یک قرن فرهنگ سینمایی بین لس آنجلس و بمبئی| معرفی کتاب
7 مرداد 11:07 · · خواندن 11 دقیقه
این مطلب برداشتی هست از کتاب Orienting Hollywood: A Century of Film Culture Between Los Angeles and Bombay نوشته ی نیتین گوویل هست. نویسنده استاد مطالعات انتقادی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی هست و پیشتر در دانشگاه های نیویورک، ویرجینیا و سن دیگو تدریس کرده. نیتین گوویل اصالتا هندی تبار هست و در هند به دنیا اومده اما در ایالت متحده زندگی و تدریس میکنه و میشه گفت ملیت آمریکایی با ریشه های هندی داره.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
در این کتاب به نقل از شاهرخ خان درباره ی همکاری با دیزنی نوشته شده: به نظرم فوق العاده است که استودیوهای هالیوودی اینجا هستن. در ابتدا هدفشون این بود که فیلم های هالیوودی رو در اینجا محبوب کنن اما سینمای ما عمیقا در فرهنگ هندی ریشه داره. این نشونه ای از تغییر زمانه است و به سینمای هند کمک میکنه تا سریعتر جهانی بشه.
در دهه ی 1910، هند اغلب آخرین انتخاب در تجارت جهانی نسخه های فیلم های هالیوودی بود، نسخه هایی که عموما خراشیده و فرسوده بودن. با وجود رقابت سینمای استعماری بریتانیا، هالیوود در دهه ی 1920 به جایگاه برجسته ای در شبه قاره رسید اما با ظهور سینمای ناطق و فرهنگ تولید استودیویی در بمبئی، مسیر سلطه ی هالیوود منحرف شد.
تا دهه ی 30 و 40، هند همچنان سودآورترین بازار هالیوود در جنوب و شرق آسیا بود یعنی تنها بازار در منطقه به جز فیلیپین که فیلم آمریکایی میتونست درونش هزاران دلار فروش داشته باشه. اما ترجیح مخاطبا به سینمای بومی و شبکه ی توزیع داخلی، سرنوشت هالیوود رو در هند مهر کرد.
نویسنده در ادامه نشون میده که چطور هالیوود، اغلب خودش رو به عنوان مرکز جهانی سینما معرفی کرده درحالیکه سینمای هند، بخصوص بمبئی، هنوز به عنوان یک فرم فرهنگی بیگانه به تصویر کشیده میشه که فضای وابسته، عجیب یا صرفا تقلیدگر داره.
همچنین ساختارهای مالی، سرمایه گذاری های مشترک و سیاست های صنعتی رو زیر سوال میبره تا نشون بده که رابطه ی هالیوود و بمبئی فقط یک همکاری اقتصادی نیست و میتونه پر از مشکلات فرهنگی و قدرت محور باشه.
گویل به این موضوع میپردازه که چطور هر دو صنعت، تصویر اون یکی رو در تخیل خودش بازسازی کرده مثلا هالیوود، هند رو به عنوان سرزمین عرفان و رنگ، و سینما هند، آمریکا رو به عنوان نماد مدرنیته و آزادی معرفی و ادراک کرده.
نویسنده نشون میده که رسانه ها چطور در خدمت سیاست های فرهنگی و اقتصادی قرار گرفتن و چطور این تعاملات در طول قرن گذشته شکل گرفته و وضعیت موجود، صرفا مربوط به چند دهه ی اخیر نیست.
سبک نوشتار این کتاب، آکادمیک و تحلیلی هست ولی سعی کرده رویکردی انتقادی داشته باشه.
نویسنده تاکید داره که روایت های هندی در مواجهه با هالیوود، نه فقط مقاومت کردن بلکه مسیر خودشون رو ساختن و این مسیر، با روان جمعی مخاطب همخوانی داره چون از دل تجربه، فرهنگ و نیازهای بومی بیرون اومده.
این کتاب درنظر اول، حس بدبینی رو درونم ایجاد کرد ولی رفته رفته، بعضی از استدلال هاش جالب جلوه کرد. نقدهاش معمولا از گفتمان عمومی رایج خیلی دور یا شدیدا متضاده اما متنوع و از زاویه ی دید متفاوتی هست. بعضا ممکنه قانع کننده نباشن اما الهام بخشن.
سینمای آمریکا نه تنها در هند حضور داشته بلکه در بستر فرهنگی و اقتصادی بمبئی زنده و فعال بوده. بعد از 11 سپتامبر، سیاست های امنیتی امریکا، دزدی رسانه ای رو به عنوان تهدیدی همسنگ با تروریسم معرفی کردن. این نگاه، کپی و تقلید رو هیولاوار و خطرناک جلوه میده.
برخلاف دیدگاه هایی که دزدی رسانه ای رو یک اقتصاد پنهان میدونن، نویسنده عقیده داره که این کار، خودش بخشی از اقتصاد واقعی و روزمره در جنوب جهانیه. فروشنده های خیابونی، کابل کش ها و مصرف کننده ها، همه در گردش کالا و فرهنگ، نقش اساسی دارن.
به تعبیر راوی سوندارام، دزدی رسانه ای در هند، زیرساخت های ارزان و گسترده ای درست کرده که مرزهای قانونی و غیر قانونی رو در عمل بی اثر میکنه و شکل تازه ای از مشارکت شهری در فرهنگ کالا میسازه.
در دهه ی 1910، هند آخرین مقصد جهانی فیلم های هالیوود بود؛ نسخه های فرسوده و استفاده شده بعد از اروپا به هند میرسیدن. این نشون میده که از همون اول، رابطه ی هالیوود با هند بر پایه ی کپی، مصرف دست دوم و گردش غیر رسمی بوده.
چیزی که به عنوان دزدی یا کپی غیر قانونی معرفی میشه، درواقع بخشی جدایی ناپذیر از اقتصاد و فرهنگ شهری در جنوب جهانیه. هالیوود هم از ابتدا با چنین مداراهای غیررسمی وارد هند شد. پس کپی نه یک هیولا، بلکه یک شیوه ی واقعی و خلاقانه ی بقا و مشارکت فرهنگیه.
همونطور که گفته شد، نسخه های فرسوده و دست دوم فیلم های امریکایی بعد از گردش در اروپا به هند میرسیدن. به این ترتیب، تجربه ی اولیه ی هندی ها از هالیوود همیشه با نوعی فرسودگی و زوال همراه بود. حتی این نسخه های خراب و فرسوده هم کارکرد داشتن. شبکه های غیررسمی و موفق اونها رو در گردش نگه میداشتن. این بی نظمی های آشفته، بخشی ذاتی از فناوری رسانه ای بودن و نشون میدادن که مدرنیته همیشه با شکست و فروپاشی همراه هست.
دزدی رسانه ای همزمان بخشی از مدرنیته ی جهانی جنوب هست و روایت خطی مدرنیته ی اروپایی رو مختل میکنه. در این نگاه، توسعه ای که خودش رو پاک و قانونی معرفی میکنه، درواقع میتونه جعلی باشه.
از دهه ی 1920، بمبئی به عنوان رقیب یا دیگری هالیوود مطرح شد. گزارش ها و کنسول آمریکا در کلکته تاکید میکردن که بازار هند دو جامعه ی متفاوت دارن. هندی و اروپایی، هرکدوم با سلیقه ی جداگونه در حال مصرف محتوای هالیوود بودن.
واردات فیلم ها و تبلیغات در روزنامه ها مثل Hindustan Times این تمایزها رو بازتولید میکردن. در آستانه ی استقلال هند و شروع جنگ سرد، غرب نگران این بود که بمبئی به عنوان رقیب هالیوود تثبیت بشه.
رابطه ی بین هالیوود و بمبئی در قالب تقابل جهانی و ملی
در دهه های 30 و 40 میلادی، استودیوهای فیلم بمبئی نه فقط رقیب اقتصادی بریتانیا در هند، بلکه دشمن هالیوود و حتی موضوع توجه روسیه معرفی میشدن. این نگاه، بمبئی رو به یک قطب سیاسی فرهنگی در برابر غرب تبدیل کرد.
با ظهور اصطلاح بالیوود، تصور بمبئی به عنوان آنتی تز هالیوود تقویت شد. راجندر دودراه عقیده داره که بالیوود میتونه بازنمایی های فرهنگی و اجتماعی متفاوتی ارائه بده که از چارچوب سفیدمحور هالیوود فاصله دارن.
استیون تئو بالیوود رو نوعی دیگر از هالیوود میدونه؛ یک نظام تولید ملی که مدل هالیوود رو تقلید میکنه اما با ویژگی های ملی مشخص. در این نگاه، بالیوود در برابر جهان شمولی هالیوود، اصل "ملی بودن" رو مدنظر قرار میده.
در قرن بیستم، مفهوم سینمای ملی به عنوان سپری در برابر واردات هالیوود مطرح شد. این کار با ابزارهایی مثل حمایت دولتی و یارانه انجام شد. این سینما بر اساس انسجام محلی مثل نویسنده، مکان، مخاطب، ژانر و سبک، تعریف میشد.
این نگاه به سینمای ملی، اغلب فراموش میکنه که خود این مفهوم در تعاملات بین المللی شکل گرفته. مثل سیستم استودیویی مکزیک بعد از جنگ جهانی دوم، با یارانه ی دولتی و تقلید از هالیوود ساخته شد، اما در عین حال، فیلم هایی مشتق شده و در عین حال متمایز تولید کرد.
بالیوود همزمان هم به عنوان رقیب هالیوود و هم به عنوان تقلیدگرش دیده شده. مفهوم سینمای ملی دربرابر سینمای جهانی هالیوود مطرح میشه، اما درعمل همیشه در تعامل و تقلید از هالیوود شکل گرفته. به این ترتیب، ملی بودن سینما نه یک استثنا، بلکه نتیجه ی رابطه ی پیچیده با جریان های بین المللی هست.
مفهوم سینمای ملی همیشه در تعامل با جریان های بین المللی شکل گرفته و چیزی نیست که در انزوا به وجود بیاد. ویلیام وندر هایده در مطالعه ی سینمای مالزی تاکید میکنه نباید سینمای ملی رو یکپارچه و هماهنگ دید بلکه باید نیروهای بین متنی و بین فرهنگی رو درنظر گرفت که تولید فیلم رو در فضاهای مختلف، شکل میدن.
شباهت ها بین صنایع فیلم، امکان، ارتباط و تماس رو فراهم میکنن. نمونه اش سفر کمالادوی چاتوپادیای، فعال گاندیایی به هالیوود در 1940 که گفت: ما همیشه فیلم های خودمون رو در نسبت با فیلم های شما میبینیم.
فرانک کاپرا در دوره ی جنگ سرد، در استقبال از هیئت سینمایی هند، از خویشاوندی روح بین دو ملت حرف زد. این نگاه خوشبینانه بعدها در دهه های 1990 و 2000 با سرمایه گذاری های مشرک و خرید استودیوهای هالیوود به دست شرکت های هندی، دوباره مطرح شد.
بمبئی به عنوان هالیوود هند، قدیمی رین لقبی هست که پیوند نمادین بین دو صنعت رو نشون میده. اما قبل از این، بمبئی به خاطر صنایع نساجیش، منچستر هند لقب گرفته بود. این نشون میده که شهر بمبئی همیشه به عنوان مرکز صنعتی و فرهنگی قابل تغییر و تطبیق دیده شده.
در 1890، شرق شناس آمریکایی ادوین لرد ویکس، بمبئی رو آستانه ی مناسب هند و کاتالوگی مصور از همه ی نژادهای شرقی توصیف کرد. این نگاه، بمبئی رو به عنوان مکانی انعطاف پذیر و نماینده ی تنوع شرق معرفی میکرد.
به تعبیر گیان پراکاش، بمبئی با در هم تنیدگی تاریخ های مختلف و راهبردهای بقا، به شهری متخلخل و ترکیبی بدل شد که روابط اجتماعی و اقتصادی متنوعی رو در خودش جا داد.
در دهه ی 1920، استودیوی کوهینور در دادر به خاطر تولیدات گسترده و سیستم کارخانه ای، هالیوود هند لقب گرفت. تا اواسط دهه ی 1940، این لقب در مطبوعات و صنعت فیلم رایج شد. یک کتاب اقتصاد در 1946 نوشت: بمبئی دو سوم فیلم های کشور رو تولید میکنه و به این ترتیب، سزاوار لقب هالیوود هست هست.
بنگلور در 1930 به عنوان هالیوود هند معرفی شد. در 1952، جک هاوارد نوشت که عملیات مدراس، چیزی مثل استویدیو جمینی، به خاطر سازماندهی علمی و کارآمدی، بیش از بمبئی شبیه هالیوود هستن.
تا اوایل دهه ی 1950، هنوز اجماعی وجود نداشت و گزارش ها میگفتن که هالیوود هند، بین کلکته و بمبئی و مدراس، پراکنده است.
حتی در آمریکا، هالیوود از ابتدا فقط یک مکان نبود. در دهه ی 1920، هریسون رودز گفت هالیوود نمادینه چون فعالیت های سینمایی در جاهای دیگه هم جریان دارن. کاترین اف. جرولد هم هالیوود رو به عنوان متن، حالت ذهنی، نگرش و دیدگاه ملی توصیف کرد.
هالیوود همیشه بیشتر یک حالت ذهنی یا حومه ی رویایی لس آنجلس بوده تا یک مکان جغرافیایی دقیق. جان فورد در این باره گفته: هالیوود جایی نیست که بشه به لحاظ جغرافیایی تعریفش کرد.
تاریخ نگار کالیفرنیا، مک ویلیامز، هالیوود رو تقطیر یک جوهر ناب میدونست که برای گردش فرهنگ کالایی ضروریه. حتی وقتی مرکز فیزیکی صنعت فیلم در آمریکا تغییر کرد، نشانه ی هالیوود هنوز روی تولید فیلم سلطه داشت.
همین سیالیت باعث شد هر صنعت فیلمی بتونه با پسوند وود، خودش رو به هالیوود نسبت بده. نمونه اش تبلیغ شرکت Golden Harvest در دهه ی 1990 بود که با شعار Hollywood Easفood Easr 1990 بود که با شعار تونه با پسوند وود، خودش رو به هالیوود نسبت بده. نمونه اش تبلیغ شرکت ترین راکنده است. الیوt صنعت پررونق هنگ کنگ رو در نسبت با آمریکا معرفی کرد.
این پسوند، صنایع متنوع و پراکنده رو زیر یک اسم واحد جمع میکنه و بهشون ثبات خیالی میده. درواقع صنعت بیشتر یک مفهوم انتزاعی هست که ارتباط بین شیوه های مختلف تولید و مصرف رو ترسیم میکنه.
پسوند وود، اضطراب ناشی از جابه جایی مکانی و بی ثباتی صنایع رسانه ای رو آروم میکنه و همزمان تولید فرهنگی محلی رو با یک نشان جهانی پیوند میزنه.
در سال 2001، نسخه ی آنلاین OED برای اولین بار مدخل Bollywood رو ثبت کرد. در چاپ مصور 2003، بالیوود در کنار کلمه های جدیدی مثل Botox و Viagra وارد جریان عمومی زبان انگلیسی شد. این مدخل با 112 استناد، تصویری از گسترش سریع بالیوود به عنوان نام کوتاه برای صنعت فیلم هند، مستقر در بمبئی بود. برخلاف روایت رایج که میگه یک نویسنده ی مجله ی Cineblitz در دهه ی 1980 این کلمه رو ساخته، OED ریشه ی اون رو در رمان Filmi, Filmi. Inspector Ghote 1976 میدونه. در این داستان، کارگاه گانش غوته در جریان تحقیق قتلی در صحنه ی فیلم Khoon Ka Gaddi با اصطلاح بالیوود رو به رو میشه.
رمان این نویسنده، درباره ی اقتباس هندی از Macbeth هست و همزمان به اقتباس آکیر کوروساوا اشاره میکنه. این نشون میده که بالیوود از ابتدا در شبکه ای از ترجمه ها، کپی ها و بازآفرینی ها تعریف شده.
جمع بندی
اصطلاح بالیوود درواقع محصول یک تاریخ طولانی تقلید و بازتولید هست و لزوما یک نامگذاری ساده به حساب نمیاد.
در 1932، ویلفورد دمینگ، مهندس آمریکایی که با اردشیر ایرانی روی اولین فیلم ناطق هندی کار کرده بود، برای مجله ی American Cinematographer پیام فرستاد و همین ارتباطات اولیه نشون میده پیوند های بین المللی در شکل گیری سینمای هند چطور به وجود اومدن.
رابطه ی هالیوود و بمبئی همیشه بر پایه ی کپی، تقلید و تعاملات غیررسمی بوده. بمبئی همزمان هوو و تقلیدگر هالیوود هست. اصطلاح بالیوود و پسوند وود این رابطه ی پیچیده رو تثبیت کرده و به صنایع فیلم در جهان، چارچوبی مشترک داده.