مهارتهای روانی، بخش شانزدهم: باور
9 فروردین · · خواندن 2 دقیقه
درک مفهوم باور، چیزی فراتر از کاربردهای رایج این کلمه است و باور در روانشناسی، لزوما چیزی نیست که ریشه های ماورایی داره. مثلا باوری که درمورد دانشگاه و درس خوندن دارید، تا حد زیادی تعیین کنندهی نحوهی تلاش شما برای ادامه تحصیل یا رو به رو شدن با وضعیت شکست تحصیلی هست. یک باور بهنجار، باوری هست که در هر شرایطی بتونه از بقای فرد مراقبت کنه و سبب رشدش بشه.
در جریان ایجاد باور، ما یک سری باید و نباید و انتظارات و توصیفات ثابت رو درمورد یک پدیده میپذیریم و با تکیه به این گزارهها، با پدیدهی مورد نظر کار میکنیم. به همین ترتیب، باورها میتونن قدرتها و تاثیرات متفاوتی داشته باشن.
باور، لزوما یک سیستم نوشته شده نیست بلکه درمورد یک مفهوم انتزاعی صحبت میکنه که میتونه سایه ی سنگینی روی زندگی ما داشته باشه. باور در سطح پیشرفته، قابل تعلیمه؛ بعضا برای ادراک و تعلیمش لازمه از کلمات سنجیده ای استفاده بشه. نوع باور میتونه استدلال ما درمورد یک آیندهی احتمالی رو تحت تاثیر قرار بده و روی کیفیت آنالیزمون تاثیر بذاره. سیستم های باوری، روی قضاوت ما درمورد احساساتی که دیگران تجربه میکنن تاثیر جدی میذاره و ما براساس سیستمهای باوری خودمون میتونیم تجارب مختلفی رو برای دیگران تدارک ببینیم. طبیعتا یه سیستم باور اشتباه یا نابهنجار باعث میشه تا تجارب بدی رو برای دیگران خلق کنیم.
سیستم های باور پیچیده می تونن به حدی روی ما تاثیر بذارن که بابتشون مبارزه کنیم. قطعا یه سیستم باور اشتباه میتونه باعث بشه که توان مبارزهی زیادی رو توی مسیر اشتباهی صرف کنیم.
باور ما میتونه روی نوع خوشبینی ما تاثیر بذاره و یه سیستم باور ویروسی میتونه باعث بشه که چیزهایی رو خوشبینانه نگاه کنیم و بپذیریم که اتفاقا برامون اصلا هم خوب نیستن.
باورها وجوه پنهان و سمبلیک زیادی دارن و بخش زیادی از ماهیت خودشون رو از طریق اونچه که به زبون نمیاریم افشا میکنن. میشه انتظار داشت که باور به یک سیستم اشتباه، باعث بشه تا عمدا اونچه که قابل بیانه و گفتنش میتونه از مناقشات زیادی جلوگیری کنه در لفافه بیان بشه یا پشت پرده پنهان بشه. مثل خیلی از مسائلی که فرقه ها علاقه ای ندارن درموردش سوال بشه و مریدای خودشونو از این کار منع میکنن؛ با اینکه پرسش های مهمی هستن و روی امنیت روانی و کیفیت زندگی مریدانشون تاثیر زیادی میذاره.
پیگیری یک باور اشتباه، بعضا میتونه وجههی اجتماعی ما رو تحت تاثیر قرار بده و در طولانی مدت، بر علیه منافع فرد کار کنه.
درنهایت میشه گفت که یک سیستم باوری اشتباه میتونه درون ما نوعی اشتیاق کاذب درست کنه و همچنین اشتیاق ما نسبت به اونچه که سالم و مناسب هست رو عمدا کور کنه، مثل شیوههای ریاضت طلبانهی بی مورد فرقه ای که صرفا باعث ایجاد آسیب روانی و خراب شدن تجربه ی آدمها از زندگی میشه.
باورها به خودی خود، نه مثبت هستن و نه منفی. با انتخاب یا طراحی باورهای مناسب میشه قدرت روانی رو تا حد زیادی افزایش داد و اهداف سختی رو به نتیجه رسوند.