سنگ های قیمتی جزو نمادهای کنجکاوکننده هستن و برای تفسیرشون لازمه به حسی که هر سنگ درونتون ایجاد میکنه یا تصویری که در فرهنگ عمومی دارن توجه کنید. 
سنگ های قیمتی به طور کلی، معمولا نماد استعدادی هستن که در طول زمان و با زحمت زیادی پرورش پیدا کرده و لازمه ازش به خوبی استفاده کرد. 
سنگ فیروزه چند ویژگی منحصر به فرد داره که میشه ازشون برای تفسیر خوابی درمورد این سنگ استفاده کرد. رنگ فیروزه از آبی آسمانی تا سبز مایل به آبی متغیر هست. این رنگ معمولا مرتبط با حس کاریزما، قدرت کلام و ارتباط و حتی بعضا به مهارت مدیریت اندوه و ناراحتی های روانی اشاره داره. آبی خالص، کمیاب ترین و ارزشمندترین نوع فیروزه است و این طیف رنگی طبیعی در هیچ سنگ دیگه ای به همین کیفیت تکرار نمیشه. سنگ فیروزه ی آبی در خواب میتونه به پتانسیل شما برای نشون دادن همدلی و درک انسان ها و توانایی ارتباط گرفتن با درونیاتشون اشاره داشته باشه. 
خیلی از فیروزه ها رگه هایی تیره یا قهوه ای دارن که به شکل طرح های شبکه ای روی سنگ دیده میشن. این رگه ها ناشی از سنگ مادر هستن و برای بعضی ها جذابیت خاصی دارن. پس اگر در دنیای خواب سنگ فیروزه ای رگه دار دیدید و بهش علاقه ی زیادی داشتید، میتونه تصویری از مهارت روانی شما برای ایجاد نوعی شبکه ی ارتباطی معنادار، پیچیده و مفید در جامعه باشه. ارتباط گرفتن با دیگران ممکنه در ظاهر ساده باشه اما سود بردن از ارتباط و معنا دادن بهش، شکل های مختلفی داره. 
فیروزه ی طبیعی نسبت به چربی، عطر، شوینده و حتی آفتاب حساسه و رنگش ممکنه کدر بشه. این حساسیت، نشونه ی طبیعی بودنش هست. این نوع حساسیت، میتونه تصویری از حساسیت نوع ارتباطی باشه که قادر به ایجادش هستید. سنگ فیروزه و رنگش، خیلی شبیه به نوع ارتباطی هست که یه فرد همدل، مشاور یا روانشناس با جامعه میگیره و چنانچه این ارتباط ها بخواد خوب پیش بره، لازمه ازش مراقبت زیادی بشه. یک ارتباط مشاوره گونه، هرچند میتونه تاثیر قدرتمندی داشته باشه اما در عین حال خیلی هم آسیب پذیر هست و این وظیفه ی شماست که از کیفیت چنین ارتباطی مراقبت کنید تا بتونه به نتیجه ی مورد انتظار برسه. 
شاید شما در واقعیت یک روانشناس نباشید اما خوابی با موضوع سنگ فیروزه، میتونه به مهارت شما برای همصحبت و همدل شدن با دیگران اشاره داشته باشه که اگر ازش به خوبی استفاده کنید، میتونه برای شما منافعی رو به دنبال داشته باشه. 
فیروزه از فسفات مس و آلومینیوم تشکیل شده و وجود مس هست که رنگ آبی رو درست میکنه. هر چه مقدار مس بیشتر باشه، آبی فیروزه هم خالص تره. تضاد رنگ مسی با آبی، در طبیعت یک ویژگی جالبه که میشه اون رو به پیوند خاصی که ممکنه بین حس رنگ سرخ و مسی و رنگ آبی ایجاد میشه تشبیه کرد. رنگ سرخ و مسی، بیش از پیش یادآور خون و تعلقه. رنگ آبی روشن به بیان، کلام و احساس همدلی و درک درد و اندوه ارتباط داره. سنگ فیروزه بیش از پیش یادآور ویژگی های یک فرده که میتونه به دیگران یا خودش، به لحاظ روانی کمک و همدلی برسونه و این قدرت رو درون خودش تقویت کرده. کمک به انسان ها نیازمند داشتن دانش درمورد ذهن و مشکلات انسانیه و صرف خواستن، باعث نمیشه که یک فرد بتونه به لحاظ روانی، به دیگران کمک چشمگیری برسونه. 
خوابی با موضوع سنگ فیروزه میتونه یادآور دانش و تجربه ی شما در شناخت انسان ها و پتانسیلی باشه که برای کمک بهشون دارید. 
در ادبیات و هنر، فیروزه معمولا بارهای معنایی متنوعی داشته. گاهی مثبت و مقدس و گاهی رمز آلود یا حتی تصویری از ناپایداری و سیالیت هست. 
رنگ آبی فیروزه غالبا تصویری از آسمان، آرامش و جهان غیر مادیه. در شعر فارسی، توصیف چشم، آسمان یا فضای غیر مادی، گاها با اشاره به رنگ فیروزه انجام میشه. گویا این رنگ مقدمه ی ورود به ذهن شهودی و درک مفاهیم انتزاعیه و بعد از اون طیفی از رنگ های سرد رو داریم تا به طیف بنفش برسه. 
رنگ شفاف و آروم این سنگ، در شعر و نگارگری نماد صداقت و شفابخشی به کار گرفته شده. اما یکی از نمادهای منفی که در شعر دیده میشه، اشاره به رنگ باختن فیروزه است. چون فیروزه ی طبیعی با نور کدر میشه، بعضی از شاعران اون رو نماد زیبایی حساس و زودگذر دونستن اما بالاتر گفته شد که این ویژگی میتونه صرفا تصویری از حساسیت و نیاز به مراقبت بیشتر از یک ارتباط روانشناختی باشه که سطح آسیب پذیری بالایی داره. این ضعف به خودی خود نمیتونه تصویری از بی فایده بودن ارتباط باشه. 
یعنی فیروزه میتونه نماد چیزی باشه که نیاز به مراقبت داره؛ یعنی زیبایی ای که اگر مراقبت نشه، فاسد یا بی ارزش میشه. 
به عنوان یک توضیح اضافه، بهتره بدونید که فیروزه بعضا استعاره ای از کمیابی و حسرت بوده و در بعضی از متون، فیروزه نماد آرزوهای دست نیافتنی یا زیبایی هایی هست که نصیب هر کسی نمیشه. اگر به لحاظ روانشناختی به ویژگی های فیروزه نگاه کنیم، حقیقتا افرادی که بتونن انسان ها رو درک کنن و ارتباط معناداری رو باهاشون برقرار کنن و البته با صحبت های خودشون مسیری از شفا رو ایجاد کنن، موجوداتی کمیاب و زیبا و با ارزشن. 
شاید بشه گفت مهم ترین ویژگی سنگ فیروزه اینه که هر قطعه اش میتونه چهره ی بسیار متفاوتی داشته باشه و حس یک اثر هنری مستقل رو تداعی کنه. این ویژگی لزوما در سنگ های کریستالی دیده نمیشه. 
فیروزه با وجود مات بودن، به عنوان یک آبستره ی طبیعی، به محبوبیت زیادی رسیده و بیشتر هم مورد علاقه ی فرهنگ های باورمند به مفاهیم انتزاعی قرار گرفته. 
فرهنگ هایی که به نمادگرایی، مفاهیم روحی و زیبایی های غیر مستقیم اهمیت میدن، احتمالا بیشتر جذب فیروزه میشن چون فیروزه به جای نمایش صریح یک تصویر، حس و حال، عمق و یک داستان بصری منحصر به فرد رو منتقل میکنه. این با درک هنر آبستره که بر اساس تفسیر و احساس بیننده بنا شده، همخوانی داره. 
ظاهر شدن این سنگ در خواب هم میتونه تصویری از باورهای انتزاعی فرد باشه که قدرتشون رو دست کم گرفته. اگر چنین خوابی اتمسفر منفی داره یا سنگ فیروزه دچار مشکل شده، می تونه به مشکلی در باورهای فرد اشاره داشته باشه که تا حد زیادی متوجهش شده و باید درموردش هوشیارتر باشه. 
بعضی از افکار ما شاید جنبه ی ظاهری محسوسی پیدا نکنن اما وجودشون می تونه تاثیر غیر مستقیم روی تصمیمات مهم زندگی ما داشته باشه. گاها لازمه این افکار، مورد بازنگری قرار بگیرن و بخش های نابهنجارش از بین بره. 
همونطور که فیروزه با وجود ظاهر مات و گاهی نامنظمش، زیبایی و ارزش درونی داره و مفاهیم انتزاعی رو منتقل میکنه، باورهای درونی ما هم ممکنه همیشه قابل مشاهده یا بیان مستقیم نباشن اما قدرت تاثیرگذاری زیادی دارن. دیدن فیروزه در خواب میتونه یادآوری همین قدرت درونی باشه که شاید فرد اون رو دست کم گرفته. 
اگر سنگ در خواب، حالتی ناخوش آیند یا آسیب دیده داشته باشه، می تونه نشونه ی این باشه که اون باورهای انتزاعی یا درونی، دچار چالش شدن یا در مسیر نادرستی قرار گرفتن. این میتونه هشداری باشه که فرد باید به این بخش های ناخودآگاه یا نیمه ناخودآگاه وجودش بیشتر توجه کنه. 
افکاری که شاید ما اون ها رو ظاهری یا بی اهمیت بدونیم، می تونن مثل ریشه های نامرئی، مسیر تصمیم گیری های بزرگ ما رو تحت تاثیر قرار بدن. گاهی یک باور نادرست یا یک پیش فرض ناخودآگاه میتونه ما رو به سمت انتخاب های نامناسب سوق بده، بدون اینکه دلیل اصلیش رو درک کنیم. خواب در این حالت یک دعوت به خودآگاهی و خودشناسیه. یعنی فرصتی برای بررسی اون باورهای درونی، سنجش اعتبارشون و حذف یا اصلاح بخش هایی که دیگه سازنده نیستن یا حتی مضر هستن.