وقتی یه نقاشی مربوط به چندین سال پیش رو میبینم، شاید یادم نیاد که دقیقا در چه تاریخی کشیدمش اما میتونم بسیاری از اتفاقات و احساساتی که در اون دوره داشتم رو به راحتی به یاد بیارم. در یک لحظه و بدون زحمت.

این در حالیه که اصلا دوست ندارم یادداشت‌های روزانه‌ام رو مرور کنم. نوشته‌هام من رو خجالت‌زده میکنن و باعث میشن یادم بیاد چقدر در درک اتفاقات اطرافم خام‌تر بودم. دوست دارم خاطرات رو به یاد بیارم اما این حس خجالت زدگی و افسوس رو نمی‌تونم تحمل کنم.

نقاشی اجازه میده تا با جانبداری کمتری به ثبت احساساتم بپردازم و دیگران هم لزوما متوجه جزئیات زندگی شخصیم نشن؛ یعنی مثل یادداشت‌های شخصی نیستن که نگران افشا و قضاوت شدن‌شون باشم. نقاشی ها مثل خاطرات رمزنگاری شده هستن.