تعبیر خواب بادوم پفکی تند

تعبیر خواب رایگان| به قول استاد فقیدم، برای شاد شدن باید خودمونو بشناسیم و برای شاد موندن، باید چیزای زیادی درمورد دنیا یاد بگیریم.

چطور هر خوابی رو تعبیر کنیم؟

بادوم پفکی تند بادوم پفکی تند 26 اردیبهشت · بادوم پفکی تند ·

 

توی گرارش‌های که آدما از خواب‌هاشون می‌نویسن، به‌کرار میشه حس کرد که نمی‌تونن بسیاری از خواب‌ها یا نمادها و اتفاقات رو معنادار بدونن و درنظرشون اینا فقط ساخته‌ی ذهن یا تاثیر پذیرفته از شام سنگین یا دیدن یه فیلم یا سریاله.

خواب‌ها رو میشه کارکرد طبیعی ذهن درنظر گرفت اما این به هیچ‌ عنوان به معنی بی‌معنا بودنشون نیست. نه تنها خواب‌ها بلکه تصاویر ناخواسته‌ی بین خواب و بیداری هم میتونن به شکلی نمادین، تجسمی از احساسات و افکار ما باشن.

هر چیزی در دنیای خواب می‌تونه یک نماد باشه، نمادین‌تر از هر تابلوی نقاشی‌ای که ممکنه در واقعیت ببینید و درست مثل یک تابلو هم میشه یک خواب رو تفسیر کرد و ازش درس گرفت.

هر گزارش خواب، می‌تونه شامل تعداد بسیار زیادی نماد باشه، شما می‌تونید روی نمادهایی تمرکز کنید که براتون جالب‌تر و الهام‌بخش‌تر هستن. اگر اهل تحقیق و مطالعه باشید می‌تونید نمادهایی که براتون ناشناخته و مرموزتر هستن رو بررسی کنید و ببینید شما رو یاد چه درسی میندازن یا چطور می‌تونن الهام‌بخش شما برای حل یک مشکل باشن؛ با این وجود، تمرکز روی نمادهای رایج و شناخته شده هم به اندازه‌ی کافی راهگشا هست.

معمولا نمادهای یک خواب، در هماهنگی با هم ظاهر میشن و مثلا در یک خواب بسیار طولانی، پیغام غالب بر سکانس اول ممکنه فرق خاصی با پیغام غالب بر سکانس دوم نداشته باشه. به این ترتیب شما میتونید از بین چندین خواب یا یک خواب طولانی، دست به انتخاب بزنید و فقط یک بخش رو تعریف کنید.

برای درک مفهوم هر نماد، شاید بهتره بیش از پیش به نحوه‌ی بازنماییش در هنر و ادبیات توجه کنید و ببینید که در طول زمان، به چه شکل‌های مثبت و منفی‌ای مورد استفاده قرار گرفته. چیزی که لازمه درنظر بگیرید اینه که نمادها عموما به خودی خود نه مثبت هستن و نه منفی و حتی سمبلی مثل مار هم میتونه جنبه‌های مثبتی داشته باشه یا در داستان‌هایی به شکل مثبت ظاهر بشه و همچنین الهام بخش ما برای یادگیری مهارت‌های مفید و کاربردی باشه.

وقتی نمادها در موقعیت منفی یا به شکل منفی ظاهر میشن، معمولا اشاره به استفاده‌ی نابهنجار و منفی از ویژگی‌های خاص و منحصر به فرد اون نماد اشاره دارن. این یعنی ویژگی های مثبت و منفی یک نماد با هم در تضاد نیستن. به طور مثال درمورد سمبل مار، این موجود میتونه اشاره‌ی ویژه‌ای به مفهوم خونسردی داشته باشه. خونسردی به خودی خود نه ویژگی مثبتی به حساب میاد و نه منفی، صرفا بستگی داره در چه مسیری مورد استفاده قرار بگیره.

مار در حالت منفی می‌تونه اشاره به عصبانیت و عدم خونسردی یا بسته به موقعیت، درمورد عدم همدلی، بی تفاوتی و خونسردی افراطی اشاره داشته باشه.

توانایی‌هایی که در خواب تعلیم داده میشه، منبع قدرت هستن اما زمانی به رشد ما کمک میکنن که به شکل سالم به کار گرفته بشن. 
 

بعضی از مسائل اونقدر برای آدم معنی نمادین دارن که فورا با دیدنشون در خواب، میتونن فرد رو به استدلال خاص برسونن، حتی اگر نتونید پیامی برای خواب استخراج کنید. مثلا من همیشه از پسر خاله ام بیزارم و برام نماد یه آدم احمق و نون به نرخ روز خوره. اون یه نماد خیلی صریح درمورد چند ویژگی اخلاقی منفیه و اگر خوابی درموردش ببینم، به راحتی شروع میکنم به تفسیر کردنش.

ولی بعضی از نمادها هستن که خیلی رایج، مجرد و نمادین هستن. مثلا انار، در ظاهر فقط یه میوه‌ی قرمزه ولی در طول تاریخ و در داستان ها و فرهنگ های مختلف، معانی متنوعی براش تراشیدن. حالا وقتی توی خواب دیدمش باید چجوری تفسیرش کنم؟ آیا باید به همون حس اولیه و دانش قبلی خودم نسبت به نماد انار تکیه کنم یا برم تحقیق کنم که در فرهنگ عمومی چه معنایی داره؟ چرا باید ذهن من، منظورش از نشون دادن انار، تداعی معنایی باشه که قبلا اصلا درموردش مطالعه نکردم و چیزی ازش نمیدونم؟ مگه ذهن من به حافظه ی جمعی یا اینترنت وصله که زودتر از خودم بره و تحقیق کنه؟

برای درک بهتر موضوع، به قضیه ی به وجود اومدن اسامی فکر کنید. چرا آدمها به قرارداد مشترکی درمورد اصول پایه ی زبان های مختلف رسیدن؟ چرا تصمیم گرفتن روی پدیده های طبیعی، همچین عنوان هایی بذارن؟ این کلمات و این پدیده ها، چه احساسی رو درونشون زنده میکرد؟

بعضی از زبانشناس ها عقیده دارن که نگاه انسان به پدیده ای مثل زبان، بیشتر از ارادی بودن، نوعی ریشه های غریزی هم داره و دلیل الگوهای مشترک ساختار زبان های مختلف هم همینه. 
یعنی آدما فقط چیزی مثل غذا خوردن یا تولید مثل رو به صورت غریزی نمیشناسن بلکه ممکنه درمورد پدیده های انتزاعی هم یک سری الگوهای مشترک رو به صورت ناخودآگاه دنبال کنیم و این ویژگی خاص هوش انسانی ما باشه.

شاید به همین دلیل هم هست که تعریفی که فرهنگ عمومی یا نویسنده ها و افراد خیالپرداز یا هنرمندا، از سمبل های مجردی مثل اعداد، میوه ها و رنگ ها ارائه دادن، بتونه در تفسیر خواب ما هم کاربرد داشته باشه، حتی اگر در سطح خودآگاه، درک روشنی از ماهیت و مفهوم اون سمبل بخصوص درک نکرده باشیم.

چیزی که پدیده ای فیزیکی مثل یک خوراکی رو تبدیل به نماد و مفهومی در فرهنگ عمومی میکنه، احساسی هست که میتونه در انسان زنده کنه. فقط بحث اینه که توان ما در تبدیل احساسات انتزاعی به داستان یا کلماتی قابل فهم و معنادار، میتونه متفاوت باشه.

هنرمندها به سبب خلاقیت زیاد، به شکل های مختلفی درمورد این احساسات صحبت میکنن. گویا که انسان، آینه ای از پدیده های ملموس و فیزیکی دنیاست اما هنرمندا، این تصاویر درون آینه رو ظاهر میکنن و اجازه میدن که ما در سطح خودآگاه، نسبت به این احساسات آگاه بشیم و حتی به صورت جمعی، درموردشون فکر کنیم و حرف بزنیم.