مرکبات، بخصوص پرتقال، در تاریخ به عنوان نماد ثروت شناخته شده. این تفسیر به کمیاب بودنش در اروپا و پرورش سختش برمیگشت. این گیاه در ابتدا از مناطق دیگه‌ای به اروپا منتقل شد و بیشتر افراد ثروتمند قادر بودن که محیط مناسب برای پرورش این میوه رو فراهم کنن. 

اما فارغ از این تصویر تاریخی، رنگ نارنجی به عنوان رنگ خلاقیت شناخته شده که نزدیک‌ترین مفهوم به کسب ثروت خودساخته‌ست. حالا چه این ثروت بخواد از راه سالم به دست بیاد چه ماهیت نابهنجار داشته باشه. 

مجسمه در اینجا یه ناظر بی سر و بی طرف هست که نه به فساد مرکبات دچار میشه و نه فناپذیری قورباغه و کلاغ رو داره و حالت دراماتیک آناتومیش، به فناپذیری پدیده های اطرافش دامن میزنه. 

کلاغ به عنوان موجودی علاقه‌مند به کاوش و درک نابهنجاری های روانشناختی، در کنار قورباغه، به عنوان نوعی دو زیست که میتونه وارد محیط آب هم بشه و قدرت سازگاری خاصی داره، به نوعی وسواس برای درک ثروت نابهنجار از ثروت سالم اشاره دارن. 

فرصت‌های کسب ثروت میتونن مثل میوه‌ها، تاریخ کوتاهی برای مصرف کردن داشته باشن و صرفا صحبت از دست دادن فرصت نیست بلکه صحبت درمورد خطر مرگ به خاطر یک انتخاب اشتباهه. مهارت های روانی مرتبط با کلاغ و قورباغه، میتونن این این خطرات رو در بهترین زمان ممکن، شناسایی کنن.