خوابی با موضوع میکروسکوپ
21 فروردین · · خواندن 1 دقیقه
این یکی دیگه خواب خودم هست.
امروز خواب میدیدم توی یه ساختمون اداره مانند هستن و میدونستم این تمثیلی از فضای بلاگیکسه و اتاق ها، هرکدوم متعلق به یه وبلاگ نویس هستن. من یه چرخ دستی داشتم و باید به هر اتاقی سر میزدم و نامه ها یا سفارش هایی رو به دست آدما میرسوندم.
فضا نسبتا تیره و صاحب اغلب اتاقا در اون ساعت، توی ساختمون نبودن.
به اتاق یکی از کاربرا رسیدم که از نوشته هاش خوشم میاد و اون رو فردی با ادراک عمیق میدونم، فردی که میتونه مسائل پیچیده رو بفهمه و تجربه ی با ارزشی از زندگی داره.
توی اتاقش یه میکروسکوپ دیدم و حس کردم که چند نمونه داره. کنجکاو شدم که نگاهی بهشون بندازم. خوبی ساختمون این بود که نمیشد چیزی رو از اتاق کاربرا دزدید و وسایل هر فرد، با نیرویی نامرئی به اتاق خودش متصل میشد. دوست نداشتم اینطور به نظر بیاد که دارم ازش دزدی میکنم.
چراغ میکروسکوپ خاموش بود و از نور چراغ قوهی گوشیم استفاده کردم و دو تا از نمونه هاش رو دیدم. اونها به نظر میرسید که تکه ای از بدن حشرات باشن. نمونه های جذاب و خاصی به نظر میرسیدن. به عنوان فردی که به میکروسکوپ علاقه داره، میتونستم حس کنم اون در سطح دیگه ای با این وسیله کار میکنه و من عمرا بتونم و حوصله داشته باشم که همچین نمونه هایی جمع کنم.
در اون لحظه میتونستم حس کنم که با وجود احساس جدا افتادن و تنهایی، چقدر در ادراک خودش عمیق شده و زندگی براش معناداره، حتی اگر با ادراکش تنها باشه یا نتونه به راحتی، اونچه که درک میکنه رو به دیگران منتقل کنه.
در ظاهر، مثل خیلی های دیگه یک فرد رنجیده است اما فکر میکنم حتی خودش هم نمیدونه که چه انسان زیبایی از خودش ساخته.