خواب دیدم ک جنگ هست و ما یه خونه قدیمی داشتیم ک بعد ها باز سازیش کردیم ،،همه سرباز ها تو خونه ماهستن و درحیاط مهمات و موشک جابه جا میکنن سرباز ها ،صدای انفجار و اسلحه میاد ،ماهم تو خونه داریم ب سرباز ها غذا میدیم بعد جنگ یکی از سرباز ها بچه داره ک بچشو میسپاره دست من ،سرباز ها شبیه ب سرباز های ما نبودن ولی بخاطر ما میجنگیدند.

تعبیر:
این خواب لزوما یه پیشگویی درمورد جنگ نیست بلکه استعاره ای از اینه که چجور دارید آرامش زندگی و مسائلی که دارن تحت تاثیر قرارش میدن رو مدیریت می کنید.

همونطور که وقوع جنگ لزوما تقصیر ما نیست، همه ی اضطراب ها یا درگیری های فکری ای که تجربه می کنیم هم لزوما تقصیر ما نیست و میتونه گاها منشا بیرونی داشته باشه. وضعیتی که توی خواب دارید نشون میده که آمادگی روانی شما برای مواجهه با مشکلات فعلی چقدره.

این خواب میتونه هشداری درمورد مسئولیت هایی که دارید به خودتون تحمیل می کنید هم باشه؛ مخصوصا بچه، نماد مسئولیت های مهم و اخلاقی هست. وقتی بچه به شما تعلق نداره و صرفا تو رو دروایسی یا حس احبار قبولش می کنید، این خواب میتونه هشداری درمورد کارهایی باشه که لزوما مایل به قبول کردن‌شون نیستید ولی به خاطر فشار روانی و شرایط، سعی دارید باهاشون کنار بیاید.

کاری که میتونید بعد از دیدن همچین خوابی انجام بدید این هست که بفهمید در درجه‌ی اول، چه مسائلی داره باعث خراب شدن آرامش روانی‌تون میشه. آگاهی نسبت به این موضوع میتونه کمک کنه تا شرایط رو بهتر مدیریت کنید.