این نقفاشی رو اول با گواش و روی کاغذ کشیدم. در برنامه‌ی art rage حالت ابری و جلوه‌های نقره‌ای رو اضافه کردم. 

شاید بعد به برنامه‌ی اتودسک بردمش و جزئیات بیشتری بهش اضافه کردم. 

یکبار وقتی که بچه بودم، انیمیشنی دیدم که در خلالش یک ارجاع به داستانی با نماد گل آبی در دامنه‌ی برج داشت و این نماد برام جذابیت داشت ولی هنوز نتونستم بفهمم این نماد، الهام گرفته از چه داستانیه و اون انیمیشنو هم دیگه درست به یاد نمیارم. 

گل‌ها معمولا به عنوان نماد احساسی آماده‌ی ابراز شناخته میشن. حسی که یا فورا ابراز میشه و با مخاطب ارتباط میگیره یا فرصتش از بین میره. رنگ آبی، میتونه استعاره‌ای از روانشناسی و توانایی همدلی یا حتی قدرت ارتباط کلامی باشه. هر چه طیف آبی روشن‌تر باشه، حسی برونگرایانه‌تر و اجتماعی‌تر رو تداعی میکنه. 

برج یک سازه‌ی دست ساخته و انسانیه و تصویری از قدرت و سیستم فکری محافظ کار، درونگرا یا خنثی میتونه باشه. سازه‌ای که ازش میشه ضمن محافظت از افراد ساکن درونش، برای تسلط به محیط وسیعی از اطرافش استفاده کرد. 

 

گل آبی در کنار چنین سازه‌ای، نوعی میل به اقتدار و درونگرایی و همدلی گزینشی با اونچه که واقعا ارزش همدلی داره باشه.