خواب دیدم تو یه فضای سبزی ک متروکه بنظر میرسید من و دو تا از خواهرام رفتیم من نشستم روی نیمکت ک زمین زیرش پر از سوراخ سنبه بود و خواهرام روبروم رو زمین یه هو ی مارمولک خیلی بزرگ آبی خزید رو مقنعم منم هی میدویدم از ترسم تا مقنعه رو در اوردم بعد با یه چوب دستی مقنعه رو جاب جا کردم مارمولک و نشون خواهرم دادم بعد مقنعه رو ک سفید بود و ب نظرم مال دخترم بود رو برداشتم و با چوب دستی شروع کردم کشتن مارمولک ک فقط زخمی شد یهو بال در اورد شروع کرد پرواز کردن سمت من ک بکشتم منم رفتم تو یه جایی ک در داشت داخل و درو بستم اونم پشت در هی بال میزد ولی نمیتونست وارد بشه خیلی ترسیده بودم ما تو اون فضای سبز منتظر مامانم بودیم ک در واقعیت مرحوم شدن

تعبیر:
مارمولک یه موجود خونسرده و وقتی به شکل منفی ظاهر میشه، هشداری درمورد افکاری هست که در دنیای واقعی دارن به شکل نسبتا نامحسوس، ذهن شما رو درگیر میکنن و باعث میشن احساساتی مثل خشم و عصبانیت رو تجربه کنید. راه حل کلی اینه که سعی کنید سطح خونسردیتون رو افزایش بدید.

مادر مرحوم و رنگ آبی مارمولک، میتونه ماهیت اون فکر ناخوش‌آیند رو بیشتر روشن کنه. مادر نماد افکاری هست که از دیگران به ارث بردیم و رنگ آبی، به مسائل روانشناختی و شهودی یا درونگرایانه اشاره داره. شما میتونید در دنیای واقعی، آگاهانه افکارتون رو مرور کنید و ببینید چه مسئله‌ای هی داره براتون یادآوری میشه و عصبیتون میکنه؟ اگر احساس کردید به تنهایی نمی تونید این افکار رو مدیریت کنید، درموردش با افراد مناسب حرف بزنید و همدلیشون رو دریافت کنید.