خواب ديدم انگار جنگ شده و من از ترس رفتم توي زيرزمين خونمون اونجا مستاجر داريم(در واقعيت هم مستاجر داريم توي زيرزمين)،بعد مستاجرمون چندتا گربه داره و ٢تا سگ اما سگ و گربه هاي قيمتي اي نبودن بيشتر انگار خيابوني بودن يكي از گربه ها هم انگار مريض بود

يكي ديگه از گربه هارو اومدم نوازش كنم يدفعه به همه جام چنگ زد از پوستم نمي اورد بيرون چنگشو بعد خون منو ميخورد تا احساس كردم خونم داره تموم ميشه ديگه،بعد به صاحبش كه ميشه مستاجرمون گفتم بگيرش كنترلش كن بعد اون گرفتش جدا شد ازم انگار بعد انگار دوباره اومد منم از خواب پريدم.

تعبیر:
گربه به خودی خود نماد مثبت یا منفی ای نیست اما وقتی به صورت یک موجود مزاحم و ناخوش‌آیند ظاهر میشه، هشداری درمورد شادی یا سرگرمی‌های افراطی و بیمارگونه‌ست؛ یعنی کارهایی که در ظاهر برای فراغت و سرگرمی انجام میدیم اما ممکنه تاثیر بدی روی ذهن‌مون گذاشته باشن.

کاری که می‌تونید بعد از دیدن همچین خوابی انجام بدید این هست که ببینید اخیرا چه مسائلی رو صرفا محض سرگرم شدن انجام دادید اما عملا دارن براتون درگیری فکری ایجاد میکنن؟ این خودآگاهی میتونه کمک کنه تا شرایطی که درونش هستید رو بهتر مدیریت کنید و از افراد یا کارهایی که دارن آزارتون میدن فاصله بگیرید.

شرایط جنگی، استعاره از مسائل ناخوش آیندی هستن که شما رو به سمت چنین موقعیتی کشوندن. جنگ لزوما به این معنی نیست که در واقعیت قراره اتفاق بدی بیوفته بلکه میتونه نماد فشارهای روانی ای باشه که منشا خارجی داشتن و بهتون تحمیل شده و برای فرار کردن ازشون، سراغ کارهایی رفتید که لزوما باب میل‌تون نیستن یا امنیت روانی‌تون رو به خطر انداختن.

پایان بندی خواب نشون میده که احتمالا تا الان هم واکنش مناسبی نشون دادید اما شاید هنوز لازم باشه تا وضعیتی که درونش قرار گرفتید رو بازنگری کنید و آگاهانه مدیریتش کنید. خون نماد انرژی حیاتی و مفیدتون هستن که در خلال این چالش، آسیب دیده. درس گرفتن از این موقعیت میتونه کمک کنه تا در آینده هم بتونید از تجربه‌تون استفاده کنید.