نقد و بررسی فیلم Wild Flower 2022| گل وحشی
3 مرداد 12:29 · · خواندن 5 دقیقه
فیلم گل وحشی، علاوه بر اینکه مناسب فضای خونوادگی هست، خیلی خوب تونسته بخشی از دغدغه های دوران بلوغ رو بررسی کنه و بهشون جواب های روشنی هم بده. این کار هرچند نتونسته زیاد دیده بشه اما شانس اینو داره که توجه نوجوونا یا حتی بچه ها رو به خودش جلب کنه و با توجه به اینکه برگرفته از یه داستان واقعیه، منطق داستانی خیلی خوبی داره.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
حتی توی کتاب های درسی هم سعی میشه یه تصویر ایده آل از خونواده ی موجه داده بشه و هر نوع مغایرتی با این تصویر همه پسند، ممکنه باعث بشه که بچه ها نوعی احساس شرم و ناراحتی رو تجربه کنن. در حالت عادی، ممکنه مدت ها طول بکشه که یه بچه بتونه با این مسائل کنار بیاد و درک کنه که هر خونواده ای ممکنه کمبود های خودشو داشته باشه اما یه داستان خوب، کمک میکنه تا این روند افزایش ادراک، خیلی سریعتر صورت بگیره.
حتی با وجود اینکه این خونواده داره توی یه جامعه ی پیشرفته و در کنار حمایت های اجتماعی زیادی زندگی میکنه اما باز هم تفاوتای زیادی با اغلب خونواده ها داره و این موضوع، بیشتر از مشکلات مادی، نوعی فشار روانی رو برای دختر خونواده یعنی بی جانسون، ایجاد میکنه.
هشدار: ادامه ی این مطلب میتونه داستان فیلم رو لو بده.
این فیلم تونسته چندین بار، سراغ موضوع مسئولیت پذیری و مهارت های روانی مرتبط با این کلمه بره اما لزوما به استدلال ها و جمع بندی های خوبی نرسیده. شما در ابتدا یه پدر و مادر رو میبینید که خودشون نیاز به حمایت و مراقبت از سمت جامعه دارن. بخصوص مادر خونواده، حتی ممکنه باعث مرگ بچه اش بشه اما اطرافیان این دو نفر، مسئولیت پذیری لازم رو نشون نمیدن و توی یه سکانسی که به نوعی طنز ختم میشه، به راحتی از کنار عقیم کردن زن و شوهر میگذرن چون میترسن که بعدا علیه شون شکایتی صورت بگیره.

بعد ها بچه مجبور میشه که از خونواده جدا بشه و در اوایل تولدش هم مدتی تحت حمایت پدربزرگ و مادربزرگش هست. وقتی که یه نوجوون میشه هم غرق در مشکلات خونوادگیه و مجبوره مادرشو حمایت کنه تا یه وقت کار دست خودش نده و با نوعی کمبود و فقر مادی هم دست و پنجه نرم میکنن. اما دوباره فیلم میاد و در بسیاری از مواقع، با حالتی از طنز، از کنار این مشکلات میگذره و سعی میکنه فضا رو تبدیل به یه حالت ترش و شیرین متعادل کنه اما شاید در واقعیت، این فضا بیشتر رو به ترشی میرفت و میشد حتی ازش یه درام ناراحت کننده ای رو بیرون آورد.
آخر سر هم این دختر مجبور میشه که قید والدینش رو بزنه و در حالی که نگرانشون هست، بره دنبال آینده ی خودش، در حالیکه میدونه این والدینی که در مقابلش مسئولیت پذیر نبودن و خودشون نیاز به حمایت شدیدی داشتن و تا مدت ها هم از بسیاری جهات به تنها دخترشون وابستگی داشت، ممکنه بعد از رفتنش به مشکل بخورن اما دختر خونواده یاد میگیره که خودخواه تر باشه و جور بی مسئولیتی دیگران رو نکشه. چیزی که اگر از زوایای دیگه ای روایت میشد یا توی جامعه ای مثل ایران اتفاق میوفتاد، میتونست باعث بشه که مخاطب، به دختر خونواده حمله کنه و بگه چه آدم دلسنگ و بی مسئولیتی هست که والدین خودش رو ترک میکنه تا بتونه بره دنبال خوشی خودش.
حتی توی جامعه ی آمریکایی هم چنین دختری فکر میکنه وظیفه ی خودشه که خونه بمونه و از والدینش مراقبت کنه و بودن توی چنین خونواده ای، حتی توی یه جامعه ی دموکرات که انواع حمایت ها رو از افراد نیازمند، سعی میکنه که انجام بده، برای یه دختر جوون میتونه بسیار دشوار و طاقت فرسا باشه.
فکر میکنم این سناریو، در همین حالتش هم میتونه محصول خوبی برای بچه ها باشه و کمکشون کنه که فشار اجتماعی ناشی از توقعات بیمارگونه رو کاهش بده. مسئولیت پذیری، نوعی مهارت روانیه. حس مسئولیت، به خودی خود نه حس مثبتی هست و نه منفی و مهم اینه که در چه موقعیتی باهاش رو به رو بشیم. اگه این دختر میومد و از آرزوهاش میزد و پیش والدینش میموند تا ازشون حمایت کنه، فیلم میتونست به راحتی تبدیل به یه درام بشه که در آینده، قراره یه زن تنها که پا به سن گذاشته و حسرت آرزوهای بر باد رفته شو میخوره رو به تصویر بکشه.
جامعه خیلی وقتا از ما انتظار داره در مقابل چیزایی مسئولیت پذیری نشون بدیم که در ظاهر، میتونن موجه، مقدس یا معصوم باشن اما در باطن، ارزش بخصوصی ندارن و صرفا جلوی رشد ما یا بهبود تجربه مون از زندگی رو میگیرن. عرف های نابهنجار مرتبط با مسئولیت پذیری، گاها نه تنها باعث بهبود وضعیت جامعه نمیشن بلکه طراحی شدن تا از نیروی کار آدما سواستفاده کنن و افراد ساده دل رو مورد استعمار قرار بدن. معمولا این قبیل عرف ها، به کمک تحریک حس ترحم، بقای خودشون رو ادامه میدن و نمونه هاشو توی جامعه ی خودمون می تونیم به کرار ببینیم.
جمع بندی
ایرادی که میشه به این فیلم گرفت، عدم توجهش به موضوع بی مسئولیتی هست. بی مسئولیتی هایی که عواقب جبران ناپذیری دارن و میتونن رنج و درد زیادی رو به دیگران تحمیل کنن.
در این فیلم، دیگه پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بابت عقیم نکردن عروسشون سرزنش نمیشن در حالیکه اتفاقا سزاوار سرزنش هستن و هیچ چیز نمیتونه رنجی که دختر خونواده تحمل کرده رو جبران کنه. فیلم سعی میکنه تا با نشون دادن یه فضای عاطفی و عشقی که بین والدین و فرزندان وجود داره و شادی نهایی دختر خونواده، وقتی که موفق میشه تا به دانشگاه بره، توجیه کنه که بچه دار شدن این دو نفر، کار اشتباهی نبوده و بی مسئولیتی خاصی هم از جانب پدربزرگا و مادربزرگا صورت نگرفته.