مهارت های روانی، بخش هشتم: خلق تجربه
8 فروردین · · خواندن 2 دقیقه
این کلمه شاید بیشتر بین افرادی شناخته شده باشه که تو کار تجارت هستن و دوست دارن کسب و کارهای خلاقانه درست کنن، اما خلق تجربه، صرفا زمینه های تجاری رو شامل نمیشه و اشاره به زمانی داره که یک فرد انتخاب میکنه که یه تجربه ی خاص رو برای دیگران خلق کنه و در این باره، هدف روشنی رو دنبال میکنه.
وقتی یه بچه سعی میکنه با هدف خوشحال کردن والدینش غذا درست کنه، اون درواقع از این مهارت روانی استفاده میکنه و به این درک رسیده که تلاش برای درست کردن غذا، میتونه به دریافت تحسین یا عشق منجر بشه. اما خلق تجربه، همیشه ساده نیست و بسته به هدفی که سعی دارید بهش برسید، گاها نیاز به حساب و کتاب های بیشتری داره.
درواقع چالش اساسی مرتبط با این مهارت اینه که چطور دیگران رو اونطور که میخوایم تحت تاثیر قرار بدیم؟ و محدودیت پیش رو، کارهایی هست که به طور بالقوه، قادر به انجام دادنش هستید.
مشکل اینه که آدما خیلی وقتا نمی دونن که اصلا میخوان چه تجربه ای رو برای خودشون یا دیگران خلق کنن و از توانایی هاشون آگاه نیستن و این حس بلاتکلیفی و نداشتن نقش مفید، میتونه براشون آزار دهنده باشه، مخصوصا اگر ذهنی خلاق و پر از ایده داشته باشن.
خلق یک تجربه ی خوب، همیشه به این مرتبط نیست که بهترین چیزها رو انتخاب کنیم؛ درک اینکه چه انتخابی مخرب یا کم کیفیته، گاها سخت تره. وقتی به دنیای اطرافمون نگاه می کنیم با طیف وسیعی از خوراکی های فکری رو به رو میشیم که میتونن حسابی ذهن ما رو سرگرم و تغذیه کنن. درک اینکه کدوم یکی از این خوراکی ها برای ما مناسب هستن و ضرری هم برای سلامت ذهنمون ندارن، کار آسونی نیست، بخصوص وقتی در جامعه ای باشی که نابهنجاری های زیادی داره.
وقتی نسبت به کیفیت یک تجربه ی خاص، حساسیت نداشته باشیم، میشه انتظار داشت که افرادی که به مراتب باهوش و فعال تر هستن و البته لزوما خیرخواه ما هم نیستن، ذهن ما رو اونطور که می خوان برنامه ریزی کنن.
از نشانه های تجربه ی نابهنجاری های مرتبط با مهارت خلق تجربه، دیدن خواب هایی درمورد مشکل و مانع در خرید چیزایی هست که بهشون علاقه دارید یا بهشون نیاز دارید. مثلا خواب ببینید که دوست دارید از خونه بیرون برید و چیزهای جدید بخرید ولی یا یهو شب میشه یا احساس ناامنی میکنید، یا پول کافی ندارید. در این حالت، لازمه درک عمیق تری نسبت اینکه واقعا میخواید چه تجربه ای رو برای خودتون یا دیگران خلق کنید، به دست بیارید و در صورت نیاز، خودتون رو تقویت کنید. گاها مشکل اساسی اینه که ما سردرگمیم و نمی دونیم که چه کاری از دستمون بر میاد یا به چی نیاز داریم.
برای خلق تجربه، لزوما نیازی نیست که سراغ یک ایدهی فوق العاده بکر رفت و میشه از چیزای معمول شروع کرد. داشتن یک نگاه انتقادی به جامعه و تلاش برای درک نیاز آدم ها، میتونه کمک دهنده باشه.