فیلمنامه ات را تمام کن| معرفی کتاب
14 اردیبهشت · · خواندن 5 دقیقه
این مطلب برداشتی هست از کتاب Finish the Script! A College Screenwriting Course in Book Form نوشته ی اسکات کینگ که یک راهنمای عملی برای نوشتن فیلمنامه است و براساس سخنرانی ها و تمرین های واقعی یک دوره ی دانشگاهی طراحی شده. این کتاب صرفا برای مبتدی ها نیست و میتونه برای نویسنده ها هم کاربردی باشه.

نویسنده همراه با خواننده، یک فیلمنامه رو از صفر مینویسه و همزمان با آموزش، خودش هم مشغول خلق اثر جدیدی هست. کتاب شامل تمرین هاییه که در کلاس های فیلمنامه نویسی استفاده میشن مثل ساخت شخصیت، طراحی صحنه و بازنویسی و برخلاف خیلی از کتاب های فیلمنامه نویسی که پر از نظریه پردازی درمورد این موضوع هستن، این کتاب روی خود نوشتن تمرکز داره و حتی درمورد اشتباهات و نحوه ی کار کردن با نسخه های اولیه هم صحبت میکنه.
نویسنده تاکید میکنه که دنبال ساختار کامل یا تولید بی نقص فیلمنامه نیست و بیشتر سعی داره تا افراد علاقه مند رو تشویق به نوشتن کنه و با گزاره های ساده ای مثل تنها راه تموم کردن فیلمنامه، نوشتن هست، قدم های ابتدایی رو برمیداره.
این کتاب، مناسب افرادی هست که میخوان اولین فیلمنامه شون رو بنویسن ولی نمیدونن از کجا شروع کنن و نویسنده هایی که در مرحله ی بازنویسی گیر کردن یا افرادی که از کتاب های بیش از حد تئوریک خسته شدن و دنبال تمرین عملی هستن.
اسکات کینگ خودش رو نه به عنوان یک معلم خشک بلکه به عنوان کسی معرفی میکنه که از دل سیستم آموزشی عبور کرده، شکست خورده، یاد گرفته و حالا میخواد با مخاطب همراه بشه تا بقیه هم بتونن بنویسن.
این کتاب مثل یک کلاس درس واقعی طراحی شده و هر فصل با یک داستان شروع میشه و بعد وارد بحث آموزشی میشه و درنهایت، یک تمرین عملی هم داره.
شعار اصلی نویسنده اینه: فیلمنامه ات رو تموم کن و عقیده داره بیشتر آدم ها صرفا خیالپردازی میکنن و نویسنده ی واقعی نیستن.
هیچ قانون قطعی ای برای نوشتن وجود نداره و صرفا باید بفهمی چه چیزی برای تو جواب میده. درواقع صبح نویس باشی یا شب نویس مهم نیست، مهم اینه که بنویسی.
نوشتن کار راحتی نیست و گاها تکالیف و درس ها میتونن حسابی خسته کننده و کسل کننده باشن اما این بخشی از فرآینده و باید باهاش کنار اومد. کتاب به عنوان یک دستورالعمل جادویی یا مسیر مستقیم ورود به صنعت فیلم نیست و هیچ کسی صرفا با خوندن کتاب، تبدیل به فیلمنامه نویس حرفه ای نشده. فیلمنامه نویسی خودش یک عمل و تمرینه و موفقیت در این مسیر، به خود شخص بستگی داره. به زمان گذاشتن، ذهن باز داشتن و مهم تر از همه، پشتکار و تعهد به تموم کردن فیلمنامه.
نویسنده وقتی در دبیرستان بود، خودش رو به جلسه ی شورای شهر راه داد تا درباره ی فیلمی که در شهرشون ساخته میشد گزارش بنویسه و در این جلسه، همه ی کسبه ی محلی به خاطر سود مالی احتمالی ساکت بودن و سوالات سطحی میپرسیدن ولی نویسنده مستقیما پرسید: چقدر کسب و کارهای محلی باید تعطیل بش و بسته شدن خیابون ها چه تاثیری روی مردم و مسیرهای اتوبوس مدرسه داره؟
این جسارت باعث شد که مدیر مکان های فیلم برداری با مدرسه تماس بگیره و بهشون پیشنهاد کار در فیلم Runaway Bride داده شد.
تجربه ی کار در اون فیلم، تحول بزرگی در زندگی نویسنده درست کرد و جرات گرفتن مدرک فیلمسازی رو بهش داد. درس مهم این تجربه اینه که شجاعت برای گرفتن فرصت ها و ریسک کردن، حتی در شرایط نامطمئن، میتونه مسیر زندگی رو عوض کنه. این روحیه ی جسورانه و قبول کردن شکست، به همون اندازه ی موفقیت، برای نویسنده شدن ضروریه.
برای خلق داستان باید جرات کرد و گام برداشت و ریسک کرد و عقب نکشید، حتی اگر مسیر سخت و نامطمئن باشه. شکست و اشتباه، بخشی از فرآیند رشد و یادگیری هست.
ایده ها مثل مهمان های ناخوانده هستن که گاهی بدون هشدار از راه میرسن، این پدیده ای طبیعی در ذهن نویسنده است که هیچ قاعده ی روشنی نداره و نمیشه به زور اون ها رو خلق کرد. هر نویسنده از جاهای مختلفی الهام میگیره و هر روشی برای یکی جواب میده و برای یکی دیگه نه. مهم اینه که فرد خودش رو کشف کنه و ببینه چه راهی براش بهتره.
نویسنده توضیح میده که روزانه کلی سریال، فیلم، کتاب و کمیک میبینه و میخونه تا ذهنش غرق در روایت های مختلف بشه. این غوطه وری، ذهن رو باز میکنه و ایده ها رو سریعتر ایجاد میکنه. جالب اینه که اغلب نه داستان های عالی بلکه کارهای ضعیف، ذهنش رو فعال میکنه چون اون ها باعث تحلیل و فکر درباره ی نحوه ی بهتر کردن داستان میشن.
ایده ها معمولا دو نوع هستن. پریمیس که ایده ی کلان به حساب میاد و شامل مفهوم کلی داستان میشه مثل تصور دنیایی با جادوگران در جادوگر شهر از یا کوسه ی آدمخوار در فیلم آرواره ها.
ایده های شخصیت محور، شامل ایده هایی هستن که حول محور شخصیت های داستان شکل میگیرن.
در ادامه، نویسنده از تجربیات شخصیش میشه مثلا یه دوست داشتم که فقط میدونست میخواد داستانش در دوران ویکتوریایی باشه و درنهایت داستانی درباره ی کشیشی چاق و احضارگر شیاطین نوشت که از سکته مرد.
اما درمورد ایده های شخصیت محور، لزوما نیازی نیست سراغ شخصیت های پیچیده رفت. میشه آدم هایی رو انتخاب کرد که یک ویژگی جالب دارن مثل مردی که از دریا میترسه.
نویسنده تاکید میکنه که نباید دنبال ایده ای باشید که فروش میکنه یا مد روز هست چون سلیقه ها سریع تغییر میکنن و بهتره ایده ای رو انتخاب کنید که ذهنتون رو روشن میکنه.
در ادامه، فیلمنامه ی تمرینی نویسنده شروع میشه و برای جبران نبودن خواننده در کلاس واقعی، نویسنده تصمیم میگیره یک فیلمنامه ی ساختگی به اسم ویرجین دد Dad بنویسه تا خواننده بتونه در طول کتاب، مثال های واقعی از نوشتن، اشتباه و بازنویسی رو ببینه.
جمع بندی
نویسنده ی این کتاب، یعنی اسکات کینگ، یک نویسنده و مدرس آمریکایی هست و در ایالات متحده زندگی میکنه و علاوه بر تدریس فیلمنامه نویسی، در زمینه ی نوشتن رمان های علمی تخیلی، فانتزی و کتاب های آموزشی هم فعالیت داره و سبک نوشتارش با شوخی های خودمونی، مثال های شخصی و تمرین های عملی، فضای آموزش آمریکایی رو تداعی میکنه.