزه که زمانی رو توی جنگ گذرونده و میشه حس کرد که داره آسیب روانی سنگینی رو حمل میکنه.
هرچند که این فیلم بر اساس یه داستان واقعی ساخته نشده اما از منطق داستانی خوبی برخورداره و میشه تجسم کرد که هر کدوم از این شخصیتها رو چند بار در دنیای واقعی دیدیم و جهانبینی هرکدوم، با سرنوشتی که براشون رقم میخوره، هماهنگی خوبی داره.
نویسنده صرفا این داستان رو با الهام از زندگیش نوشته و ماجراهای زیادی رو اضافه و کم کرده. انزوا و جامعهگریزی کایا، گاها تصویر زیبایی به خودش میگیره اما دیر یا زود، دوباره اونو در معرض تراژدیهای ترسناکی قرار میده.
هشدار: ادامهی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.

این فیلم چندان سعی نمیکنه کاری که کایا انجام داده رو توجیه کنه و بخش پایانی، تقریبا با یک حس تاریک تموم میشه و قضاوت رو بر عهدهی بیننده میذاره. کایا برای حفظ بقای خودش و امن نگه داشتن انزواش، دست به قتل میزنه و سعی میکنه این قتل رو پنهان نگه داره. اون زیر بار نمیره که اتهام قتل رو بهش بچسبونن و در ادامه هم با خونسردی به زندگی خودش ادامه میده. منبع الهامش برای انجام قتل هم خوده طبیعته.
میشه حس کرد که بخشی از مخاطبا، بهراحتی میتونن به کایا بابت قتلی که انجام داده حق بدن. هر چی نباشه طرف داشته ازش سوءاستفاده میکرده و بهش تجاوز جنسی انجام داده و کایا هم کسی رو نداشته که بخواد ازش مراقبت کنه. اون رها شده و باید بهروش خودش از بقاش مراقبت میکرده.
ولی بهسختی میشه گفت که کایا بهترین کاری که ازش برمیومده رو انجام داده. حتی برای فرد مرموز و جامعهگریزی مثل اون، جامعه پتانسیل مراقبت رو داره و حتی فردی بوده که در روز تجاوز، بهطور غیرمستقیم شاهد ماجرا باشه و بتونه این ظن رو درون دادگاه ایجاد کنه که کایا مورد تهدید و تجاوز قرار گرفته. بهعلاوه که تیت هم میتونست بهعنوان شاهد، بهنفع کایا صحبت کنه و جای ضربوشتم رو سابقا روی صورت کایا دیده.
درواقع این از بیمسئولیتی خوده کایا نشات میگیره که بهخاطر تصویر اجتماعیش، دوست نداره کسی متوجه تجاوز چیس به خودش بشه. این درحالیه که کایا رابطهی اجتماعی چندانی هم نداره اما بیشتر از خوده افرادی که توی شهر زندگی میکنن، به این مسائل اهمیت میده.

سکوت در مقابل یه متجاوز، بهمعنی فضا دادن بهش برای تکرار کارش هست و نوعی شرارت بهحساب میاد. درواقع این بیزاری کایا از محاکمهی فرد متجاوز رو چیز بدتری نسبت به قتلی که مرتکب شده میدونم چون شما وقتی یه فرد رو میکشید، اونو از جامعه حذف میکنید ولی وقتی توی جامعهای هستید که تجاوز درونش اتفاق میوفته ولی قبح شکایت از افراد متجاوز رو نمیشکنید، اجازه میدید که افراد بیشتری قربانی بشن و افراد متجاوز، چندان احساس خطر نکنن و به کار خودشون ادامه بدن.
فرهنگ تجاوز، دستبهدست میشه. سوءاستفادهای که چیس از کایا انجام میداد، شده بود مضحکهی خودش و گروه دوستیش و اونا لذت چنین کارایی رو با هم در اشتراک میذاشتن. این کاری هست که باعث رواج بیشتر فرهنگ تجاوز میشه و هرچه این مدل افراد، کمتر احساس خطر کنن، بیشتر هم به کار خودشون ادامه میدن و خیلی بلندتر، درمورد فرهنگ دست ساختهی خودشون حرف میزنن.
هرچند که تیت و کایا بهخوبی و خوشی در کنار همدیگه زندگی میکنن ولی نمیشه منکر شد که کاری که تیت در حق کایا کرد، یعنی اونو در دورهای تنها گذاشت، غیرقابل توجیهه و نشون میده که تنها گذاشتن آدمایی که نیاز به حمایت و کمک دارن و درعین حال، به اطرافیان خودشون آسیبی هم نمیرسونن، میتونه چقدر به سلامت روانشون آسیب بزنه. اگر تیت کایا رو ترک نمی،کرد، چیس چرا باید به همچین دختری نزدیک میشد و ازش سوءاستفاده میکرد؟
وقتی ما در مقابل آدمایی که لیاقت دوست داشته شدن رو دارن و روی حضور ما حساب کردن بیمسئولیت باشیم و بدون دلیل چندان توجیه کنندهای ترکشون کنیم، میتونیم انتظار اینو داشته باشیم که بدبینی و اعمال خودخواهانه، مثل یک موج، از فردی به فرد دیگه گسترش پیدا کنه.
این فیلم خوشساخت و تحسین برانگیز، درمورد نحوهی تفکیک خیر از شر، کمی دچار نابهنجاریه و بهرغم اینکه سعی کرده نگاه بیطرفانهای به قضیه داشته باشه اما هم تاحدی جنایت قتل رو توجیه کرده و هم دلیل بیزاری و دوری جستن امثال کایا از جامعه رو. این درحالیه که شاید افراد نابهنجار زیادی درون جامعه باشن ولی کایا زیر سایهی جامعهای زندگی میکنه که میتونست درونش بهعنوان یه فرد جامعهگریز، بابت نوشتن کتاباش مورد احترام قرار بگیره و سود خوبی از فروششون بهدست بیاره. یه وکیل خیلی خوب گیرش میاد و یه زوج سیاهپوست، کمکش میکنن تا بتونه درآمد داشته باشه و از بسیاریجهات، ازش حمایت میکنن. اینکه یه جامعه، قانونی برای حمایت از امثال کایا نداشته باشه حرفیه ولی اینکه قانونی هست و نخوای ازشون استفاده کنی و به میل خودت نقش قربانیای رو بازی کنی که میتونه قتل انجام بده و بههیچ قیمتی حاضر نیست از حاشیهی امنش خارج بشه حرف دیگهایه.
ما در اینجا نوع دیگهای از خودخواهیو هم از جانب کایا میبینیم. اون همیشه قدرت اینو داشت که از خونه خارج بشه و برای کارایی مثل چاپ کتاباش اقدام کنه اما مادامی که تیت در کنارش بود کاری نکرد و صرفا به رابطهی رمانتیکشون چسبید. اون حاضر نشد بابت زندگی با تیت، چندان قدمی برداره و زمانی هم که سراغ چاپ کتاباش رفت، بابت این بود که باید پولی برای نگهداشتن خونهاش فراهم میکرد و از این ترسید که کسی بخواد این حاشیه رو ازش بگیره.
جمعبندی
شخصیت کایا، نمونهای از یه شخصیت تاریکه که ظاهر معصوم و ستمدیده داره و بیمسئولیتی خودش رو با حس قربانی بودن توجیه میکنه ولی تا پایان، بهخوبی و خوشی هم زندگی میکنه و از یه شروع بد، به یه پایان خوب میرسه. این روایت صادقانهتر و منطقیتری از زندگی شخصیتهایی هست که یه بعد شخصیتی تاریک دارن. لزوما آدمای بد، آخرش به خاک سیاه نمیشینن و در اینجا، ما فردی رو میبینیم که اتفاقا از خودخواهی خودش سود میبره و با این کارا میتونه زندگیشو در همون انزوایی که بهش علاقه داره پیش ببره.