ساینتولوژی به عنوان بنگاه کسب شهرت در هالیوود
10 اردیبهشت · · خواندن 14 دقیقه
ساینتولوژی همیشه حواشی خاص خودش رو داشته و عمدتا یا خیلی تاریخ و اسرارآمیز جلوه داده میشه یا اغلب سعی میشه تا با بی تفاوتی کنار گذاشته بشه و وجودش انکار بشه چون اصولا محفلی برای آدم های عادی نیست و سودش به شخصیت های سرشناس و قدرتمند میرسه.
تام کروز به عنوان چهره ی اصلی این فرقه شناخته شده و تا امروز، سه بار ازدواج کرده که آخرینش با کیتی هولمز بوده و در نهایت بابت حواشی همین فرقه هم جدا شدن و کیتی به تام کروز، اجازه ی دیدن بچه شون رو نداد.

تمام همسرای تام کروز هم عضو این فرقه بودن و دقیقا همسر اول تام یعنی میمی راجرز بود که اونو با این فرقه آشنا کرد اما ازدواجشون چندان دوام نیاورد.
کیتی هولمز بیش از پیش بابت ازدواج پر حاشیه اش با تام کروز شناخته میشه و طلاقشون از جانب کیتی، به این صورت توصیف شده که کیتی نگران بود که دخترشون سوری کروز، تحت تاثیر آموزه های ساینتولوژی بزرگ بشه.
تام یکی از چهره های برجسته ی این مذهب هست ولی کیتی ترجیح میداد سوری در فضای معمولی تری رشد کنه.
گزارش هایی هم منتشر شد که کیتی احساس میکرد زندگیش تحت کنترل شدید قرار گرفته و این شامل کنترل شدن برنامه های روزانه و ارتباطات شخصیش بود و کیتی دوست داشت استقلال بیشتری برای خودش و دخترش ایجاد کنه.
کیتی طلاق رو به صورت ناگهانی و بدون اطلاع قبلی به تام اعلام کرد و حتی گفته میشه که وکلای طلاق رو از قبل آماده کرده بود تا بتونه حضانت سوری رو به طور کامل بگیره.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
درواقع رفتار کیتی، نوعی اعتراض غیر مستقیم به فضای اطراف تام کروز هم بود و به نوبه ی خودش حواشی جدیدی رو برای این فرقه درست کرد.
ما همه میدونیم که یه دست پشت پرده ای وجود داره و میتونه ساختار غیر اخلاقی یا سودجویی باشه ولی واقعا چه کاری از دستمون برمیاد؟ تام کروز محبوبه و هربار هم فیلم جدیدی بازی میکنه حسابی فروش میره. آدما اهمیتی به این حواشی نمیدن و چیزی که اون نیاز داره رو به واسطه ی طرفداری ازش و خرید بلیط فیلماش تامین میکنن.
کیتی هولمز بعد از جدایی از تام کروز در سال 2012 هیچ وقت به طور مستقیم و علنی، ساینتولوژی رو نقد نکرده ولی بعد از طلاق، تمام ارتباطش با ساینتولوژی رو قطع کرد و حتی گفته میشه که تیم حقوقیش رو طوری انتخاب کرد که هیچ کدوم وابسته به ساینتولوژی نباشن.
در دنیای ساینتولوژی، انتقاد علنی میتونه پیامدهای سنگینی داشته باشه و خودش رو در قطع ارتباط با اعضای خانواده، فشار رسانه ای و حتی پیگرد قانونی نشون بده. خیلی از اعضای سابق این فرقه مثل لیا رمینی، بعدها افشاگری کردن و گفتن که ساینتولوژی با منتقداش مثل دشمنان داخلی برخورد میکنه.
این فرقه به حدی قدرت داره که عملا برخورد قانونی باهاش ساده نیست و در کشورهایی مثل آمریکا، استرالیا، آفریقای جنوبی، هند، مکزیک، نیوزیلند، پرتغال، سوئیس، تایوان و چند کشور دیگه به عنوان مذهب ثبت شده و از حمایت های قانونی برخورداره.
این یعنی هر نوع محدودسازی یا ممنوعیت، میتونه به عنوان نقص آزادی مذهبی تلقی بشه.
کلیسای ساینتولوژی به شدت از خودش دفاع میکنه و از قوانین کپی رایت، محرمانگی، و شکایت های حقوقی از منتقدین، تونسته تا حد زیادی جریان اصلی رسانه رو برای خودش امن نگه داره.

خیلی از افشاگرها مثل لیا رمینی یا حتی اعضای سابق، با تهدیدهای حقوقی و فشارهای روانی رو به رو شدن.
افرادی مثل تام کروز، جان تراولتا، ویل اسمیت، کریستی آلی از طرفداراهای مشهور این فرقه هستن و نه فقط باعث مشروعیت رسانه ای میشن بلکه جلوی افشاگری های گسترده تر رو هم میگیرن.
در کشورهایی مثل فرانسه، آلمان و بلژیک، ساینتولوژی به عنوان فرقه شناخته شده و فعالیت تبلیغاتی برای این گروه ممنوعه و در سوئیس هم به عنوان مذهب قبول نشده و کارکردش رو تجاری دونستن.
ساینتولوژی درواقع شکل مذهبی و فرقه ای آژانس های کسب شهرت و ثروت هالیوودی به حساب میاد و قوانین و محدودیت های خاص خودش رو داره اما اینکه یه عده حاضرن ازش پیری کنن و در خدمتش باشن، یعنی ازش راضی هستن و میخوان از منافعش بهره ببرن.
ساینتولوژی صرفا یک ساختار مذهبی نیست و به نوعی تبدیل به ابزار کسب ثروت، شهرت و کنترل رسانه ای شده؛ این اتفاق بخصوص در امریکا و بین چهره های مشهور در حال اتفاق افتادنه. این فرقه از ابتدا به دست ال ران هابارد، نویسنده ی داستان های علمی تخیلی، طراحی شد تا هم آموزه های معنوی ارائه بده و هم ساختاری برای درآمدزایی و نفوذ اجتماعی داشته باشه.
اعضا باید برای هر مرحله ی معنوی، دوره های آموزشی و جلسات پاکسازی پول پرداخت کنن و این هزینه ها گاهی به صدها هزار دلار میرسه. یعنی رشد معنوی در این فرقه، عملا به خریدن جایگاه تبدیل شده.
افرادی مثل تام کروز، جان تراولتا و کریستی آلی صرفا عضو فعال نیستن و تبدیل به نماد و چهره های رسانه ای این فرقه شدن.

این باعث میشه که فرقه بتونه خودش رو به عنوان راهی برای رسیدن به شهرت و قدرت جا بزنه. وقتی یه ستاره ی سینما عضو ساینتولوژی باشه، طرفدارهاش ممکنه جذب بشن و این باعث گسترش شبکه ی درآمدی و نفوذ اجتماعی فرقه میشه.
ساینتولوژی مثل یک شرکت عمل میکنه و با شعبه های متعدد، برندهای خاص و تیم های حقوقی خاص برای محافظت از تصویر عمومی خودش تلاش میکنه.
ازجمله نهادها و برندهای وابسته به ساینتولوژی میشه به RTC یا مرکز کنترل معنوی و حقوقی ساینتولوژی اشاره کرد که مالک حقوق معنوی و علائم تجاری فرقه است. CSI نهاد مرکزی کلیسا که فعالیت های جهانی رو مدیریت میکنه. Celebrity Centers شعبه های مخصوص چهره های مشهور، مثل مرکز لس آنجلس به حساب میاد که تام کروز و جان تراولتا ازش استفاده میکنن.
Narconon برنامه ی ترک اعتیاد وابسته به ساینتولوژی هست که با روش های خاص خودش عمل میکنه و درظاهر یک برند درمانی به حساب میاد اما عملا بخشی از ساختار فرقه است.
Applied Scholastics برند آموزشی این فرقه است که روش های یادگیری ساینتولوژی رو در مدارس و موسسات آموزشی ترویج میده. WISE شبکه ای از شرکت ها و کسب و کارهایی هست که از اصول مدیریتی ساینتولوژی استفاده میکنن.
همچنین این فرقه یک نهاد تبلیغاتی با محوریت کتابچه ای از اصول اخلاقی ساینتولوژی داره که بعضا در کمپین های عمومی ظاهر میشن.
این برندها و نهادها باعث میشن که ساینتولوژی بتونه وارد حوزه های درمان، آموزش و کسب و کار بشه و تصویر خودش رو به عنوان مذهب کاربردی جا بزنه و از روش های غیر مستقیم، اعضای جدیدی جذب کنه.
همچنین این نهاد ها سبب درآمدزایی گسترده ای میشن درحالیکه مستقیما به عنوان فرقه، خودنمایی نمیکنن.
اینکه ساینتولوژی چطور تونسته وارد مدارس بشه هم جالب توجهه. این کار معمولا از طریق نهادهای وابسته مثل Applied Scholastic یا Narconon اتفاق میوفته که ظاهر آموزشی و درمانی دارن اما درواقع آموزه های ساینتولوژی رو منتقل میکنن.
مدارس آمریکایی به خاطر ساختار غیرمتمرکز و ایالتی و همچنین با درنظر گرفتن مدارس خصوصی و چارتر با آزادی بیشتر و کمبود نظارت مرکزی روی محتوای آموزشی، راه های ورود کاملا مشروعی برای آموزه های ساینتولوژی دارن.
آموزش در آمریکا، تحت کنترل دولت های ایالتی و هیئت های آموزشی محلیه و لزوما یک نهاد ملی واحد نیست. یعنی هر ایالت، هر منطقه و حتی هر مدرسه میتونه برنامه ی درسی خاص خودش رو داشته باشه.
مدارس خصوصی و چارتر، آزادی زیادی در انتخاب محتوای آموزشی دارن و نهادهای وابسته به ساینتولوژی گاهی وارد میشن و برنامه هایی مثل روش های یادگیری هابارد یا اخلاق کاربردی رو ارائه میدن.
Applied Scholastic در بعضی از مدارس به عنوان روش یادگیری معرفی شده ولی درواقع براساس آموزه های ال هابارد طراحی شده یا Narconon به عنوان برنامه ی ترک اعتیاد وارد مدارس میشه ولی روش هاش علمی نیستن و ریشه در ساینتولوژی دارن.
در امریکا چون آموزش حالت ایالتی داره، فرقه ها میتونن از شکاف های قانونی و آزادی های محلی استفاده کنن تا وارد سیستم بشن.

هابارد ادعا میکرد که هر فرد در مسیر یادگیری با سه مانع اصلی رو به رو میشه. 1-عدم وجود شیء واقعی؛ یعنی اگر درباره ی موتور یادمیگیری ولی هیچ موتوری ندیدی، یادگیری ناقصه. 2-کلمه ای که درک نشده؛ یعنی اگر معنای دقیق یک واژه رو ندونی، کل مطلب برات گنگ میشه. 3-پیش روی بیش از حد سریع، یعنی اگر بدون فهم کامل مرحله ی قبلی، بری سراغ مرحله ی بعد، دچار سردرگمی میشی.
این جمله ها درظاهر منطقی به نظر میان ولی درعمل به عنوان ابزار کنترل ذهنی استفاده میشن تا فرد همیشه وابسته به سیستم آموزشی فرقه باقی بمونه.
در این روش ها، یادگیری فقط انتقال اطلاعات نیست بلکه باید ذهن فرد از موانع روانی پاک بشه. این مفهوم از آموزه های دیانتیک میاد که هابارد اون رو شفای روحی از طریق تاثیر روح بر جسم معرفی کرده.
هابارد ذهن انسان رو به دو بخش تقسیم میکرد، یکی ذهن تحلیلگر و ذهن واکنشی. ذهن تحلیلگر، منطقی، آگاه و قابل اعتماده اما ذهن واکنشی، پر از خاطره های دردناک و واکنش های غیر منطقیه.
در آموزش، هدف اینه که ذهن واکنشی و خاموش کنیم تا فرد بتونه بهتر یاد بگیره که در عمل میتونه باعث حذف انتقاد، شک و تفکر مستقل بشه.
این روش ها خطرناک تلقی میشن چون درظاهر، روش های یادگیری هستن اما درباطن، ابزار کنترل ذهن به حساب میان و به جای تقویت تفکر انتقادی، وابستگی به سیستم فرقه رو ایجاد میکنن. در بعضی از مدارس خصوصی یا مراکز ترک اعتیاد، بدون افشای ارتباط با ساینتولوژی، عملا این آموزه ها در حال اجرا شدن هستن.
تام کروز خودش رو نه به عنوان مبلغ ساینتولوژی بلکه به عنوان ستاره ی اکشن بی بدل معرفی کرده و مردم بیشتر با تصویر سینماییش ارتباط میگیرن و چندان کاری به باورهای شخصیش ندارن، یعنی ماموریت غیر ممکن، عملا مهم تر از فرقه ی ساینتولوژی هست.
خیلی ها میگن من فیلمهاشو دوست دارم ولی با عقایدش کاری ندارم و این تفکیک باعث میشه تماشای فیلم، درنظرشون نوعی حمایت از این فرقه نباشه.
ساینتولوژی هنوز برای خیلیها ناشناخته و مبهمه و ازونجایی که تام کروز در فیلمها به طور مستقیم تبلیغ فرقه رو نمیکنه، مخاطب عادی ممکنه اصلا متوجه ارتباطش نشه.
ولی در سال 2008، انتشار ویدیوی تبلیغاتی ساینتولوژی با حضور تام کروز باعث شد گروه Anonymous پروژه ی اعتراضی بزرگی رو راه بندازه و حتی کار به اعتراض خیابونی بکشه و سعی کنن ساختار فرقه رو افشا کنن.
ازجمله افشاگریهاشون این بود که کلیسای ساینتولوژی سعی کرده ویدئوی مصاحبه ی تام کروز رو از یوتیوب حذف کنه و این باعث شد Anonymous وارد عمل بشه چون عقیده داشتن این نوعی سانسور هست و ربطی به محافظت معنوی نداره، هرچند این کار باعث شد که ویدیوی مذکور خیلی بیشتر هم دیده بشه و نمیشه به مبارزه ربطش داد.
حملات دیداس به وب سایت های رسمی کلیسا، ارسال فکس های سیاه و مزاحمت های تلفنی و اختلال در سیستم های ارتباطی و تبلیغاتی کلیسا، ازجمله اتفاقاتی بودن که در اون بازه ی زمانی رسانه ای شدن.
گروه مذکور، با انتشار اسناد و شعادت های اعضای سابق نشون داد که ساینتولوژی بیشتر شبیه یه شرکت با ساختار سلسله مراتبی و درآمدزایی هست و چندان هدف معنوی خاصی نداره. اونا تلاش کردن اداره ی مالیات آمریکا رو متقاعد کنن که ساختار مالی ساینتولوژی رو بررسی کنن چون عقیده داشتن سواستفاده های مالیاتی در جریانه.
از اینجا هست که مطلب وارد حدسیات سیاسی میشه.
گفته میشه که کلیسای ساینتولوژی سعی کرد مصاحبه ی تام کروز رو از یوتیوب حذف کنه چون اون ویدیو، برخلاف ظاهر تبلیغاتیش، بیش از حد افشاگرانه و عجیب بود و باعث شد خیلی ها برای اولین بار با لحن واقعی فرقه مواجه بشن.
در ژانویه 2008، کلیسا خودش ویدیویی منتشر کرد که تام کروز در جریانش با شور و حرارت درباره ی ساینتولوژی حرف میزد. اما لحنش به قدری افراطی، پرادعا و شبه ماورایی بود که حتی طرفدارهاش هم جا خوردن. مثلا میگفت: ما تنها افرادی هستیم که میتونیم به مردم کمک کنیم، ما تنها آدمایی هستیم که واقعا میفهمیم.
این جمله ها باعث شد خیلی ها ساینتولوژی رو نه صرفا فرقه بلکه خودبزرگبین و خطرناک بدونن.
کلیسا تصمیم گرفت ویدیو رو حذف کنه چون به جای تبلیغ، شد یه دلیل برای ترس و تمسخر، هرچند شاید صرفا این کار رو کرد که تبلیغ مذکور، بیشتر دیده بشه و کنجکاوی بقیه رو بیدار کنه.
رسانه ها و کاربرا شروع کردن به بازنشر، نقد و ساختن نسخه های طنز ویدیو و کلیسا تلاش کرد با استناد به قوانین کپی رایت، ویدیو رو از یوتیوب حذف کنه.
ازجمله حرفای جالب دیگه ای که تام کروز توی این ویدیو زد این بود که "وقتی ساینتولوژیست هستی، باید کاری انجام بدی. نمیتونی فقط بشینی و نگاه کنی. " "ما نمیتونیم تصادف ماشین رو ببینیم و بدونیم که باید کمک کنیم، چون ما تنها افرادی هستیم که میتونیم واقعا کمک کنیم."
موسیقی فیلم ماموریت غیرممکن هم در پس زمینه پخش میشد که باعث شد ویدیو بیشتر شبیه تبلیغ فیلم اکشن باشه.
تام کروز خیلی با شور و هیجان حرف زد و گاهی با خنده های عصبی یا نگاه خیره به دوربین، به فریکی بودن ویدیو اضافه کرد.
ساینتولوژی به طور رسمی، خودش رو غیر وابسته به سیاست معرفی میکنه ولی درعمل، ردپای تعاملاتش با قدرت سیاسی، کاملا قابل ردیابی هست. شاید این کار به شکل حمایت علنی از یک جناح خاص نباشه ولی نفوذ و لابی گری، سرجای خودش هست.
این فرقه تونست در سال 1993، معافیت مالیاتی رو از دولت آمریکا بگیره. بعد از سالها درگیری حقوقی، کلیسا تونست از سازمان مالیات آمریکا، معافیت مذهبی بگیره و این تصمیم، نتیجه ی فشارهای حقوقی، لابی گری و حتی کمپین های رسانه ای بود و خیلی ها گفتن که این معافیت، نماد نفوذ فرقه در ساختار سیاسیه.
ساینتولوژی هیچوقت به طور رسمی از حزب دموکرات یا جمهوری خواه حمایت نکرده، ولی چهره هایی مثل تام کروز یا جان تراولتا که عضو فرقه هستن، در پروژه های سینمایی با حمایت های غیرمستقیم رو به رو شدن.
در آمریکا، ساینتولوژی بارها از قانون آزادی مذهب برای جلوگیری از پیگرد قانونی استفاده کرده و مشخصا فرقه به جای ورود مستقیم به جناح بندی سیاسی، از ساختارهای قانونی برای بقا و گسترش قدرتش استفاده میکنه.
در کشورهایی مثل فرانسه، آلمان و بلژیک، ساینتولوژی به عنوان فرقه شناخته شده و فعالیتش محدوده. در این کشورها، فرقه سعی کرد با فشارهای حقوقی و رسانه ای، تصمیمات سیاسی رو تحت تاثیر قرار بده ولی به موفقیت مدنظرش نرسید.
دولت آمریکا در دهه ی 90، بیشترین مزیت رو برای این فرقه داشت یعنی دوره ی ریاست جمهوری بیل کلینتون از حزب دموکرات در سال 1993، به کلیسای ساینتولوژی وضعیت معافیت مالیاتی مذهبی داد و این مزیت فوق العاده ای برای یک فرقه با گردش مالی بالا هست.
در دوره ی دولت دموکرات کلینتون، ساینتولوژی موفق شد بزرگترین پیروزی حقوقی خودش رو کسب کنه و این معافیت مالیاتی باعث شد فرقه بتونه درآمدزایی قابل توجه تر و آزادی بیشتری داشته باشه.
ال ران هابارد بعد از تاسیس فرقه در سال 1952، وارد یک سفر دریایی شد و بیشتر عمرش رو بعد از تاسیس فرقه، در ناوگان دریایی شخصی خودش گذروند و خودش رو کاپیتان گروهی از پیروان وفادارش میدونست.
عملا دهه ی 60 و 70 رو در دریا زندگی کرد و خودش رو رهبر سازمان دریایی معرفی کرد که یه گروه نخبه از ساینتولوژیست ها بودن. اما کشورهای مختلفی مثل بریتانیا، یونان، اسپانیا، پرتغال و ونزوئلا، بندرهاشون رو به روی کشتی های این گروه بستن چون فعالیت های مشکوکی داشتن.
دهه ی 80، دهه ی انزوای هابارد در صحرای کالیفرنیا بود. اون در سال 1975 به آمریکا برگشت و در منطقه ی دورافتاده ای نزدیک کرستون کالیفرنیا، زندگی مخفیانه ای رو شروع کرد. در سال 1986 در همونجا مرد ولی کلیسا هنوز اون رو زنده در سطح معنوی بالاتر میدونه.
هابارد نویسنده ی پرکاری بود و قبل از اینکه ساینتولوژی رو تاسیس کنه یعنی در دهه های 30 و 40، صدها کتاب داستانی علمی تخیلی، ماجراجویی و عامه پسند نوشت. بعد از تاسیس فرقه، فضای نوشته هاش تغییر کردن و تبدیل به متون آیینی، آموزشی و شبه درمانی شدن.
جمع بندی
براساس منابع رسمی کلیسای ساینتولوژی، هابارد بیش از 500 اثر منتشر شده داره که خیلی از این کارها بعد از مرگش تدوین و منتشر شدن و بیشترشون شبیه جزوه هستن.
اون تقریبا از اوایل دهه ی 1930 تا زمان مرگش در 1986 مشغول نوشتن بود و 55 سال فعالیت نویسندگی داشت.
این کتابها و ردپاشون در سینما شامل بحث طولانی ای میشن و این مطلب، همین الانش هم زیادی کش اومده و ممکنه از حوصله خارج بشه. بسیاری از الگوهای رفتاری این فرقه ممکنه برای شما آشنا باشن اما دوام و قدرتش، هنوز هم نبوغ آمیز جلوه میکنه و هرکسی میتونه قضاوت خودشو درمورد این قبیل سازمان ها داشته باشه.