تعبیر نمادهای چند وجهی و پیچیده
28 فروردین · · خواندن 2 دقیقه بعضی از مسائل اونقدر برای آدم معنی نمادین دارن که فورا با دیدنشون در خواب، میتونن فرد رو به استدلال خاص برسونن، حتی اگر نتونید پیامی برای خواب استخراج کنید. مثلا من همیشه از پسر خاله ام بیزارم و برام نماد یه آدم احمق و نون به نرخ روز خوره. اون یه نماد خیلی صریح درمورد چند ویژگی اخلاقی منفیه و اگر خوابی درموردش ببینم، به راحتی شروع میکنم به تفسیر کردنش.
ولی بعضی از نمادها هستن که خیلی رایج، مجرد و نمادین هستن. مثلا انار، در ظاهر فقط یه میوهی قرمزه ولی در طول تاریخ و در داستان ها و فرهنگ های مختلف، معانی متنوعی براش تراشیدن. حالا وقتی توی خواب دیدمش باید چجوری تفسیرش کنم؟ آیا باید به همون حس اولیه و دانش قبلی خودم نسبت به نماد انار تکیه کنم یا برم تحقیق کنم که در فرهنگ عمومی چه معنایی داره؟ چرا باید ذهن من، منظورش از نشون دادن انار، تداعی معنایی باشه که قبلا اصلا درموردش مطالعه نکردم و چیزی ازش نمیدونم؟ مگه ذهن من به حافظه ی جمعی یا اینترنت وصله که زودتر از خودم بره و تحقیق کنه؟
برای درک بهتر موضوع، به قضیه ی به وجود اومدن اسامی فکر کنید. چرا آدمها به قرارداد مشترکی درمورد اصول پایه ی زبان های مختلف رسیدن؟ چرا تصمیم گرفتن روی پدیده های طبیعی، همچین عنوان هایی بذارن؟ این کلمات و این پدیده ها، چه احساسی رو درونشون زنده میکرد؟
بعضی از زبانشناس ها عقیده دارن که نگاه انسان به پدیده ای مثل زبان، بیشتر از ارادی بودن، نوعی ریشه های غریزی هم داره و دلیل الگوهای مشترک ساختار زبان های مختلف هم همینه.
یعنی آدما فقط چیزی مثل غذا خوردن یا تولید مثل رو به صورت غریزی نمیشناسن بلکه ممکنه درمورد پدیده های انتزاعی هم یک سری الگوهای مشترک رو به صورت ناخودآگاه دنبال کنیم و این ویژگی خاص هوش انسانی ما باشه.
شاید به همین دلیل هم هست که تعریفی که فرهنگ عمومی یا نویسنده ها و افراد خیالپرداز یا هنرمندا، از سمبل های مجردی مثل اعداد، میوه ها و رنگ ها ارائه دادن، بتونه در تفسیر خواب ما هم کاربرد داشته باشه، حتی اگر در سطح خودآگاه، درک روشنی از ماهیت و مفهوم اون سمبل بخصوص درک نکرده باشیم.
چیزی که پدیده ای فیزیکی مثل یک خوراکی رو تبدیل به نماد و مفهومی در فرهنگ عمومی میکنه، احساسی هست که میتونه در انسان زنده کنه. فقط بحث اینه که توان ما در تبدیل احساسات انتزاعی به داستان یا کلماتی قابل فهم و معنادار، میتونه متفاوت باشه.
هنرمندها به سبب خلاقیت زیاد، به شکل های مختلفی درمورد این احساسات صحبت میکنن. گویا که انسان، آینه ای از پدیده های ملموس و فیزیکی دنیاست اما هنرمندا، این تصاویر درون آینه رو ظاهر میکنن و اجازه میدن که ما در سطح خودآگاه، نسبت به این احساسات آگاه بشیم و حتی به صورت جمعی، درموردشون فکر کنیم و حرف بزنیم.