نگاه دو دل بازیگری متد به فیلمنامه
5 مرداد 10:22 · · خواندن 6 دقیقه
این مطلب، برداشت آزادی هست از کتاب Method Acting and Its Discontents: On American Psycho-Drama از شانی انلو که معادل فارسی عنوانش میشه: بازیگری متود و نارضایتی های آن: درباره ی روان درامای آمریکایی.

بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
بازیگری متود، مهم ترین موضوع این کتابه و به عنوان تمرین مرکزی و بحث برانگیز روش استراسبرگ معرفی میشه. نویسنده عقیده داره که بازیگری متود فقط یه روش بازیگری نیست و به شکل جالبی با درام، درهم تنیده شده.
بخش اول کتاب با عنوان روان روش ها، رابطه ی این تمرین رو با نظریه های روان شناسی و روان کاوی بررسی میکنه و از پیوند اولیه اش با هیستری و هیپنوتیزم تا ارتباط مداومش با نظریه های در حال شکل گیری درمورد تروما، حافظه و ساختار روانی ادامه پیدا میکنه.
حتی اگر بعضی ها از جمله خود استراسبرگ تلاش کرده باشن تا این تمرین رو از روانکاوی جدا کنن، نویسنده سعی کرده نشون بده که بحث های درون و اطراف روان کاوی میتونن به فهم بهتر این تمرین و جنجال های اطرافش کمک کنن.
بخش دوم کتاب با عنوان روش های سیاسی، روان شناسی بازیگری متد رو از زاویه ای دیگه بررسی میکنه و روی پیامدهای سیاسی تفسیر روانی از این روش تمرکز داره.
این بخش بیشتر درباره ی نحوه ی استفاده از نظریه های روانشناسی در دهه ی 50 و 60 هست و اینکه چطور این دیدگاه ها با نوعی جهان شمولی آمریکایی تلاقی داشتن. جهان شمولی ای که نویسنده ها و متفکرهای آفریقایی-آمریکایی زیر سوال بردن.

این بخش همچنین از دو نمایش نامه ی تولید شده در نیویورک استفاده میکنه تا داستانی ناگفته درمورد بازیگری متد رو باز کنه که اهمیت نژاد و نقد بازنمایی های نژادی در این روش و نقشش در فاصله گرفتن از بازیگری متد در دهه ی 60 رو بررسی میکنه.
بخش سوم و پایانی با عنوان روش ها و فیلمنامه ها، با استفاده از یک نمایش نامه و یک فیلم، ارتباط بین تردید بازیگری متد نسبت به فیلمنامه و اضطراب ناشی از بازیگری تجاری در سینما و تلویزیون رو بررسی میکنه و اون رو به دغدغه هایی پیوند میده که معمولا مختص آوانگاردهای دهه ی 60 تلقی میشن.
در هر سه بخش، نویسنده از نمایش نامه هایی که بین سال های 1958 تا 1966 در نیویورک اجرا شدن استفاده میکنه تا بازیگری متد، جنجال هاش و بازتاب های فرهنگیش رو بررسی کنه.

این کتاب نه فقط درباره ی بازیگری، بلکه درباره ی حافظه، تروما، نژاد و اضطراب های فرهنگی هست. نویسنده درمورد مثال هایی که انتخاب کرده توضیح میده که هر کدوم چشم اندازهای روانی خاصی دارن که در برابر محدود شدن به دست منطق روانشناختی مقاومت میکنن. و همین میل به بیگانه سازی واقع گرایی روان شناختی باعث شد از واژه ی روان دراما در عنوان فرعی کتاب استفاده کنه چون این درام های میانه ی قرن، بیشتر روان محور هستن تا روان شناختی.
در بخش اول کتاب، نویسنده از تنسی ویلیامز به عنوان نمایش نامه نویس بازیگری متد دفاع میکنه و عقیده داره که ویلیامز خودش درباره ی سبک بازیگری کارهاش زیاد اظهار نظر نکرده اما وقتی الیا کازان در 1947 استودیوی بازیگران رو راه اندازی کرد، همزمان با موفقیت کارگردانیش در فیلم اتوبوسی به نام هوس، درواقع داشت بازیگرهایی رو پرورش میداد که بتونه در کارهای ویلیامز ازشون استفاده کنه.
طبق آمار، صحنه هایی از کارهای ویلیامز بین سال های 1956 تا 1965 در مطالعات صحنه ی استودیوی بازیگران بیشتر از آثار آرتور میلر استفاده شدن. اما مهم تر از این همزمانی تاریخی، این هست که کارهای ویلیامز بیشتر از کارهای هم دوره هاش، نزدیکی بین تئاتری بودن، جنون و میل های غیر اجتماعی شده رو بررسی میکنن و وسواس هایی که در بازیگری متد و جنجال های اطرافش هست هم بازتاب میدن.

ویلیامز در خاطراتش نوشته: تکنیک استودیوی بازیگران خیلی خوب با نوع بازی من جور بود...
این بخش از کتاب شانی انلو پیچیده است و شاید برای فهمش بهتره توضیحات بیشتری ارائه بشه. در اینجا درمورد چند موضوع متفاوت مثل تاریخ، روانکاوی، سیاست و زیبایی شناسی صحبت میشه و شانی انلو بررسی میکنه که چطور بازیگری متد، نه فقط یک تکنیک بازیگری، بلکه یک آیین روانی و سیاسی بوده و چطور ردپای این آیین رو میشه توی نمایش نامه های معروف دهه ی 50 و 60 پیدا کرد.
تمرین حافظه ی احساسی یعنی بازیگر یه خاطره ی دردناک رو دوباره تجربه کنه، ریشه هایی در هیپنوتیزم، هیستری و روانکاوی داره. حتی اگر خود استراسبرگ به عنوان مخترع روش، میخواست این تمرین رو از روانکاو جدا کنه، نویسنده عقیده داره که امکان پذیر نیست چون این تمرین با تروما، حافظه و ساختار روانی گره خورده.
بخش دوم نشون میده که چطور نظریه های روان شناسی در دهه های 50 و 60 با نوعی جهان شمولی امریکایی همراه بوده و چطور نویسنده های سیاه پوست مثل جیمز بالدوین این نگاه رو زیر سوال بردن. بازیگری متد، با تمرکز زیادش روی خود روانی، گاهی نژاد و تجربه ی جمعی رو نادیده میگرفت.
در بخش سوم، نویسنده نشون میده که بازیگری متد با فیلمنامه مشکل داره چون بازیگر باید از درون خودش بازی کنه و نه فقط از روی متن. این باعث اضطراب میشه مخصوصا در سینما و تلویزیون که همه چیز باید دقیق و قابل کنترل باشه.

شانی انلو در توضیح انتخاب مثال های خودش میگه که این نمایش نامه ها صرفا روانشناختی نیستن بلکه روان محور هستن یعنی به امیال، خیال پردازی ها و کنش های درونی اهمیت میدن.
جیمز بالدوین عضو واحد نمایش نامه نویسان در استودیوی بازیگران بود که به دست الیا کازان اداره میشد. نمایش نامه ی Blues for Mister Charlie رو به پیشنهاد کازان نوشت، با درنظر گرفتن بازیگرهایی که از روش متد استفاده میکردن.
اما بعد از اجرای جنجالی این نمایش، بالدوین از استودیو و روش متد فاصله گرفت و در رمان خودش، تصویری طنز آمیز و خصمانه از لی استراسبرگ به عنوان مبتکر روش متد ارائه داد.
این تجربه نشون داد که در بازیگری متد نوعی کشمکش وجود داره که خواسته های نویسنده ی نمایش نامه و خواسته های اجرا کننده یعنی بازیگر و کارگردان رو در مقابل هم قرار میده.
این کشمکش از زمان نظریه پردازی های بولسلاوسکی، به عنوان یکی از مفسران روش استانیسلاوسکی، وجود داشته و این سوال رو مطرح میکنه که واقعا چه کسی معنای نهایی اجرا رو تعیین میکنه، نویسنده یا بازیگر؟
بالدوین این کشمکش رو در نمایشنامه اش موضوع سازی کرده یعنی خودش به بازیگر و مخاطب توضیح میده که چطور شخصیت ها رو باید و نباید تفسیر کنن. در نهایت، روش روان شناختی متد رو رد میکنه ولی بعضی از اصول اولیه اش درباره ی همانند سازی در تئاتر رو حفظ میکنه.
نویسنده در ادامه، نمایش نامه ی The Blacks اثر ژنه رو بررسی میکنه که تقریبا در همه ی جنبه ها مخالف بازیگری متد بود.
این نمایش با وجود اینکه به دست یکی از اعضای اولیه ی اکتورز استودیو کارگردانی شد، تبدیل به نماد رد روش متد به دست جریان آوانگارد دهه ی 60 شد و درون خود نمایش هم ردپاهایی از نقد روش متد دیده میشه. نویسنده میگه فیلم و تلویزیون باعث شد اصالت تئاتر بیشتر به چشم بیاد ولی همزمان اضطراب هایی درباره ی فیلمنامه و متن نمایشی درست شد چون بازیگری متد، همیشه نسبت به متن نمایشی دو دل بود.