داستان الهه های مرتبط با رویابینی و مهارتهای روانی
12 اردیبهشت · · خواندن 12 دقیقه
در بین النهرین، ایزدبانوی مامو رو شاهد هستیم که کار مشابهی رو انجام میده. مامو از کلمه ی Mamu در زبان سومری گرفته شده که به طور خاص به رویای معنادار و الهام بخش اشاره داره؛ رویایی که میتونه آینده رو رقم بزنه.
مامو دختر خدای خورشید، نماد نور و روشن بینی هست و در فرهنگ عمومی به عنوان موجودی مثبت و مورد احترام شناخته شده.
داستان اصلی بریزو، افسانه ی گمشده به حساب میاد و ما نمیدونیم که چطور به مقام الهی رسید یا ماجرای زندگیش چطور بود اما میدونیم که در جزیره ی دلوس در یونان باستان، آیین خاصی برای بزرگداشت این الهه برگزار میشد.
بریزو برای انسان ها خواب میفرستاد و همزمان، معنای خواب رو آشکار میکرد. افرادی که برای دریافت پیام به معبدش میرفتن، با خوابیدن در اونجا منتظر میموندن تا الهه در رویا باهاشون حرف بزنه.
بقیه در ادامهی مطلب。.゚+ ⟵(。・ω・)
اسم این الهه از ریشه ی یونانی به معنی خواب رفتن یا چرت زدن گرفته شده و با ظاهری زنانه توصیف شده.
جماعت دریانورد ازش میخواستن که دریا رو آروم کنه، بادهای ترسناک رو به خواب ببره و کشتی ها رو از طوفان در امان نگه داره.
زن های جزیره ی دلوس متولی اصلی مراسم بودن. همونطور که گفته شد، زن های دلوس برای این الهه قایق های کوچکی از جنس سفال یا کاسه هایی به شکل کشتی میساختن و داخلشون رو از انواع خوراکی ها و هدیه پر میکردن.
همچنین اونطور که گفته شد، مهم ترین قانون این مراسم این بود که هرگز نباید در این قایق ها ماهی گذاشت. دلیل این ممنوعیت در متون باستانی ذکر نشده اما بعضی ها عقیده دارن این کار برای احترام به قلمرو دریایی این الهه یا شاید به نشانه ی سپاسگزاری ازش برای محافظت از دست موجودات دریا انجام میشده.
طبق متون باستانی، بخصوص نوشته های سموس اهل دلوس که در کتاب آنتیوس حفظ شده، علت اصلی این تابو این بوده که ملوان ها و ماهیگیرها از بریزو برای حفاظت از خودشون در دریا درخواست میکردن و حالا تصور کنید به الهه ای که قراره شما رو از خطرات دریا نجات بده، همون موجوداتی رو هدیه بدید که اون قراره از شما در برابرشون محافظت کنه.
به عبارت دیگه تقدیم ماهی به بریزو مثل این میمونه که از یک نگهبان بخواید از شما محافظت کنه و بعد بهش اسلحه هدیه کنید.
این رسم درواقع یک تابوی محترمانه بوده و در برخی منابع حتی اشاره شده که این کار باعث بدشانسی شدید و خشم الهه میشده.
ردپای بریزو در کتاب های باستانی
بریزو در چندین کتاب مرجع مهم دنیای باستان و منابع دانشگاهی مدرن معرفی و ثبت شده. قدیمی ترین منبع شامل قطعه ای از سموس اهل دلوس هست که احتمالا قدمتش به قرن سوم قبل از میلاد برمیگرده. این نوشته معروف ترین و مورد استنادترین منبع درباره ی بریزو هست. اثر اصلی گم شده اما بخشی از اون در کتاب آتنیوس حفظ شده.
کتاب ضیافت دانایان اثر آتنیوس، قدمتش حدودا به سال 200 میلادی برمیگرده. این کتاب بزرگ درباره ی خوراکی و فرهنگ، نقل قول ارزشمندی از اثر سموس رو درون خودش داره و اطلاعات فعلی ما درباره ی بریزو مدیون این بخش از کتاب آتنیوس هست.
همچنین در واژه نامه ی هسیخیوس، که قدمتش به حدود قرن پنجم یا ششم میلادی برمیگرده، مدخل مستقیمی با عنوان "پیشگوی مرتبط با بریزو" یا "پیشگویی از طریق خواب" داره.
یکی از مهم ترین کشفیات درمورد بریزو، ارتباطش با چهار آیین بزرگ یونان باستان هست. هرکدوم از این کیش ها، بریزو رو به عنوان مادر کاهنان پیشگوی خودشون میشناختن. در کیش آپولون، بریزو نقش مادر سیبیل ها رو داره یعنی کاهن هایی که پیشگویی های الهامی انجام میدادن.
در کیش دیونیزوس، نقش مادر مائنادها رو داره یعنی زنان مست دیونیزوسی که در حالات خلسه، پیشگویی میکردن.
در کیش دمتر، نقش مادر ملیساها رو داره یعنی زنبوران الهی یا کاهن های مرموز در رازورزی های زنان الیوسیس.
در کیش هکات، نقش مادر مویرایها رو داره که تصویری از مفهوم "خود سه سرنوشت" که مسیر زندگی انسان ها رو میبافن.
بریزو در دوران باستان جایگاهی بسیار بلند و مادرگونه در حوزه ی پیشگویی داشته و گویا مادر تمام سنت های پیشگویی زنانه در یونان بوده.
بعضی از پژوهشگرها عقیده دارن بریزو احتمالا همون آستریا، تایتان بانوی پیشگویی شبانه است.
آستریا هم الهه ی پیشگویی از طریق رویا بود و بعد از سقوط تایتان ها، به جزیره ی دلوس رفت. با توجه به اینکه کیش اصلی بریزو در همون جزیره ی دلوس بوده، این احتمال مطرح میشه که بریزو اسم محلی همین ایزد بانوی باستانی باشه. اما به خاطر کمبود شواهد، نمیشه با قاطعیت این دو نفر رو یکی دونست.
بعضی ها اون رو از نظر کارکرد با اینو-لئوتویا، الهه ی نجات بخش ملوان ها در طولان ها هم مقایسه کردن.
یک نظریه ی جالب اینه که بریزو احتمالا ریشه در داستان دختران استافیلوس داشته. طبق این نظریه، این دخترها به اسم همیتئا و پارتنوس، به خاطر به خواب رفتن در حین انجام وظیفه، خشم پدرشون رو برمی انگیزن و برای فرار از خشمش، خودشون رو به دریا میندازن و تبدیل به الهه های قهرمان میشن.
اگر این درست باشه، ریشه ی افسانه ی بریزو با گناهی به اسم خواب، یعنی حوزه ی تخصصیش گره خورده. دخترایی که خوابیدن، مجازات شدن و بعد به الهه های دریایی و رویا تبدیل شدن.
بریزو خاصه چون در چهار سنت بزرگ یونانی به عنوان مادر کاهنان پیشگو شناخته میشه.
فرار آستریا به جزیره ی دلوس
بعد از شکست تایتان ها در برابر المپ نشینان، آستریا در المپ ساکن شد. اما زئوس که بهش دلبسته بود، شروع به تعقیبش کرد.
آستریا تن به خواسته ی زئوس نداد و برای فرار از او، خودش رو به شکل یک بلدرچین درآورد و به دریا انداخت. در دریا، با خودش تبدیل به جزیره ای سرگردان شد یا خدایان دریا اون رو به جزیره تبدیل کردن. اسم این جزیره در ابتدا آستریا یا اورتجیا به معنی جزیره ی بلدرچین ها بود اما بعدها به دلوس تغییر اسم داد.
برخلاف بسیاری از تایتان ها که بعد از جنگ به تارتاروس تبعید شدن، آستریا هیچ وقت مجازات نشد. اون خودش انتخاب کرد که فرار کنه تا از دست زئوس در امان بمونه.
اما این آخر ماجرا نبود و بعد ها، خواهر آستریا به اسم لتو که باردار دوقلوهای زئوس یعنی آرتمیس و آپولون بود، توسط هرای خشمگین مورد تعقیب قرار گرفت و هیچ جای دنیا حاضر نبود اون رو بپذیره.
در این وضعیت، جزیره ی دلوس یا آستریای سابق، با جان و دل از خواهرش لتو پذیرایی کرد. آستریا به لتو پناه داد و آپولون در همین جزیره به دنیا اومد.
هرا با وجود خشمگین بودن از این نافرمانی، به آستریا آسیبی نزد چون برای این تایتان بانو احترام قائل بود. یعنی هرا با خودش گفته ببین چه خانوم پاکدامنیه که به جای تن دادن به خواسته ی شوهر شل تنبان من حاضر شده در دریا بمیره. هرا واقعا در زن ستیزی گوی سبقت رو از تمام موجودات عالم ربوده.
بعد از این اتفاق، آپولون جزیره رو در بستر دریا تثبیت کرد و دلوس به یکی از مقدس ترین مکان های عبادت در یونان باستان تبدیل شد. خود آستریا هم به عنوان ایزد بانوی حامی جزیره و محافظ دریانوردها پرستش شد.
بریزو، اسم محلی و شاید لقبی هست که ساکنان دلوس به آستریا دادن. اسم بریزو به معنی به خواب رفتن هست و اشاره به کارکردش به عنوان الهه ی رویاهای پیشگویانه داره. آستریا یا بریزو تبعید نشد بلکه فرار کرد و بعد از فرار، جزیره ای مقدس و پناهگاهی امن شد. هنوز مورد احترام باقی موند و حتی هرا بهش آسیبی نزد. قدرتش نه تنها کاهش پیدا نکرد بلکه تغییر شکل پیدا کرد و از الهه ی ستاره ها به الهه ی رویاها تبدیل شد.
تعقیب آستریا توسط زئوس
زئوس بی ناموس به شکل یک عقاب، آستریا رو تعقیب کرد. همونطور که گفته شد، آستریا برای نجات دادن خودش، به شکل پرنده ای در اومد و در ادامه به شکل بلدرچین، خودش رو به دریا انداخت.
در بعضی از منابع کمیاب تر، اشاره شده که زئوس به خاطر این اهانت، یعنی رد شدن از طرف آستریا، عمدا آستریا رو به شکل بلدرچین درآورده و به دریا انداخت تا تنبیهش کنه. اما روایت غالب همون فرار قهرمانانه ی خود آستریا هست.
برخلاف خیلی از قربانی های زئوس، آستریا موفق شد فرار کنه و هویت خودش رو حفظ کنه. این نوعی مهارت حیله گری و ریاکاری مثبت هست که در این داستان به طور نمادین بهش اشاره شده.
آستریا الهه ی شهاب سنگ ها یا ستاره های در حال سقوط و پیشگویی های شبانه بود؛ پیشگویی هایی که از طریق رویاها یا ستاره ها انجام میشد. آستریا با پرسس، پسر تیتان دیگه ای ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دختری به اسم هکات، الهه ی جادو و جادوگری شد.
در روایتی متاخر و متفاوت از شاعری به اسم نونوس، بعد از اینکه آستریا با تبدیل شدن به بلدرچین از زئوس فرار میکنه و به دریا میره، پوزئیدون هم تعقیبش میکنه. ظاهرا این آقایون کشته مرده ی زن های رمان و پیشگو بودن و انتظار داشتن که با تصاحب آستریا بتونن پیشاپیش به بخت و اقبال خودشون مسلط بشن. آستریا که در ادامه از دست پوزئیدون هم کلافه میشه، خودش رو به جزیره ی غیر قابل حرکتی تبدیل میکنه.
در روایت دیگه و بسیار نادری، از آستریا به عنوان مادر هرکول از زئوس اسم برده شده.
نقش برجسته ای روی محفل پرگامون وجود داره که در اون، آستریا در حال جنگیدن با غول ها در کنار مادرش فوبه نشون داده میشه.
آستریا و مهارت های روانی
آستریا در داستان، مورد تعقیب توسط قدرتمندترین موجود جهان یعنی زئوس قرار میگیره. واکنش آستریا جنگ مستقیم یا تسلیم نیست بلکه نوعی فرار هوشمندانه است.
اون فورا میفهمه که در چه موقعیت خطرناکی قرار گرفته و چه کسی قدرت واقعی رو داره. اون با تبدیل کردن خودش به پرنده ای کوچک و به ظاهر بی آزار یعنی بلدرچین، عملا رادار زئوس رو گمراه میکنه و نشون میده که میتونه تصویرش رو اونطور که میخواد تغییر بده.
این رفتار، میتونه اشاره به نوعی هوش میان فردی بالا داشته باشه یعنی توانایی درک انگیزه ها، احساسات و برنامه های دیگران و تنظیم رفتار خود براساس این اطلاعات.
آستریا در لحظه ی بحرانی، وحشت زده نمیشه و دست به تصمیم عجولانه نمیزنه. به جای قربانی شدن، عاملیت خودش رو حفظ میکنه.
اون به خوبی میدونه که چی میخواد و چی نمیخواد.
در ادامه تصمیم میگیره به اعماق دریا بپره و به جزیره ای تنها تبدیل میشه. این کار نیازمند توانایی بالایی برای تحمل تنهایی، ناشناخته ها و ترک دنیای امن یعنی المپ هست.
به این مهارت انعطاف پذیری روانی گفته میشه و همچنین با مفهوم ذهن آگاهی در ارتباط هست.
حیله گری آستریا از جنس فریب برای بقا هست. توانایی تغییر شکل، تبدیل به بلدرچین، معادل روانشناختی انطباق پذیری نقش هست. در این حالت، فرد میتونه متناسب با تهدید، ماسک مناسب رو به صورت استراتژیک به چهره بزنه.
زئوس، آستریا رو به عنوان یک ایزدبانوی زیبا و مطلوب میبینه اما یهو تبدیل به یک پرنده ی کوچک و سپس یک جزیره ی بی جان میشه. این یعنی هویت هدف تعقیب شده رو کاملا کنار میذاره و به چیزی غیر قابل پیش بینی تبدیل میشه.
این نوعی ریاکاری مثبت هست که نه از روی بدجنسی بلکه با تکیه بر هوش بقا انجام میشه.
آستریا الهه ی ستاره ها و پیشگویی هست. این ویژگی میتونه مرتبط با دو مهارت روانشناختی باشه. تفکر استراتژیک یا توانایی دیدن تصویر بزرگ و پیش بینی پیامدهای بلندمدت کارهایی که انجام میدیم. آستریا میدونه که تسلیم شدن به زئوس چه عواقبی براش داره. آستریا همچنین با مهارت برنامه ریزی برای آینده برخورداره و همونطور که بعدها خواهرش لتو رو پناه میده، میشه درک کرد از قبل میدونه که این جزیره تبدیل به مکان با ارزشی میشه. همچنین دیدگاهی، نوعی نگاه کلان نگر رو درون خودش داره.
شاید عمیق ترین مهارت آستریا این باشه که هوش وجودی بالایی داره. هوش وجودی یعنی توانایی پرسیدن سوال های بنیادی درباره ی زندگی، مرگ و معنای بودن.
آستریا با قبول کردن تبدیل شدن به جزیره که نوعی مرگ نمادین هست، و دست کشیدن از هویت فردیش، نشون میده که از مفهوم فناپذیری و جاودانگی درک عمیقی داره. اون میدونه که برای اینکه "بود" داشته باشه لازمه از "هست" خودش بگذره.
اون انتخاب میکنه که به چیزی بزرگتر از خود فعلیش تبدیل بشه.
نماد بلدرچین در داستان آستریا
بلدرچین در این داستان یک پرنده ی ساده نیست بلکه استعاره ای از بقای هوشمندانه دربرابر قدرت مطلقه. بلدرچین پرنده ای کوچک، زمینی و به ظاهر بی دفاعه اما در داستان، آستریا وانمود میکنه که موجودی ضعیف و قابل شکاره، درحالیکه نقشه ی فرار رو توی سرش داره.
بلدرچین ها معمولا بین علف و بوته قایم میشن. آستریا با این شکل، خودش رو از چشم زئوس که به شکل عقاب دراومده پنهان میکنه. در اساطیر یونان، بلدرچین نماد فریب و نیرنگ مثبت برای فرار از خطره.
بلدرچین پرنده ای هست که گاهی با مرگ و جهان مردگان مرتبط دونسته میشه. آستریا با پریدن به دریا، یک مرگ نمادین رو میپذیره تا دوباره متولد بشه.
تضاد بلدرچین و عقاب به این صورته که عقاب نماد قدرت، سلطه، تعقیب، آسمان و خشونت آشکاره اما بلدرچین ضعف ظاهری، پنهان کاری، هوش، زمین و فرار هوشمندانه رو تداعی میکنه.
در این مبارزه، پرنده ی کوچک و زمینی، با هوش و تغییر شکل، پرنده ی قدرتمند آسمانی رو شکست میده. این یعنی زور همیشه بر هوش پیروز نیست.
همونطور که گفته شد، در اساطیر، بلدرچین گاهی پرنده ای فریبکار محسوب میشه که از طریق پنهان کاری، جون خودش رو نجات میده. این ویژگی به آستریا هم سرایت کرده.
بعضی از گونه های بلدرچین مهاجر هستن که با تصویر رفت و برگشت بین دنیاها تبدیل به نماد شده. این ویژگی، نماد گذر از مرزهای زندگی و مرگ، یا المپ و دریا هست که در داستان آستریا هم میشه دید.
به جزیره ای که آستریا بهش تبدیل شد، اصطلاحا جزیره ی بلدرچین ها گفته میشه. استفاده از حالت جمع این پرنده، نشون میده که این جزیره پناهگاه امنی برای موجودات به ظاهر ضعیفی مثل بلدرچین ها و استعاره از افراد فراری از سلطه هست.
بلدرچین در داستان آستریا نماد این ایده است که قدرت همیشه در زور بازو نیست، گاهی در زیرکی و تغییر شکله. ضعف ظاهری میتونه یک تاکتیک دفاعی هوشمندانه باشه، نه یک ناتوانی واقعی و برای نجات خود، گاهی باید ناپدید شد، تغییر کرد و دوباره متولد شد، حتی اگر به قیمت از دست دادن هویت قبلی تموم بشه.