نقد و بررسی موسیقی متن جوکر تاد فیلیپس
4 مرداد 10:34 · · خواندن 8 دقیقه
موسیقی متن، تنها یکی از لایه های پیچیده ای هست که در شکل دادن به اتمسفر غالب فیلم، تاثیر جدی داره. بسته به اینکه چقدر برای طراحی و ساخت موسیقی، خلاقیت و ظرافت صرف شده باشه، میشه تاثیر نهایی چشمگیرتری رو شاهد بود.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
جوکر تاد فلیپس، تا حدی تونسته از موسیقی بی کلام، برای عمیق تر کردن اتمسفرهای روانشناختی استفاده کنه اما لزوما از جمله فیلمهایی نیست که حداکثر استفاده رو از موسیقی متن داشته باشه.
زمانی که آلبوم موسیقی متن جوکر ۲۰۱۹ رو جدای از فیلم گوش کنید، ممکنه این حس بهتون دست بده که چندان حالت داستانی نداره اما همین موسیقی متوسط هم در ترکیب با فیلم، تا حد زیادی محو شده و دیگه چندان خودنمایی خاصی نداشته.
جنس اصواتی که در این آلبوم موسیقی به کار رفته، در تناسب با وضعیت مالیخولیایی یک دنیای مدرن هست. به سختی به سمت احساسات نوستالژیک میره یا شاید بشه گفت اصلا لحظه ی نوستالژیکی نداره که پدیده ی نامعمولی در داستانهای تراژیک و روانشناختی محسوب میشه.
قطعه ی A Bad Comedian| یک کمدین بد
این قطعه در لحظه ای که آرتور در اجرای استندآپ شکست میخوره و تحقیر میشه استفاده شد.
ترک A Bad Comedian به عنوان شروع، تعهد چندانی به بسیاری از تجارب و احساسات آرتور فلک به عنوان کمدینی که ناخواسته شرمنده و تحقیر میشه نداره و صرفا حس طرد شدن رو تا حدی منعکس میکنه. نحوهی ظاهر شدن آرتور فلک و تلاش اولیه اش برای تبدیل شدن به کمدین، اهمیت زیادی داره ولی میشه گفت موسیقی متنی که برای این بخش درنظر گرفته شده، یکی از ضعیف ترین قطعه های موسیقی این فیلمه.

قطعه ی Arthur Comes to Sophie| آرتور نزد صوفی میرود
این آهنگ در لحظه ی دیدار با زن همسایه که بعدا معلوم میشه خیالی بوده استفاده شد.
قطعهی Comes to Sophie َ Arthurروی جنبه ی تراژیک مشکلات روانی آرتور، تاکید مناسبی داره. صوفی اسم زن همسایه یا همون کراش جوکر هست ولی این قطعه، بیشتر به خودکشی، مرگ و سکانسی که صوفی ادای فردی که به خودش شلیک میکنه رو درمیاره اهمیت داده وگرنه اشاره ی چندانی به تاثیر روانی این کراش روی شخصیت آرتور نداره.
شخصیت صوفی، برای آرتور، تا حد زیادی شبیه یک دلگرمی یا نقطه ی امیده اما موسیقی متن، در هیچ بخشی به این جنبه دامن نزده.
قطعه ی It's Showtime| وقت نمایشه
این آهنگ کنایه به ورود آرتور به صحنه ی رسانه ای و قضاوت عمومی هست.
ترک It's Showtime شبیه به نوعی کنایه به نحوه ی به نمایش در اومدن شخصیت انسان در رسانه است. موسیقی، مثل پرده ای عمل میکنه که صدای عادی پرزرق و برق رسانه رو محدود کرده و اجازه میده که حس درونی یک فرد مالیخولیایی که خودشو در معرض قضاوت قرار داده، شنیده بشه.
این قطعه، کنایه ای هست به ورود آرتور به صحنه ی رسانه ای و موسیقی این بخش، مثل پرده ای عمل میکنه که صدای پرزرق و برق رسانه رو خفه کرده و صدای درونی یک فرد مالیخولیایی رو بیرون میکشه.
آهنگ That Dumb Laugh| اون خنده ی احمقانه
اشاره به خنده ی عصبی و دردناک آرتور که تصویری از اختلال روانیش هست.

قطعه ی That Dumb Laugh نوعی شرمساری رو درون خودش داره که سعی داره اضطراب و رنجی که از نرمال نبودن و انگشت نما شدن در جامعه وجود داره به تصویر بکشه. با این حال، فقط با احساس شرم رو به رو نیستیم و نوعی اندوه عمیق رو میشه درونش دید انگار که نمیشه از این رنج فرار کرد و به شکل جبرگرایانه ای، فقط میشه درونش موند و پژمرده شد. این ویژگی با تراژدی ای که جوکر تجربه کرد، در همپوشانی خوبی هست اما لزوما اشاره ای به شخصیت جسور جوکر نداره و بیش از حد به تراژدی این وضعیت روانی دامن زده.
هیلدور گودنادوتیر، آهنگساز ایسلندی، در ساخت موسیقی جوکر از ویولنسل به عنوان ساز اصلی استفاده کرده که صدای زخمی، کش دار و گاهی خفه شده ای داره. این انتخاب، به نوعی صدای درونی آرتور فلک رو بازنمایی میکنه که انگار از شدت رنج، منجمد شده.
موسیقی متن این فیلم، به تنهایی داستانگو نیست و آلبوم مستقلش، بیشتر شبیه یک فضای احساسی خام هست.
قطعه هایی مثل That Dumb Laugh یا Same Ol' Joker به جای اینکه تحول شخصیت جوکر رو نشون بدن، بیشتر درون وضعیت روانپریشانه اش گیر افتادن. این موضوع، شبیه نوعی تراژدی جبرگرایانه خودنمایی میکنه.
درواقع موسیقی در فیلم جوکر، بیشتر به جای اینکه مسیر تحول آرتور رو همراهی کنه، در لحظه های ایستا و فروپاشی باقی میمونه که شاید این انتخاب، عمدی بوده باشه اما باعث شده که موسیقی، نقش فعالی در روایت نداشته باشه و صرفا احساس سفارش داده شده رو تثبیت کنه.
نقدهای منتقدا نسبت به موسیقی متن فیلم جوکر 2019 عمدتا مثبت بوده و عمدتا عقیده دارن که این موسیقی، در خدمت فضای روانی فیلم بوده. هیلدور گودنادوتیر بابت موسیقی این فیلم، جایزه ی اسکار بهترین موسیقی متن رو دریافت کرد و اولین زن در تاریخ هست که این جایزه رو برای یک فیلم غیرموزیکال به دست میاره.
منتقدا از استفاده ی خلاقانه ای این هنرمند از ویولنسل و سازهای زهی برای ایجاد حس مالیخولیایی، اضطراب و فروپاشی روانی آرتور فلک، تمجید کردن.
موسیقی در مراحل پیش تولید ساخته شده بود و یعنی قبل از فیلم برداری، موسیقی متن آماده شده و همین باعث شد که بازی واکین فینیکس با موسیقی، هماهنگ تر بشه.
منتقدا گفتن که موسیقی، با وجود سادگی ظاهری، لایه های پنهان شخصیت جوکر رو بازتاب میده و به جای روایت، حس رو منتقل میکنه.
بعضی از منتقدها به این موضوع اشاره کردن که موسیقی، بیش از حد مونوتون و یکنواخت باقی میمونه و در لحظه هایی که فیلم نیاز به تحول یا اوج احساسی داره، موسیقی همچنان در پس زمینه باقی میمونه که به شخصه با این حرف، خیلی موافق هستم.
بعضی ها هم به این موضوع اشاره کردن که موسیقی به تنهایی، چندان شنیدنی نیست و بیشتر در ترکیب با تصویر، معنا پیدا میکنه که در این مطلب، چندین بار بهش اشاره شد.
فیلم جوکر 2019 یک فیلم غیر موزیکال به حساب میاد و ترانه خوانی یا اجرای موسیقی، به دست شخصیت ها اتفاق نمی افته.
قطعه ی Defeated Clown| دلقک شکست خورده
بازتاب حس طردشدگی و بی ارزشی آرتور
این قطعه رو شاید بشه یکی از برجسته ترین آهنگای این آلبوم دونست که در خوده فیلم هم تونست خودنمایی بیشتری نسبت به بقیه ی ترک ها داشته باشه. حس ناامنی، آسیب پذیری و تراژدی و در عین حال، محافظه کاری ای که یک فرد رها شده، برای حفظ بقای خودش در پیش میگیره رو میشه در این موسیقی کمابیش اضطراب آور دید.
قطعه ی Following Sophie| دنبال کردن صوفی
لحظه های تعقیب مخفیانه ی زن همسایه توسط آرتور
قطعه ی Penny Taken to the Hospital| انتقال پنی به بیمارستان
اشاره به مادر آرتور و وضعیت وخیمش
آهنگ Subway| مترو
صحنه ی درگیری در مترو که نقطه ی عطفی در داستان آرتور به حساب میاد.
آهنگ Bathroom Dance| رقص در حمام
صحنه ی معروف رقص آرتور بعد از قتل که نماد تحول روانیش هست.
همونطور که گفته شد، هیلدور گودنادوتیر، از ویولنسل به عنوان ساز اصلی استفاده کرده که صدای زخمی، کشدار و گاهی خفه شده داره و در اینجا، آرتور بعد از قتل، توی حموم میرقصه و موسیقی تونسته همراهی خوبی داشته باشه و انگار که شبیه بازتابی از احساسات درونی آرتور هست که داره با رقص، بهش جواب میده.
آهنگ Call Me Joker| منو جوکر صدا کن
جمله ی پایانی آرتور در برنامه ی تلویزیونی و لحظه ی تولد جوکر
برخلاف انتظار، این قطعه نوعی حس حماسی داره و شبیه پایان تراژیک یک تلاش هست که به نتیجه نرسیده. یعنی جوکر تمام عمرش سعی کرد پسر سر به راه و مهربونی باشه اما در این لحظه، در برابر فشاری که برای خوب بودن روش هست، تسلیم میشه. در این موسیقی، میشه فردی رو دید که به پایان یک دوره رسیده و از این به بعد قراره به عنوان یک فرد یاغی شناخته بشه اما انگار بارها برمیگرده و پشت سر خودش رو نگاه میکنه.
اما آیا جوکر در این لحظه، واقعا همچین احساسی داشت؟ نه واقعا. حضور جوکر در برنامه ی تلویزیونی، بیشتر احساساتی مثل عقده، کینه و جنون پر از خشونت رو تداعی کرد و اتفاقات پیچیده ای، به سرعت رخ داد و چنانچه با موسیقی بهتری ترکیب میشد، میتونست به بهت و شوکی که در اون لحظه به مخاطب دست میده، بیشتر دامن بزنه.
آهنگ Same Ol' Joker| همون جوکر همیشگی
نوعی طعنه به تکرار نقش جوکر در فرهنگ عامه
موسیقی این فیلم، بیشتر در خدمت تثبیت فضای مالیخولیایی و اضطراب آلود آرتور فلک قرار گرفته و چندان به سراغ داستان سرایی نرفته. این صرفا تحلیل من نیست و منتقدهای دیگه ای هم به این موضوع اشاره کردن که موسیقی فیلم، بیشتر غیرروایی هست و به جای اینکه داستان بگه، حس رو منتقل میکنه و این ویژگی باعث شده که موسیقی در لحظه های اینستا، بیشتر به تثبیت وضعیت روانی آرتور بپردازه تا اینکه سعی کنه تحولاتش رو نشون بده.
جمع بندی
به شخصه موسیقی متن داستان سرا رو بیشتر میپسندم و این آلبوم، درنظرم صرفا چند قطعه ی نسبتا جالب داشت. موسیقی متن هایی که داستان سرا هستن معمولا تم های تکرار شونده یا تحول تدریجی دارن و ساختار دراماتیک مستقلی رو میشه درونشون مشاهده کرد که حتی بدون تصویر هم میتونه مسیر احساسی خاصی رو طی کنه. تنوع ریم و سازبندی برای نشون دادن تغییرات شخصیتی یا موقعیتی، از جمله ویژگی های خاص موسیقی متن داستانی هست و لحظه های سکوت یا انفجار صوتی این نوع موسیقی، مثل دیالوگ های بی کلام عمل میکنه و فکر میکنم همچین فیلمی، بیشتر لایق یک موسیقی داستانی و خلاقانه تر بود.