این مطلب برداشتی هست از کتاب Orienting Hollywood: A Century of Film Culture Between Los Angeles and Bombay نوشته ی نیتین گوویل هست. نویسنده استاد مطالعات انتقادی در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی هست و پیشتر در دانشگاه های نیویورک، ویرجینیا و سن دیگو تدریس کرده. نیتین گوویل اصالتا هندی تبار هست و در هند به دنیا اومده اما در ایالت متحده زندگی و تدریس میکنه و میشه گفت ملیت آمریکایی با ریشه های هندی داره.
این مطلب برداشت آزادی هست از کتاب Orienting Hollywood که در مطلب جداگانه ای به طور خلاصه معرفی شد. این قسمت به طور مستقل نوشته شده و برای درکش نیازی نیست به مطالب مرتبط رجوع کنید.
در این کتاب، نویسنده با نقل قولی از مجله ی Filmfare در سال 1964 میگه که تقلید از هالیوود راهی برای باز کردن بازارهای جدید نیست و سینمای هند باید با نگاه خودش فیلم بسازه. این در حالی هست که در ادامه، انواعی از دزدی رو کاملا مفید و منطقی جلوه میده. سینمای بمبئی اغلب با ویژگی هایی مثل افراط، آشوب، پرگویی و خاص گرایی ملی توصیف میشه درحالیکه هالیوود با کارایی، شفافیت، صرفه جویی و جهان شمولی شناخته میشه. تمرکز فصل دوم، روی مفهوم کپی هست که نه فقط به عنوان تقلید بلکه به عنوان ایدئولوژی، روش تحلیلی، عمل و شیء فرهنگی بررسی میشه. نویسنده با نقد روایت غالب اصالت، نشون میده که کپی میتونه نشونه ی تحول، پویایی و ظهور باشه. نویسنده ادعا میکنه که میخواد از کپی کاری فاصله بگیره و به اصالت فرهنگی برگرده ولی دو فصل تمام رو صرف جزئیات تور تبلیغاتی تام کروز میکنه و دقیقا همون چیزی رو بازتولید میکنه که میخواد نقدش کنه. گفتمان رایج، هالیوود رو قربانی دزدی و بمبئی رو محصولش معرفی میکنه. در ادامه با برجسته شدن قوانین مالکیت فکری، مفهوم دزدی رسانه ای به شدت در فضای رسانه ای هند پررنگ شده و فعال های رسانه ای به عنوان مجرم یا تروریست مجسم میشن. نویسنده پیشنهاد میده که باید از چارچوب قانونی فراتر رفت و مفهوم کپی رو در حوزه ای گسترده تر بررسی کرد چون کپی فقط به دزدی محدود نمیشه و معانی و کاربردهای متنوعی داره. فرم دهی یا Framing در اینجا به شیوه های ساختاری و اغلب نادیده ای اشاره داره که رابطه ی بین دو صنعت رو شکل میده و همچنین به نحوه ی جرم انگاری کپی در گفتمان عمومی معنی میده.
کپی نه تنها مقایسه رو ممکن میکنه بلکه نابرابری های بنیادی بین این دو صنعت رو آشکار میکنه. نویسنده با بررسی تحولات ژئوپولیتیکی، نشون میده که تقلید چطور نهادینه شده تا سلطهی ساختاری غرب بر دیگران حفظ بشه. نویسنده با تحلیل فرهنگ بازسازی در بالیوود، نشون میده که کپی نه تنها نشونه ی تقلید، بلکه ابزاری برای تمایزگذاری بین صنایع رسانه ای جهانی هست. برخلاف تصور رایج که کپی رو بخش پنهان و منفی روابط صنعتی میدونه، نویسنده این پدیده رو عامل تحول در عمل فرهنگی معرفی میکنه و تلاش میکنه با بررسی جریان های مادی، نمادین و گفتمانی بین هالیوود و بمبئی، جایگاه کپی رو به عنوان الگوی مقایسه ای در صنایع رسانه ای توضیح بده. نویسنده به مفهوم توسعه اشاره میکنه و این پدیده رو به عنوان ایدئولوژی مرگزی در بازسازی استعمار در قرن بیستم معرفی میکنه. با نقل قولی از هنری لوس در سال 1941، نویسنده نشون میده که چطور ایالات متحده خودش رو به عنوان منبع جهانی ایده ها و پیشرفت معرفی کرد. توسعه که ریشه در گسترش استعماری اروپا از قرن پانزدهم داره، در قرن بیستم با چهره ای خیرخواهانه بازتعریف میشه و وعده هایی مثل کاهش فقر، ارتقای سواد و بهبود سلامت عمومی رو مطرح میکنه. اما این مسیر، در عمل با هم سویی مخرب بین ژئوپولتیک نظامی، آزادسازی تجاری و استخراج افراطی از منابع انسانی و طبیعی همراه شد. توسعه بر دو باور اصلی استوار هست: اول اینکه مسیرهای مشخصی برای رسیدن به مدرنیته وجود داره، دوم اینکه ملت ها باید از این مسیرهای از پیش تعیین شده عبور کنن.
بازسازی های هندی از فیلم های آمریکایی در دهه ی 70، هند شروع کرد به بازسازی فیلم های آمریکایی، و این اتفاق، همزمان شد با بحران صنعت آمریکا؛ و این اتفاق در حالی شروع شد که انتظار نمیرفت هند دوباره بتونه نوعی دزدی رو از هالیوود انجام بده. کشورهای غربی، خودشون هم در مراحل اولیه ی توسعه، از کپی برداری استفاده میکردن اما حالا همون عمل رو در کشورهای جنوب جهانی محکوم میکنن. هالیوود با وجود قدرت عظیم رسانه ای، نمی تونه جلوی مصرف غیررسمی مثل ضبط خانگی، دانلود و فروش دی وی دی های قاچاق رو بگیره و این یعنی قدرت رسانه ای، همیشه با کنترل فرهنگی برابر نیست. در دوره ای، 600 میلیون دی وی دی قاچاق در هند در برابر 2 میلیون نسخه ی قانونی کشف شد. این آمار نشون میده که مصرف کننده ی هندی، نه از روی ناآگاهی بلکه از روی دسترسی، قیمت و عادت فرهنگی، به نسخه های غیر قانونی روی آورده. انجمن فیلم آمریکا، با حمایت دولت و شرکت ها، سعی کرد قوانین کپی رایت رو تقویت کنه اما این تلاش ها لزوما به نتیجه ای نرسید. از دهه ی 1980، با گسترش دستگاه های VCR و نوارهای ویدیویی، هند تبدیل شد به اقتصاد موازی توزیع غیر رسمی و هالیوود این رو تهدیدی وجودی دید. ایدئولوژی توسعه میگه باید از غرب تقلید کرد اما مصرف کننده ی واقعی، خودش نسخه ها رو کپی میکنه، بازتوزیع میکنه و حتی نوآوری هایی رو به کار میگیره. در این حالت، مالکیت فکری، تبدیل به میدان نبرد بین حق قانونی و عمل فرهنگی میشه. کشورهای غربی، بخصوص آمریکا، از دهه ی 1980 به بعد، کپی برداری رسانه ای در کشورهای جنوب جهانی رو به عنوان تهدیدی برای اقتصاد و مالکیت فکری خودشون محکوم کردن. این کار نه فقط در گفتار سیاسی، بلکه از طریق سیاست های تجاری، حقوقی و عملیات بین المللی ضد قاچاق انجام شد. به عنوان نقدی بر محتوای این کتاب، میشه گفت مالکیت فکری و مبارزه با تکثیر غیر قانونی، کاملا ایده های اخلاقی ای هستن چون یک فرهنگ بسته، میتونه از کپی برداری تجاری، برای قدرت دادن به سیستم های فاسد خودش استفاده کنه. این کتاب عقیده داره که تکثیر غیر قانونی، راهی برای رشد فرهنگیه که محکوم شدنش به دست غرب رو نوعی عمل غیر اخلاقی ارزیابی کرده. کپی برداری غیر قانونی میونه هم ابزار رشد فرهنگی باشه و هم ابزار تثبیت فساد و سلطه ی داخلی. درواقع زمینه، نیت و ساختار قدرتی که اون عمل درش اتفاق می افته، معناش رو تعیین میکنه.
جمع بندی منطق اخلاق مالکیت فکری غربی میگه که خلاقیت باید محافظت بشه و کپی برداری بدون اجازه، دزدی فرهنگی به حساب میاد. سیستم های قانونی باید جلوی سواستفاده رو بگیرن و این منطق، از حق فردی خالق دفاع میکنه. منطق انتقادی جنوب جهانی میگه در شرایط محرومیت، کپی برداری میتونه راهی برای دسترسی، آموزش، و خلق باشه و وقتی دولت یا بازار، دسترسی رو محدود میکنه، مردم خودشون نسخه ها رو بازتوزیع میکنن. این منطق از حق جمعی برای تجربه ی فرهنگی دفاع میکنه. مبارزه با تکثیر غیر قانونی، وقتی اخلاقیه که از خلاقیت مستقل و آزادی فرهنگی دفاع کنه نه وقتی که صرفا منافع شرکت ها یا دولت های بسته رو حفظ کنه.