گاهی آدما از روی کیفیت خواب‌هاشون، عملکرد خودشون رو مورد قضاوت قرار میدن؛ بخصوص اگر حساسیت زیادی درمورد مسائلی مثل درستکار بودن داشته باشن.

اینکه فردی به طور مکرر یا طی سال‌های طولانی، به‌کرار خواب‌های بد یا نه‌چندان جالب ببینه، لزوما به معنی خطاکار بودن نیست بلکه حتی میتونه تصویری از آدمی باشه که مشتاق یادگیری بیشتر درمورد دنیا و تجربه‌ی رشد شخصیه.

خواب های بد تکراری، میتونن گاها نماد یک ترس یا مشکل حل نشده و عمیق باشن اما لزوما تصویری از شرور بودن بیننده نیستن. خواب‌های بد، متعلق به همه هستن و اونها معمولا درمورد خطراتی که باهاشون رو به رو هستیم و لازمه درموردشون تقویت بشیم صحبت میکنن.

یه آدم شرور و خودخواه که براش مهم نیست کار درست رو انجام بده، احتمالا اصلا خواباشو یادش نمیمونه یا اگه ازش درمورد خواب‌هاش بپرسی، احتمالا میگه که هیچ خوابی نمیبینه. هرچند که خواب ندیدن هم دلیل بر خودخواه بودن نیست.

خواب‌ها مکانیزم عادی ذهن هستن و بعضیا عقیده دارن که حتی افرادی که میگن خواب نمیبینن هم همیشه خواب‌هایی میبینن اما قادر به یادآوری نیستن.

به طور معمول، کسی که به خواب‌هاش اهمیت میده و اونا رو مورد پیگیری قرار میده، احتمال زیادی داره که بیشتر هم خواب ببینه یا در واقع ذهنش برای دیدن خواب های جدید تقویت شه.

متقابلا، خواب های خوب هم لزوما نوعی پاداش تلقی نمیشن بلکه معمولا درمورد استعدادها و توانایی های شما صحبت میکنن یا چراغ‌سبزی نسبت به کارهای مفیدی هستن که اخیرا انجام دادید و تداوم یافتن‌شون میتونه به رشد شخصی شما کمک کنه.

خواب‌ها در خدمت بقا و بهبود شخصیت ما هستن و لزوما یک مجازات تلقی نمیشن. اصولا خواب بد یک مجازات نیست چون عملا آسیب خاصی ایجاد نمیکنه و بعدش میتونی بیدار شی و به زندگی عادیت برسی. سعادت و بدبختی واقعی، شامل چیزایی هستن که در بیداری تجربه می‌کنیم.